تبليغاتX
hadivebnegar
 

حال خطبه ۲۰۷ نهج البلاغه که در تأیید این دیدگاه برگزیده اند را مرور می کنیم تا معلوم شود تا چه اندازه مؤید دیدگاه ایشان است. با اینکه خطبه مذکور طولانی است، اما ترجمه تمامی آن را در اینجا می آوریم تا فضای کلام امام علی (ع) را آنطور که منعقد شده بازشناسیم:

اما بعد، بی‌گمان خدای سبحان مرا بر شما _ با ولایت امرتان _ و شما را بر من حقی رقم زده است، و این حقوق متقابل میان من و شما، برابر است. حق را در مقام سخن فراخ‌ترین میدان است، ولی در عمل و پاسداری انصاف تنگنایی بی‌مانند. چرا که حق چون به سود کسی اجرا شود ناگزیر به زیان او نیز به کار رود، و به زیان هر کس اجرا شود، به سود او نیز جریان یابد.

اگر بنا بود که در موردی حق، یک سویه اجرا شود، چنین موردی تنها از آن خدای سبحان بود، نه آفریده‌های او، چرا که او بر بندگان قدرتی است بی‌کران، و قلمرو سرنوشتی که او رقم زده است عدالت ناب است بی‌گمان. با این همه در این مورد نیز حق را به گونه‌ای متقابل نهاده است: حق خویش را بر بندگان فرمانبری بی‌چون و چرا، و در برابر پاداش آنان را _ از سر فضل و کرم و فزونی و گشایشی که خداوندی او را سزاست _ دو چندان رقم زده است.

در این میان خداوند حقوق متقابل در روابط اجتماعی انسانها را بخشی از حقوق خود رقم زده است. که بزرگتر بعد آن، حقوق متقابل مردم و زمامداران است. و این فریضه‌ای الهی است که خداوند سبحان آن را برای هر یک بر دیگری واجب کرده است، پس آن حقوق متقابل را نظام همبستگی و راز شکوه دینشان خواسته است. چنان که ملت سامان نیابد مگر با اصلاح زمامداران، و زمامداران اصلاح نشوند جز با استقامت ملت. پس هر گاه ملت حق والی را بپردازد و زمامدار نیز حقوق ملت را پاس دارد، حق در میانشان شکوه یابد، راههای دین استوار گردد، شناسه‌های عدالت راست شود و سنتها در روندی فراخور جریان یابد. بدین سان، زمانه اصلاح می‌شود به ماندگاری دولت امید می‌رود، و آزمندی دشمنان به نومیدی مبدل می‌گردد. ولی هنگامی که ملت بر زمامدار خود چیره‌خو شود و زمامدار با ملت خود از در زورگویی درآید، اختلاف کلمه رخ می‌دهد، نشانه‌های جور آشکار می‌شود، دغلکاری در دین فزونی می‌یابد و راههای اصلی سنت بی‌رهرو می‌ماند. هوا و هوس مبنای عمل قرار می‌گیرد و احکام به تعطیل کشیده می‌شود. بیماریهای نفسانی فزونی می‌گیرد، چنان که از تعطیل حق، هر چند بزرگ باشد، و عملی شدن باطل، هر چند چشمگیر، کسی احساس نگرانی نمی‌کند. از این رو نیکان به ذلت می‌افتند و بدان عزت می‌یابند و بندگان از خدا کیفری گران می‌بینند.

پس بر شما باد پند دادن متقابل در این زمینه و همکاری نیک بر آن، چرا که هیچ کس هر چند که بر خشنودی خدا سخت حریص و در سخت‌کوشی و مبارزات عملی سابقه‌اش طولانی باشد نمی‌تواند به ژرفای اطاعت خداوند _ چنان که او را شایسته است _ راه یابد. اما بخشی از حقوق واجب الهی بر بندگان این است که در حد توان و استعداد خویش از نصیحت دریغ نورزند و بر اجرای حق در میان خود همکاری کنند.

هیچ کس _ هر چند که در شناخت و اجرای حق جایگاهی عظیم یابد و در کسب فضیلت دینی پرسابقه و پیشتاز باشد _ در چنان مقامی نباشد که در اجرای حقوق الهی که بدو تکلیف شده است، بی‌نیاز از یاری دیگران باشد، و از دیگرسو هیچ کس _ هر چند که نفوس کوچکش بشمارند و چشمها حقیرش ببینند _ کم‌تر از آن نباشد که در این زمینه کمکی بدهد یا کمکی بستاند.

چون سخن حضرت بدین جا رسید، مردی از اصحاب با گفتاری طولانی، که در ضمن آن حضرتش را ثنای فراوان گفت و پیروی و گوش به فرمان بودنش را یادآور شد، مولا را پاسخ گفت و امام سخن خویش را چنین پی گرفت:

بی‌گمان ناچیز دیدن همه چیز در برابر بزرگی خداوند، بخشی از حقوق او است بر هر آن که شکوه خدای را در ژرفای جان پذیرا باشد و او را در قلب جایگاهی شکوهمند دهد، و بی‌شک سزاوارترین کس به این ویژگی هم او است که نعمت خداوند بر دوشش بیشتر سنگینی می‌کند و از نیکی‌های سراسر لطف حق بهره‌ای افزون‌تر دارد، که بی‌تردید نعمت خداوند بر دوش هر کس سنگینی کند، حق الهی نیز بر وی بزرگی گیرد.

بی‌گمان از پست‌ترین حالتهای زمامداران جامعه در نگاه مردم شایسته این است که بدین گمان متهم شوند که دوستدار ستایش‌اند و سیاست کشورداری‌شان بر کبرورزی بنا یافته است. و به راستی که من خوش ندارم که این پندار در ذهنتان راه یابد که به چاپلوسی گراییده‌ام و شنیدن ثنای خویش را دوست دارم. من _ با سپاس از خداوند _ چنین نیستم. اما اگر چنین نیز بودم، آن را به عنوان خاکساری در برابر خداوند سبحان _ که به بزرگی سزاوارتر است _ وامی‌نهادم.

آری، بسا که مردمان، پس از درگیری پیروزمندانه، از ستایش شیرین کام شوند. ولی از شما می‌خواهم که برای آن که احیاناً توانسته‌ام در پیشگاه خدا و شما _ به انگیزه‌ی خداترسی _ بخشی از حقوقی را که به گردن دارم بپردازم و از عهده‌ی وظایف واجبی که ناگزیر از انجام دادن آنم، برآیم، مرا با مدح و ثنای نیکو نستایید و بدان‌سان که رسم سخن گفتن با جباران تاریخ است، با من سخن مگویید و آن چنان که از زورمندان دژخوی پروا می‌کنند، از من فاصله مگیرید و با تصنع با من نیامیزید و چنین مپندارید که اگر با من سخن حقی گفته شود مرا گران می‌آید، و نیز گمان مبرید که من بزرگداشت نفس خویش را خواهانم، زیرا آن که از شنیدن حق و پیشنهاد عدالت احساس سنگینی کند، عمل به آن دو برایش سنگین‌تر باشد، پس، از سخن حق و پیشنهاد عدل دریغ مورزید، که من در نزد خود برتر از آن نیستم که خطا نکنم و از خطا در کردار خویش نیز احساس ایمنی ندارم، مگر آن که خداوند در برابر خویشتن خویشم کفایت کند، که او بیش از خود من قلمرو هستیم را مالک باشد.

آری، واقعیت جز این نیست که من و شما همگی بندگانی هستیم در ملک پروردگاری که جز او پروردگاری نباشد، او است که حتی بخشهایی از خود ما را که _ فراتر از مالکیت خودمان _ در تملک دارد، و هم او است که ما را از جاهلیتی که در آن بودیم به نظامی درآورد که سامانمان دهد، پس در پی گمراهی هدایت را جایگزین ساخت و از پس کوری، بینایی‌مان ارزانی داشت.

آنچه از کلام امام علی (ع) می توان استنتاج کرد عبارت است از اینکه:

۱٫ حقوق رهبر جامعه اسلامی و مردم حقوقی است برابر و متقابل

۲٫ اگر قرار باشد حقوق یک سویه ای وجود داشته باشد، تنها می تواند از آن خدا باشد.

۳٫ اما در این مورد هم حق دوسویه است یعنی فرمانبری بی چون و چرای بندگان از او و پاداش دهی به بندگان در مقابل

۴٫ حقوق زمامداران و مردم نیز دو سویه است: برسمیت شناخته شدن فرمابرداری فرمانروایان از سوی مردم، و تلاش برای اصلاح زمامداران بوسیله مردم و از طریق پایداری مردم.

۵٫ دیده بانی امور از سوی مردم که هم شامل نظارت بر حکومت می شود و هم شامل مراقبت از جامعه (امر به معروف و نهی از منکر)

۶٫ در این رابطه متقابل، هیچکس از دیگری بی نیاز نیست.

۷٫ رهبری جامعه اسلامی ممکن است خطا کند، مردم حق دارند او را نسبت به خطایش آگاه کنند، و در این کار باید از زبان مدح و ستایش (که زبانی است که برای خطاب کردن حاکمان ستمکار بکار بسته می شود) سخت پرهیز کنند.

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 12:7 |
 

حال خطبه ۲۰۷ نهج البلاغه که در تأیید این دیدگاه برگزیده اند را مرور می کنیم تا معلوم شود تا چه اندازه مؤید دیدگاه ایشان است. با اینکه خطبه مذکور طولانی است، اما ترجمه تمامی آن را در اینجا می آوریم تا فضای کلام امام علی (ع) را آنطور که منعقد شده بازشناسیم:

اما بعد، بی‌گمان خدای سبحان مرا بر شما _ با ولایت امرتان _ و شما را بر من حقی رقم زده است، و این حقوق متقابل میان من و شما، برابر است. حق را در مقام سخن فراخ‌ترین میدان است، ولی در عمل و پاسداری انصاف تنگنایی بی‌مانند. چرا که حق چون به سود کسی اجرا شود ناگزیر به زیان او نیز به کار رود، و به زیان هر کس اجرا شود، به سود او نیز جریان یابد.

اگر بنا بود که در موردی حق، یک سویه اجرا شود، چنین موردی تنها از آن خدای سبحان بود، نه آفریده‌های او، چرا که او بر بندگان قدرتی است بی‌کران، و قلمرو سرنوشتی که او رقم زده است عدالت ناب است بی‌گمان. با این همه در این مورد نیز حق را به گونه‌ای متقابل نهاده است: حق خویش را بر بندگان فرمانبری بی‌چون و چرا، و در برابر پاداش آنان را _ از سر فضل و کرم و فزونی و گشایشی که خداوندی او را سزاست _ دو چندان رقم زده است.

در این میان خداوند حقوق متقابل در روابط اجتماعی انسانها را بخشی از حقوق خود رقم زده است. که بزرگتر بعد آن، حقوق متقابل مردم و زمامداران است. و این فریضه‌ای الهی است که خداوند سبحان آن را برای هر یک بر دیگری واجب کرده است، پس آن حقوق متقابل را نظام همبستگی و راز شکوه دینشان خواسته است. چنان که ملت سامان نیابد مگر با اصلاح زمامداران، و زمامداران اصلاح نشوند جز با استقامت ملت. پس هر گاه ملت حق والی را بپردازد و زمامدار نیز حقوق ملت را پاس دارد، حق در میانشان شکوه یابد، راههای دین استوار گردد، شناسه‌های عدالت راست شود و سنتها در روندی فراخور جریان یابد. بدین سان، زمانه اصلاح می‌شود به ماندگاری دولت امید می‌رود، و آزمندی دشمنان به نومیدی مبدل می‌گردد. ولی هنگامی که ملت بر زمامدار خود چیره‌خو شود و زمامدار با ملت خود از در زورگویی درآید، اختلاف کلمه رخ می‌دهد، نشانه‌های جور آشکار می‌شود، دغلکاری در دین فزونی می‌یابد و راههای اصلی سنت بی‌رهرو می‌ماند. هوا و هوس مبنای عمل قرار می‌گیرد و احکام به تعطیل کشیده می‌شود. بیماریهای نفسانی فزونی می‌گیرد، چنان که از تعطیل حق، هر چند بزرگ باشد، و عملی شدن باطل، هر چند چشمگیر، کسی احساس نگرانی نمی‌کند. از این رو نیکان به ذلت می‌افتند و بدان عزت می‌یابند و بندگان از خدا کیفری گران می‌بینند.

پس بر شما باد پند دادن متقابل در این زمینه و همکاری نیک بر آن، چرا که هیچ کس هر چند که بر خشنودی خدا سخت حریص و در سخت‌کوشی و مبارزات عملی سابقه‌اش طولانی باشد نمی‌تواند به ژرفای اطاعت خداوند _ چنان که او را شایسته است _ راه یابد. اما بخشی از حقوق واجب الهی بر بندگان این است که در حد توان و استعداد خویش از نصیحت دریغ نورزند و بر اجرای حق در میان خود همکاری کنند.

هیچ کس _ هر چند که در شناخت و اجرای حق جایگاهی عظیم یابد و در کسب فضیلت دینی پرسابقه و پیشتاز باشد _ در چنان مقامی نباشد که در اجرای حقوق الهی که بدو تکلیف شده است، بی‌نیاز از یاری دیگران باشد، و از دیگرسو هیچ کس _ هر چند که نفوس کوچکش بشمارند و چشمها حقیرش ببینند _ کم‌تر از آن نباشد که در این زمینه کمکی بدهد یا کمکی بستاند.

چون سخن حضرت بدین جا رسید، مردی از اصحاب با گفتاری طولانی، که در ضمن آن حضرتش را ثنای فراوان گفت و پیروی و گوش به فرمان بودنش را یادآور شد، مولا را پاسخ گفت و امام سخن خویش را چنین پی گرفت:

بی‌گمان ناچیز دیدن همه چیز در برابر بزرگی خداوند، بخشی از حقوق او است بر هر آن که شکوه خدای را در ژرفای جان پذیرا باشد و او را در قلب جایگاهی شکوهمند دهد، و بی‌شک سزاوارترین کس به این ویژگی هم او است که نعمت خداوند بر دوشش بیشتر سنگینی می‌کند و از نیکی‌های سراسر لطف حق بهره‌ای افزون‌تر دارد، که بی‌تردید نعمت خداوند بر دوش هر کس سنگینی کند، حق الهی نیز بر وی بزرگی گیرد.

بی‌گمان از پست‌ترین حالتهای زمامداران جامعه در نگاه مردم شایسته این است که بدین گمان متهم شوند که دوستدار ستایش‌اند و سیاست کشورداری‌شان بر کبرورزی بنا یافته است. و به راستی که من خوش ندارم که این پندار در ذهنتان راه یابد که به چاپلوسی گراییده‌ام و شنیدن ثنای خویش را دوست دارم. من _ با سپاس از خداوند _ چنین نیستم. اما اگر چنین نیز بودم، آن را به عنوان خاکساری در برابر خداوند سبحان _ که به بزرگی سزاوارتر است _ وامی‌نهادم.

آری، بسا که مردمان، پس از درگیری پیروزمندانه، از ستایش شیرین کام شوند. ولی از شما می‌خواهم که برای آن که احیاناً توانسته‌ام در پیشگاه خدا و شما _ به انگیزه‌ی خداترسی _ بخشی از حقوقی را که به گردن دارم بپردازم و از عهده‌ی وظایف واجبی که ناگزیر از انجام دادن آنم، برآیم، مرا با مدح و ثنای نیکو نستایید و بدان‌سان که رسم سخن گفتن با جباران تاریخ است، با من سخن مگویید و آن چنان که از زورمندان دژخوی پروا می‌کنند، از من فاصله مگیرید و با تصنع با من نیامیزید و چنین مپندارید که اگر با من سخن حقی گفته شود مرا گران می‌آید، و نیز گمان مبرید که من بزرگداشت نفس خویش را خواهانم، زیرا آن که از شنیدن حق و پیشنهاد عدالت احساس سنگینی کند، عمل به آن دو برایش سنگین‌تر باشد، پس، از سخن حق و پیشنهاد عدل دریغ مورزید، که من در نزد خود برتر از آن نیستم که خطا نکنم و از خطا در کردار خویش نیز احساس ایمنی ندارم، مگر آن که خداوند در برابر خویشتن خویشم کفایت کند، که او بیش از خود من قلمرو هستیم را مالک باشد.

آری، واقعیت جز این نیست که من و شما همگی بندگانی هستیم در ملک پروردگاری که جز او پروردگاری نباشد، او است که حتی بخشهایی از خود ما را که _ فراتر از مالکیت خودمان _ در تملک دارد، و هم او است که ما را از جاهلیتی که در آن بودیم به نظامی درآورد که سامانمان دهد، پس در پی گمراهی هدایت را جایگزین ساخت و از پس کوری، بینایی‌مان ارزانی داشت.

آنچه از کلام امام علی (ع) می توان استنتاج کرد عبارت است از اینکه:

۱٫ حقوق رهبر جامعه اسلامی و مردم حقوقی است برابر و متقابل

۲٫ اگر قرار باشد حقوق یک سویه ای وجود داشته باشد، تنها می تواند از آن خدا باشد.

۳٫ اما در این مورد هم حق دوسویه است یعنی فرمانبری بی چون و چرای بندگان از او و پاداش دهی به بندگان در مقابل

۴٫ حقوق زمامداران و مردم نیز دو سویه است: برسمیت شناخته شدن فرمابرداری فرمانروایان از سوی مردم، و تلاش برای اصلاح زمامداران بوسیله مردم و از طریق پایداری مردم.

۵٫ دیده بانی امور از سوی مردم که هم شامل نظارت بر حکومت می شود و هم شامل مراقبت از جامعه (امر به معروف و نهی از منکر)

۶٫ در این رابطه متقابل، هیچکس از دیگری بی نیاز نیست.

۷٫ رهبری جامعه اسلامی ممکن است خطا کند، مردم حق دارند او را نسبت به خطایش آگاه کنند، و در این کار باید از زبان مدح و ستایش (که زبانی است که برای خطاب کردن حاکمان ستمکار بکار بسته می شود) سخت پرهیز کنند.

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 12:6 |
 

هشدار حضرت آيت الله العظمی صانعی : مخالفين امام دست بردار نيستند  «همه وظیفه داریم از بیت حضرت امام سلام الله علیه و از انقلاب و جمهوری اسلامی پشتیبانی کنیم »


حضرت آیت الله العظمی صانعی در دیدار اعضای تشکل راه سبز امید قم با معظم له ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشتند:«من هم مثل شما و شاید بیش از شما از اسائه ادبی که نسبت به بیت امام سلام الله علیه می شود متأثرم.»

معظم له ضمن تجلیل از بیت مکرم حضرت امام و شخصیت حجت الاسلام و المسلیمن سید حسن خمینی اظهار داشتند: « نوه عزیز حضرت امام(سلام الله علیه) برای حفظ نظام و دستاوردهای آن و حفظ اندیشه امام قدمهای محکمی برداشته است که برخی ها حاضر نیستند یکصدم آن انجام بگیرد» .

ایشان افزودند: اقدامات سید حسن آقا حساب شده است و غیر از این هم از ایشان توقع نیست اگرچه باید توجه داشت که مخالفین امام هم دست بردار نیستند.

عده ای امروز تمام تلاش خود را به کارگرفته اند که بین روحانیت اختلاف بیاندازند

آیت الله العظمی صانعی همچنین در دیدار جمعی از نخبگان و فرهیخته گان استان یزد با معظم له ضمن اشاره به پیشرفت حرکت ملت در حاکمیت جمهوری اسلامی و حاکمیت حقوق انسانها و جلوگیری از تضییع حقوق انسانها فرمودند:«عده ای امروز تمام تلاش خود را به کارگرفته اند که بین روحانیت اختلاف بیاندازند ولی نمی توانند چرا که جامعه این اختلافات را نمی پذیرد جامعه مسیر خودش را فهمیده است و به حرکت خود ادامه می دهد.»

معظم له در ادامه با اشاره به سیره مبارزاتی ائمه علیهم السلام و منطق قرآن در دفاع از مظلوم اظهار داشتند: «مظلومیت، بیچاره کننده ظالم است از نظر منطق قرآن آه مظلوم به آسمان می رسد با اینکه ظالم همه چیز اعم از پول و اسلحه و ابزار تبلیغاتی در اختیار دارد اما مظلوم جز ابراز مظلومیت سلاح دیگری ندارد و همین مظلومیت است که ظالم را بیچاره می کند.»

ایشان با بیان اینکه دفاع از اسلام هزینه دارد و در این راه باید صدمه خورد اظهار داشتند: «امام سلام الله علیه مبارزاتش را با یک کاغذ و قلم شروع کرد. دشمنان امام برای مبارزه با ایشان امام را تبعید و زندانی کردند تا به گمان خودشان امام را از بین ببرند اما در نتیجه دیدید که امام آنها را از بین برد امروز هم من معتقدم هیچ چیز نمی تواند امام را از جامعه بگیرد، هیچ چیز نمی تواند اسلام ناب را از جامعه بگیرد، ممکن است چند روزی عده ای با چند تا حرف و با چند خیانت اقتصادی سر آدم را کلاه بگذارند اما اینها تمام می شود « فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً » حق می آید و حق می ماند که حق ماندنی است.»

بی توجهی نسبت به رفع گرفتاری های فردی و اجتماعی مردم سبب قطع رابطه انسان با خدا می شود.

همچنین حضرت آیت الله العظمی صانعی در دیدار جمعی از فعالین سیاسی شهرهای ورامین و اسلامشهر با معظم له ضمن بیان این مطلب که از کارهایی که در اسلام بسیار پسندیده است رفع گرفتاریهای شخصی و گرفتاریهای اجتماعی مردم است و همه باید در حد توان در جهت رفع این گرفتاریها تلاش نمائیم اظهار داشتند: «بی توجهی نسبت به رفع گرفتاریهای مردم خصوصاً اگر در توان انسان باشد اولاً سبب قطع رابطه انسان با خدا می شود و خداوند عنایتش را از انسان می گیرد و ثانیاً سبب می شود که انسان وسیله رفع گرفتاریهای ظالمین گردد که این امر سبب عذاب الهی خواهد شد.»

این مرجع عالیقدر در ادامه و با اشاره به وجود اختلافات فکری میان مردم و گروههای سیاسی و بیان اینکه نباید این اختلاف سلیقه ها به تفرقه منجر شود افزودند: «اختلافات را با صحبت و مذاکره باید حل کرد، قاعده دموکراسی هم همین است. البته با کسی باید صحبت و مذاکره کرد که اهلیت آن را داشته باشد کسی که مردم را عوامل منافقین و وابسته بیگانگان می داند با این فرد چگونه می شود صحبت کرد وقتی افرادی خیلی راحت به خانواده سرداران شهید و خانواده شهداء که به فرموده امام (س) چشم و چراغ این ملت اند توهین می کنند چگونه با اینها می شود صحبت کرد

آیت الله العظمی صانعی افزودند: «با همه مشکلات و سختی هایی که امروز برای فرزندان انقلاب پیش آمده است نباید مأیوس شد باید حوادث را خوب تحلیل کنیم از بدی بدان نهراسیم و خوبی خوبان را تشویق کنیم و از انجام وظیفه در وقتش غافل نشویم»

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 11:52 |

تصاوير تأثرانگيز:خیابان نشیني خانواده تهراني



















+ نوشته شده توسط هادی مشگان در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 20:50 |

 

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 2:5 |
 

شیعیان از چه جهان منقلب است؟
همه آفاق چرا ملتهب است؟

رخنه افتاده به ملک و ملکوت
یا مگر لرزه به عرش لاهوت

مضطرب عالم امکان شده است
منکسف شمس درخشان شده است

در جنان حور به سوگ است و عزا
همه جا بزم عزا هست بپا

متزلزل شده ارکان وجود
متفرق شده اعلام حدود

چون بگویم که زبانم شده لال
همه باشند پریشان احوال

خون بگرییم اگر جمله، رواست
روز قتل شه دین، شیر خداست

پرچم شوکت اسلام شکست
عزت دین خدا رفت ز دست

نخل ایمان و عدالت افتاد
سرو بستان هدایت افتاد

اشقیا، شیر خدا را کشتند
لنگر ارض و سما را کشتند

مرتضی عین خدا، نفس رسول
مرتضی جان جهان، زوج بتول

مرتضی شمع شبستان وجود
مرتضی بنده خاص معبود

سرش از تیغ عدو پر خون شد
نازنین صورت او گلگون شد

رفت و از محنت این عالم رست
قلب جبریل امین از غم خست

صوت فزت برب از او در گوش
می برد از سر ما طاقت و هوش

از همه خلق جهان چشم ببست
به لقاء احدیت پیوست

تا جهان، باقی و افلاک بجاست
قصه عدل علی پر آواست

ماه مبارک رمضان 1426

لطف الله صافي
اگر حالی دست داد پدر این جانب را هم با ذکر فاتحه ای یاد نمایید پدرم در استانه ماه مبارک رمضان به رحمت خدا پیوست.
+ نوشته شده توسط هادی مشگان در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 23:38 |
 

در اقدامی بی‌سابقه و بدون اشاره به واقعه «غدیر» و نقش‌های پررنگ امیرالمؤمنین علی (ع) در آغاز اسلام، تلویزیون «العربیه» به تجلیل از آن حضرت پرداخت.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، در یک اقدام بی‌سابقه، تلویزیون "العربیه" که به دست شاهزادگان و امرای سعودی اداره می‌شود و در برنامه‌های دینی آن، روحانیون وهابی، پیشتاز و پیشرو هستند، در برنامه‌ مردان پیرامون حضرت رسول اکرم (ص) که به مناسبت ماه مبارک رمضان از تلویزیون «العربیه» پخش می‌شود، این تلویزیون اقدام به تجلیل بی‌سابقه از جایگاه بلندمرتبه اول مردی که به اسلام ایمان آورده و مورد عنایت ویژه پیامبر (ص) قرار داشت و باید گفت که اسلام از مجاهدت‌های او شکوفا شد، کرد.

گزارش خبرنگار ما حاکی است، هر چند در این برنامه سی دقیقه‌ای، حق مطلب ادا نشد، بسیاری از فرازهای زندگی و تاریخی آن حضرت و اسلام نادیده گرفته شد، اما برای نخستین بار، این تلویزیون وابسته به وهابیون با پخش تصاویر بی‌سابقه‌ای از منزل و مرقد شریف امیرالمؤمنین علی (ع) و برخی نقاط تاریخی حضور ایشان در مدینه، به تجلیل از نقش آن حضرت در تاریخ اسلام توسط راوی این برنامه و برخی از روحانیون و اساتید کشورهای عربی، پرداخت.

این برنامه با نادیده گرفتن این مطلب که علی (ع) اول مرد و اول شخص بود که به اسلام ایمان آورد، تنها به این بسنده کرد که ایشان در دامان پیامبر بزرگ شد و همه ویژگی‌های وجودی‌اش، برگرفته از وجود نازنین پیامبر اعظم (ص) شد.

همچنین از مجاهدت‌های حضرت در جنگ‌های بسیار حساس پیامبر با مشرکان و کافران، سخن جامعی همراه با جزییات به میان نیامده و به ویژه آن که به نقش آن حضرت در جنگ احد و حراست از پیامبر در شرایط سخت محاصره ـ که در این جنگ منجر به برداشتن زخم‌های بسیاری بر بدن امام متقیان شد ـ و نیز نقش آن حضرت در جنگ خیبر و نیز ماجراهایی همچون خوابیدن در بستر پیامبر (ص) در آغاز واقعه هجرت همچون دیگر موارد این حضرت، اشاره‌ای نشده است.

این گزارش در ادامه آورده است که در این برنامه، از پای درآوردن کفار و مشرک قریش و به ویژه سران آنها سانسور و تنها با اشاره به جنگ خندق، سایه‌ای از فداکاری امام علی (ع) در برابر سپاه مشرکان بیان شد و حتی به این موضوع اشاره نشد که پیامبر در آن روز فرمودند: تمام اسلام در برابر تمام کفر قرار گرفته و علی شاخص این ماجرای بزرگ بود.

در این برنامه همچنین به «حجه‌الوداع» همچون تولد حضرت در کعبه معظمه و سپس اعلام پیامبر در غدیر خم و احکام جانشینی حضرت علی (ع) با کامل شدن دین توسط پیامبر در اجتماع بزرگ غدیر خم و بیعت مسلمین با آن حضرت نیز اشاره‌ای نشد.

در این باره، راوی داستان با نقل «سقیفه بنی ساعده»، این گونه وانمود کرد که علی با گردانندگان آن واقعه، به پذیرش آنچه در این محل رخ داده، تن داده و از ولایت خود که از سوی خدا و رسولش به ایشان واگذار شده بود، گذشته است.

این گزارش می‌افزاید: ناگفته نماند که در برنامه تلویزیونی العربیه، سخنی از ازدواج علی (ع) با فاطمه زهرا گفته نشد و یکی از اساتید دینی جهان عرب، با اشاره به این که پیامبر اکرم (ص) فاطمه را همچون امانتی به علی (ع) تزویج کرده، این حدیث معروف را از قول پیامبر برشمرد که: فاطمه پاره تن من است؛ خدایا دوست بدار آن که او را دوست می‌دارد و دشمن بدار آن را که وی را دشمن می‌دارد.
همچنین رنج‌ها و مصایب حضرت زهرا (س) پس از رحلت پیامبر (ص) نیز مورد اشاره قرار نگرفت و اعلام نشد، چه کسانی زمینه شهادت اول بانوی جهان را فراهم کرده‌اند!

در این برنامه به طور بی‌سابقه‌ای، به نیاز خلفای راشدین به مشورت‌ها و راهکارهای علی‌ (ع) اشاره شده و از امام حسن و امام حسین (ع) به عنوان ذریه پیامبر یاد شده است.

در ادامه این گزارش می آید که، در این برنامه، رخداد قتل عثمان و به دنبال آن، بیعت مسلمین با علی (ع)، بسیار سطحی مورد نگرش قرار گرفته، اما به این نیز اذعان شده است که علی (ع) برای دفاع از عثمان در برابر غوغاییانی که از گرداگرد جهان اسلام پیرامون منزل عثمان جمع شده بودند و خون او را مباح می‌دانستند، ذریه پیامبر، امام حسن و حسین ـ علیها سلام ـ را بر در خانه عثمان گذارد و تا مرز جان، از عثمان دفاع کرد.

این گزارش در پایان یادآور می‌شود که در بخش بررسی سال‌های خلافت حضرت امیر (ع) نیز سانسورهای شگفتی در این تلویزیون اعمال شد که بررسی این بخش از سیره علی (ع) با پخش صحنه‌هایی از خانه محقر ایشان در کوفه و مرقد نورانی آن حضرت همراه بود.

راوی این برنامه، انتقال پایتخت جهان اسلام از مدینه به کوفه را رخداد مهم آغاز خلافت آن حضرت برشمرد، و وقایع جنگ‌های «جمل»، «صفین» و «نهروان» از زبان روحانیون و اساتید مذهبی جهان عرب به عنوان جنگ‌های سیاسی توصیف شد. در این برنامه، همچنین اشاره عمیقی به زمینه‌ها و بروز جنگ‌های «جمل» و «نهروان» نشد؛ اما یکی از اساتید مورد مخاطب تلویزیون "العربیه" در تحلیل جنگ صفین با نگاه احترام‌آمیز و هم‌اندازه مولای متقیان از معاویه و عمروعاص یاد کرد.

این اساتید، نبرد حساس صفین در تاریخ اسلام را نبردی سیاسی نشان دادند و با نمایش منطقه تحکیم در خاک اردن ـ که در آن گفت‌وگوهای عمرو عاص و ابوموسی اشعری صورت گرفت ـ بدون پرداختن به زمینه‌های باطل معاویه برای جنگ‌افروزی در میان مسلمانان، هیچ اشاره‌ای به نبردها و‌ رخدادهای حساس در رویداد صفین از جمله شهادت عمار یاسر از صحابه جلیل‌القدر پیامبر (ص) که به او نبی گفته بود، مرگ تو به دست شقی‌ترین انجام خواهد گرفت، نشد.

در بیان شهادت حضرت علی نیز تنها به اقدام خوارج به دست عبدالرحمن ابن ملجم مرادی اشاره شد، اما در پایان اذعان داشتند که علی (ع) در سابقه در اسلام، در فضل، زهد، احسان، و همه خوبی‌ها پس از پیامبر سرآمد آدمیان روی زمین بود؛ از عدالت علی در این برنامه سخن گفته نشد، اما اذعان شد که در خطابه و وعظ یگانه دوران‌ها بوده است.

این برنامه در حالی از تلویزیون "العربیه" پخش شد که در آن، برنامه‌ جداگانه‌ای درباره ابابکر و عمر بن خطاب به عنوان صحابه جلیل‌القدر پیامبر به نمایش درآمده بود.

گفتنی است، این تلویزیون و بسیاری از رسانه‌های جهان عرب و اسلام در منطقه عربی خاورمیانه در سال‌های اخیر با سرمداری وهابیون به شدت نقش و چهره علی (ع) و مسأله ولایت و امامت را سانسور می‌کند

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 16:12 |
Image of hadimeshgan

تصویر: حضور چهره‌های جالب در مراسم تنفیذ
 در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري هنرمنداني چون محمدرضا شريفي‌نيا، مجيد مظفري، احمد نجفي، محمد صالح‌علاء، فرج الله سلحشور، جمال شورجه، آرش مجيدي و تعدادي از بازيگران سريال «كلاه پهلوي» در اين مراسم حضور داشتند.




اقبال واحدي، مجري سابق صبح بخير ايران





علي كفاشيان، رئيس فدراسيون فوتبال، مهدي تاج؛ نايب رئيس فدراسيون فوتبال، افشين قطبي؛ سرمربي تيم ملي فوتبال، محمد مايلي كهن؛ سرمربي تيم فوتبال سايپا، محمدرضا ساكت؛ مديرعامل باشگاه سپاهان




حسين رضازاده؛ مدير تيم‌هاي ملي وزنه برداری





کارآگاه علوی (احمد نجفی)





آقای صمصامی (رستگاران)

همچنین محمود خسروي وفا؛ رئيس فدراسيون جانبازان و معلولين و چند تن ديگر از مسئولان ورزش كشور حضور داشتند.

حاج منصور ارضي هم كه مدتي است به مراسمهاي عزاداري بيت رهبري دعوت نمي‌شود، در مراسم حاضر بود.

عبدالله جاسبي هم در بالاي اين مجلس نشسته بود.
+ نوشته شده توسط هادی مشگان در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 20:17 |
Image of hadimeshgan

دکتر محسن رضایی در نامه‌ای به حضرت آیت الله‌ هاشمی شاهردی، خواستار رسیدگی به پرونده متخلفان رخدادهای اخیر همزمان با اغتشاشگران از سوی قوه قضاییه شد.
 
به گزارش «تابناک»، متن این نامه که در سایت شخصی وی آمده به شرح زیر است:

حضرت آیت‌الله‌ هاشمی شاهرودی
ریاست محترم قوه قضاییه
با اهدای سلام

حوادث اخیر که موجب خسارات بزرگی به مردم و نظام جمهوری اسلامی شد، توسط دو گروه به وجود آمد؛ یک گروه اغتشاشگران و گروه دوم متخلفان كه شامل افراد خودسر و مأموراني است كه مقررات را زير پای گذاشتند.

لذا دو نوع متهم و دو نوع دادگاه باید تشکیل شود، در غیر این صورت، عدالت و احقاق حق صورت نمی‌گیرد و ممکن است ناامنی هم پایان نیابد و آرامش به جامعه برنگردد. دادگاهی که تشکیل شده عمدتا به متهمین نوع اول اختصاص یافته است. لذا این پرسش مطرح است که دادگاه دوم چه زمانی تشکیل می‌شود و چرا نباید همزمان با دادگاه اول تشکیل شود؟

برای توضیح بیشتر لازم می‌دانم به این نکته اشاره کنم که در حوادث اخیر چهار گروه فعال بودند:

1ـ مأموران و نهادهای حکومتی که وظیفه برقرای نظم و امنیت را بر عهده داشتند. این گروه ضمن انجام وظیفه آسیب دیده و مجروحین و شهدایی هم داشته‌اند.

2- متخلفان از قانون و مقررات که به کوی دانشگاه حمله کرده‌اند و یا در خیابان‌ها به مردم معترض، حمله‌ور شده‌اند یا در بازداشتگاه‌ها، مقررات را زیر پای گذاشته و با متهمین و دستگیرشدگان برخوردهای غیر انسانی و غیر اسلامی داشته‌اند.

3- مردم معترض که با آرامش و سکوت درصدد بیان اعتراضات و خواسته‌های خودشان بوده‌اند که از سوی متخلفان و اغتشاشگران مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند که تعدادی از جان باختگان و شهدا از مردم هستند.

4- اغتشاشگران که در خیابان‌ها به مردم و مأموران حکومتی و اموال عمومی حمله‌ور شده و خساراتی را وارد کرده‌اند.

گروه‌های اول وسوم یعنی مردم و مأموران دولتی که بیشترین آسیب‌ها را دیده‌اند، قربانی حوادث اخیر بوده‌اند و گروه‌های دوم و چهارم که متخلفان و اغتشاشگران بوده‌اند بیشترین آسیب‌ها را وارد کرده‌اند.

بنابراین دو نوع دادگاه برای رسیدگی به این دو گروه اخیر باید تشکیل شود. دادگاه مربوط به اغتشاشگران و دادگاه مربوط به متخلفان.

ظاهرا دادگاهی که از دیروز تشکیل شده مربوط به متهمین به اغتشاش است و جای دادگاه متخلفان خالی است. این دادگاه باید به متخلفان زیر رسیدگی کند:

1- حمله کنندگان به کوی دانشگاه تهران و کلاس‌های دانشگاه اصفهان.

2- عاملان ضرب و شتم دستگیر شدگان از جمله محسن روح الامینی.

3- عوامل ضرب و شتم مردم معترض و آرام در خیابان‌ها.

البته اینکه پشت سر متخلفان و همچنین پشت سر اغتشاشگران چه کسانی بوده‌اند و مباشرت آنها به چه میزان بوده است نیز باید رسیدگی شود که آن هم می‌تواند در همین دادگاه‌ها صورت گیرد.

ولی اگر دادگاه دوم تشکیل نشود، نه تنها عدالت به طور کامل صورت نگرفته بلکه خسارت دیگری به نظام جمهوری اسلامی وارد می‌شود و اشتباهات زنجیره‌ای ادامه می‌یابد و مانع استقرار آرامش در جامعه خواهد شد.

امروز جامعه ما هم به امنیت نیاز دارد و هم آرامش. اقتصاددانان ما معتقدند هر چه دیرتر امنیت و آرامش به جامعه برگردد، میلیون‌ها تومان به اقتصاد ملی و رفاه جامعه آسیب وارد خواهد کرد.

قوه قضاییه در چنین شرایطی است که می‌تواند به عنوان مدعی العموم دادگاه دوم را تشکیل و متخلفان را به دادگاه بکشاند.

محسن رضایی

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 20:13 |
Image of hadimeshgan

 

آیت‌الله العظمی صانعی: باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت ادامه داد

 آیت‌الله العظمی صانعی به نامه سید محمد خاتمی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی پاسخ داد و تاکید کرد که باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمت‌آمیز ادامه داد.

به گزارش قلم‌نیوز، متن نامه آیت‌الله العظمی صانعی به این شرح است:

"حضور محترم حجج الاسلام والمسلمین آقایان خاتمی، کروبی و دوست مکرم جناب آقای مهندس میرحسین موسوی و سایر امضاکنندگان محترم نامه مورخ 3/5/88
بعد التحیة و السلام؛

تظلم های کتبی شما بزرگان که گویای تعهدتان به اسلام و اهداف مقدس جمهوری اسلامی که توسط امام امت (سلام الله علیه) ترسیم گردیده، دریافت شد.

همانطور که همگان می‌دانند میزان رأی ملت است و مردم طبق منشور قانون اساسی باید بر سرنوشتشان حاکم گردند. بر این اساس باید به سمتی حرکت کنیم که منطق، آزادی بیان، صدق و راستی و دفاع از حقوق انسان ها جایگزین ظلم، ستم، دروغ و شکنجه روحی و جسمی ـ که ماحصل دولت‌های غیر مردمی، مستبد و خودخواه است ـ گردد. اما متاسفانه همانطور که در نامه شما اشاره شده، مدتی است که شاهد افتراء، دروغ و تضییع حقوق مردم، بازداشت و زندانی نمودن، ظلم و آزار و شکنجه‌های روحی و حتی کشتن مردمی که برای دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت‌آمیزی را داشته اند، هستیم.

اینجانب به حکم لزوم جلوگیری از ظلم ظالمین به همه کسانی که سببا یا مباشرا در ضرب و جرح و قتل و زندانی کردن انسان‌ها از اقشار مختلف مردم دخالت می‌کنند و به اذیت و ایذاء آنها در زندان‌ها و سلول‌ها ـ که خود ظلم مضاعفی به آنان می‌باشد ـ می‌پردازند می‌گویم که اینگونه ظلم‌ها به کسانی که هیچ پناهگاهی جز خداوند ندارند از گناهان کبیره به شمار می‌رود و آنقدر بزرگ و خلاف انسانیت و معصیتی فوق‌العاده است که سه امام معصوم به سه فرزند خودشان (علیهم السلام) که آنها هم امام بوده‌اند و برای درس به دیگران وصیت کرده‌اند که باید از آن فاصله گرفت و به آن نزدیک نشد: «ایاک و ظلم من لایجد علیک ناصراً الا الله» لذا امیدوارم تا دیر نشده زمینه آزادی تمام زندانیان و اجازه برگزاری مراسم به خانواده شهدای حوادث اخیر داده شود و آمرین و عاملین و محرکین و همه آنها که به نحوی در بروز حوادث اخیر دخیل بوده‌اند توبه نموده و رضایت مضروبان و آسیب‌دیدگان را جلب نمایند و در یک جمله به نصایح خیرخواهانه آیت‌الله هاشمی دامت افاضاته توجه کرده و به آن عمل نمایند تا پرونده دولت بیش از مساله انتخابات و عدم مشروعیت شرعی و مقبولیت که به وسیله قانون اساسی با رأی قطعی و بدون تردید توده مردم حاصل می‌شود، سنگین‌تر نگردد و حقوق اولیه مردم تضییع نشود و به جای توجه به اعتراض توده‌های مردم در داخل و خارج، سینه و قلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم‌ها و اذیت‌ها و اعتراف‌گیری‌ها و دروغ‌پردازی‌ها نه تنها منجر به تقویت حکومت نمی‌شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهایت ناله مظلومان، قطعا ذلت و گرفتاری ستمکاران را در زمانی نه چندان دور به دنبال خواهد داشت.

در خاتمه همانطور که قبلا گفته‌ام، بار دیگر به شما و همه ملت شریف و عزیز ایران اسلامی در داخل و خارج و همه کسانی که تلاش می‌کنند صدای مظلومین معترض به انتخابات را به گوش جهانیان برسانند عرض می‌کنم که مبادا فشارها و اذیت‌ها و حق‌کشی‌ها موجب یأس و ناامیدی شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق یابد بلکه باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمت‌آمیز ادامه داد. خداوند را شاکرم که شما آقایان با حفظ وحدت، که رمز پیروزی شماست و اتحاد توده‌های مردمی را نیز به دنبال خواهد داشت، توانسته‌اید همگام و همفکر با یکدیگر به جلب و جذب مردم مخصوصا نسل جوان بپردازید و شهد شیرین دفاع از حقوق انسان‌ها و حاکمیت مردمی را به یادگار بگذارید.

یوسف صانعی"

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 20:11 |





Powered by WebGozar