تبليغاتX
hadivebnegar
Image of hadimeshgan

به رغم مخالفت تقريبا همه كارشناسان اقتصادي كشور، و از جمله كارشناسان درون دولت، رييس جمهوري در نشست خبري عصر ديروز خود اعلام نمود كه «دولت نرخ سود بانكي براي بخش مسكن، كشاورزي و صنعت و معدن را 10 درصد تعيين و براي بخش هاي بازرگاني و خدمات نرخ 12 درصد را تعيين كرده است.» فارغ از مباحثي از اين دست كه چرا برخلاف برنامه چهارم توسعه اقتصادي كشور و بسته سياستي- نظارتي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران، دولت كماكان خود را مرجع تعيين نرخ اداري براي سود بانكي مي داند، بايد گفت كه نرخ اعلام شده بسيار پايين تر از نرخ تعادلي سود بانكي كشور است.

چرا دولت روي اعلام نرخ هاي بانكي پايين تاكيد مي كند، درحالي كه تجربه حداقل يك سال اخير نشان داده است كه اعلام نرخ پايين به معناي اعمال آن توسط حتي بانك هاي دولتي هم نيست؟ دولت چه هدفي را از اعلام اين نرخ دنبال مي كند؟ آيا اعلام نرخ پايين و غيرواقعي سود بانكي، برخلاف نظر اقتصاددانان و كارشناس كشور، و به رغم مشاهده آثار منفي آن بر روي اقتصاد ايران، از منظر اعمال حاكميت و اقتدار دولت يا رياست جمهوري انجام مي شود؟ آيا رياست محترم جمهوري به اين ترتيب مي خواهد اثبات كند كه حرف خود را به كرسي نشانده است و پيروز و قدرت مند است؟ آيا كار به لج بازي كشيده است؟ به راستي كدام هدف دنبال مي شود؟

مگرنه اين است كه دولت نرخ تورم را رسما نزديك به 20درصد اعلام كرده است، و با توجه به محاسبه قيمت هاي رسمي در محاسبه شاخص قيمت ها، قطعا تورم واقعي به 25درصد نزديك است، پس چرا به اعلام نرخ هاي 10 و 12 درصدي تاكيد مي شود؟ در شرايطي كه تورم قطعا بين 20 تا 25درصد است، با پرداخت نرخ هاي نازل به پس اندازكنندگان، كدام سياست عدالت جويانه اقتصادي دنبال مي شود؟ اگر دولت بگويد كه نرخ هاي سود دريافتي و پرداختي به هم ارتباط ندارد، و بانك ها بايد كماكان نرخ سود بالا به پس اندازكنندگان بدهند، و با نرخ هاي 10درصد يا 12درصد تسهيلات اعطا كنند، كدام منطق اقتصاد و حتي كدام شعور متعارف مي پذيرد كه بانك ها مي توانند مثلا با نرخ 20درصد سپرده جمع كنند، و با نرخ 10درصد تسهيلات بدهند؟ در كدام نقطه جهان چنين نظام بانكداري اي حاكم بوده است؟ تجربه اين نوع بانكداري در كجاست؟

در نيمه اول سال 1380 كه بانكداري خصوصي در كشور شكل گرفت، نرخ سود در بازار غيرمتشكل ماهانه چهار درصد بود. بانك هاي خصوصي با اعلام نرخ سود 30درصد براي تسهيلات شروع به فعاليت كردند، و اين نرخ در سال 1382 به 25درصد كاهش يافت، و در خردادماه سال 1384 (تاريخ روي كارآمدن دولت جديد) نرخ رقابتي تسهيلات بين بانك هاي خصوصي به 21 درصد كاهش يافته بود. امروز، با وجود اعلام سياست هاي دستوري سود و اعلام رسمي دولت و رياست جمهوري به كاهش نرخ ها به 14درصد و بعد 12درصد، و امروز 10درصد، نرخ سود تسهيلات در بانك هاي خصوصي به 30درصد برگشته است، و نرخ سود در بازار غيرمتشكل دوباره به ماهانه چهار درصد رسيده است؟ آيا اين تجربه در مقابل دولت قابل مشاهده و ملموس نيست؟

آيا دولت نمي داند در شرايطي كه تورم 25درصد است، اعلام نرخ سود 10 درصدي، غير از تضعيف قدرت مالي بانك ها، غير از تشويق عامه مردم به مصرف و درنتيجه تغيير تركيب سپرده ها به سمت سپرده هاي كوتاه مدت تر، حاصلي جز گسترش فساد مالي و بسط بازار اقتصاد زيرزميني نخواهد داشت؟

اگر فساد نرخ نازل سود بانكي بر دولت مكشوف نيست، چرا كه با كالاهاي مالي (غيرفيزيكي) در اين مورد سروكار دارد، آيا فساد نرخ دستوري و كنترل قيمت در بازاري چون بازار سيمان بر دولت روشن نيست؟ آيا بر دولت روشن نيست كه هيچ سرمايه گذار واقعي در شرايط فعلي هرگز نخواهد توانست با نرخ 10 يا 12درصد تسهيلات بانكي بگيرد؟ آيا براي دولت مهم نيست كه از محل سپرده سپرده گذاران، سود بادآورده اي را به كام واسطه ها و دلالاني بريزد كه به تسهيلات 10 درصدي دست خواهند يافت؟

امروز ديگر حتي توليدكنندگان مي دانند كه اعلام نرخ هاي سود تسهيلات غيرواقعي كه هرگز در شرايطي روشن و شفاف به دستشان نخواهد رسيد، به زيان توليد است؟ آن ها نيز دريافته اند كه اعلام نرخ سود تسهيلات 10 درصدي فقط شوخي بزرگي است.
آن چه بر آن ها مكشوف نيست اين است كه اين شوخي چه هدفي را دنبال مي كند، و چرا توسط نهادهاي رسمي كشور دنبال مي شود؟ چرا دولت با اعلام اين نرخ ها، از واقعيت فاصله مي گيرد، و نمي خواهد واقعيت عرضه و تقاضا در بازار پول و نرخ جاري تورم را بپذيرد؟

امروز همه مي دانند كه به رغم دخالت بي قاعده دولت در جهت كنترل نرخ هاي محصولات لبني، پتروشيمي، سيمان، ... كشور بالاترين نرخ تورم سال هاي اخير را تجربه كرده است. بر همه كارشناسان اقتصادي در درون و بيرون دولت روشن است كه هرگز توليد در ايران با اعلام نرخ هاي نازل تسهيلات تقويت نخواهد شد؟ آن چه به معماي بزرگ در اقتصاد ايران تبديل شده است اين موضوع است كه چرا دولت به رغم تجربه جهاني، تجربه جمهوري اسلامي ايران، و تجربه سه سال گذشته خود، اين اقدامات را انجام مي دهد، و چنين سياست هاي نادرستي را دنبال مي كند؟

 

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 4:34 |
Image of hadimeshgan

متأسفانه و صد متأسفانه، ضعف بزرگ و تاريخي سازمان صدا و سيما در ساخت نه تنها اين سريال، بلکه همه سريال‌هاي تاريخي، به ويژه در چند سال گذشته که هم تعدادي تهيه‌کننده و کارگردان جوان و کم تجربه ولي «مورد وثوق»، عهده‌دار ساخت سريال‌هاي تاريخي شده‌اند و هم تعدادي از اکابر سينما براي آشنايي با فضاي تلويزيون به جرگه سريال‌سازان پيوسته‌اند، «ضعف تحقيق و فيلمنامه» است. تحقيق در همه زمينه‌ها، اصلي‌ترين مقوله است.

به اين چند مثال توجه کنيد:
* در نظر بگيريد در عالم مهندسي ساخت، برجي مثل برج تلويزيوني تورنتو پنج سال طول کشيد که دو سال از اين پنج سال به تحقيق و طراحي و سه سال به ساخت فيزيکي آن اختصاص يافت. از اين روي، معماري برج تورنتو يک معماري موجز خوانده مي‌شود. (مقايسه کنيد با پروژه‌هايي که کلنگ آنها در تهران با تحقيق آني به زمين مي‌خورد، ولي اجراي آن دهه‌هاي متمادي طول مي‌کشد؛ آن هم با ايرادات اساسي که اصل وجودي پروژه را زير سؤال مي‌برد.)
* تحقيق و نگارش فيلمنامه «محمد رسول الله»، 50 درصد زمان پروژه را برد. حتي تحقيق درباره موسيقي اين فيلم هم زمان‌بر بود. به همين دليل، پس از چندين دهه، ديالوگ‌ها و موسيقي اين سريال، ايجاز خود را حفظ کرده است.
* نوشتن داستان ارباب حلقه‌ها توسط نويسنده انگليسي ده سال و نوشتن فيلمنامه آن توسط فرد ديگر دو سال طول کشيد، ولي ساخت مجموعه سه‌گانه آن تنها در هشت ماه صورت گرفت!

اما همه راز دقت نظر تهيه‌کنندگان و کارگردان‌هاي بزرگ (بزرگ واقعي، نه بزرگ تبليغاتي) در تحقيق و نگارش فيلمنامه به ويژه فيلمنامه‌هاي تاريخي در يک نکته است: اين نکته فروش بيشتر فيلم و بازگرداندن سرمايه اوليه نيست، چرا که آنها هم به نان و پنيري مي‌سازند. اين نکته «ساخت ذهنيت اوليه مخاطب با ارايه چهره اي تا حدامکان مطابق با واقعيت» است و اگر اين نخستين برخورد مخاطب با سوژه فيلم باشد، معمولا ذهنيتي پايدار است. آنها مي‌دانند که اثر ساخته شده آنها از جلوي چشم منتقدان حرفه اي تاريخ، ادبيات و سينما خواهد گذشت، براي همين، براي فرار از رويارويي با حجم عظيم انتقادات حرفه‌اي در تحقيق اوليه نهايت دقت را مي‌نمايند.

به نظرات خوانندگان همين صفحه دقت کنيد:
1ـ عده‌اي راضي‌اند که باري به هر جهت تا ديروز شهريار را نمي‌شناختيم، ولي با لطف کارگردان اين سريال کمي با او آشنا شديم و بايد سپاسگزار او بود!
اما آيا ذهن اين خوانندگان از نظر سازندگان سريال تا اين‌اندازه کم ارزش تلقي مي‌شود که از شهريار تصويري ضعيف و دور از واقع دريافت كنند؟ توجه نماييد که به زعم تمامي افرادي که كمترين آشنايي را با روحيات و زندگي شهريار داشته‌اند (دست‌كم از زبان خود او)، تصوير ارايه شده از او بسيار بي‌ربط و پر از حاشيه بوده است.

2ـ عده اي نظر داده‌اند که اعتراض دختر استاد شهريار، ديرهنگام مطرح شده است. اين نظر تا حدودي درست است، چرا که از نخستين بخش‌‌ها هم ضعف سريال آشکار بود. (به ويژه صحت تاريخي، روايي ديالوگ‌ها، غالب شدن زوايد و حاشيه‌هاي داستاني، بازي و ...) اما حق اعتراض براي او هميشه محفوظ و محترم است. احتمالا او هم مثل بسياري از بينندگان، گمان مي‌کرد با توجه به توانايي‌هاي کارگردان مشهوري مثل آقاي تبريزي، سريال از ميانه راه به مسير حداقل معقول و قابل تحملي بازگردد.

3ـ عده‌اي نظر داده‌اند، خوشحال شده‌اند که با کمک اين سريال، کمي با استاد شهريار آشنا شده‌اند. اين مسأله ناشکري مسئولان سازمان صدا و سيما را مي‌رساند که با وجود اين همه مشتاق تاريخ ايران که حتي به تماشاي سريال‌هاي ضعيف هم مي‌نشينند (خود من هم به خاطر علاقه شخصي، همه بخش‌هاي اين سريال را ديده‌ام)، باز هم اشتباه فيلمنامه و اشتباه تحقيق را مرتکب مي‌شوند. گويا، اراده‌اي نيست که شوراهاي طرح و برنامه و تأمين برنامه بهترين‌هاي تحقيق و نگارش را گلچين کنند. چرا بايد صدها ايراد بجا حواله سريال‌هاي تاريخي شود؟
اين مبتلا به قريب اتفاق همه سريال‌هاي تاريخي ساخته شده در اين سال‌هاست. گويا، تاريخ قابل ارزشگذاري نيست، در حالي که تاريخ به مقوله‌اي دانشگاهي و تحقيقي تبديل شده است. بيشتر کارگردان‌هاي تلويزيون با چند مصاحبه و مطالعه چند کتاب خود را مورخ فرض مي‌کنند.

4ـ عده‌اي به درستي نظر داده‌اند که اگر سريال‌هاي با موضوع نو تا اين اندازه از صحت روايي دور باشند، واي به حال سريال‌هايي با موضوعات قديمي‌تر. بله. کاملا درست است؛ نمونه اعلاي آن را در سال‌هاي پيش در سريال «امام علي» ديديم. داود ميرباقري با وجود همه احترامي که براي او به عنوان فيلمسازي خوش ديالوگ و حرفه‌اي در کارگرداني قايلم، اما در اين سريال به حدي به مسأله مبهم و محل شک قطامه پرداخت که حتي عوام هم به شوخي نام سريال را قطام نهادند. (در حالي که به زعم برخي محققان، وجود قطامه اگر هم واقعيت داشته باشد، نقشه‌اي ساخته و پرداخته معاويه بوده براي کوچک کردن حضرت علي و نه انتقامي بر اساس کينه) و در پاسخ خواص به ويژه مورخان که به حاشيه رفتن سريالي با اين درجه از اهميت و حساسيت اعتراض کردند (چرا که ديدند چگونه و به چه آساني ذهنيت مخاطب درباره انگيزه قتل حضرت علي به اشتباه شکل گرفت) و به ناچار اعتراف کرد که براي جذب مخاطب عام از آغاز بناي سريال را بر دراماتيزه کردن! فيلمنامه نهادم. وا عجبا!

در سريال‌هاي بعدي آقاي ميرباقري، در کنار قدرت ديالوگ نويسي تحسين برانگيز او، باز هم اين دراماتيزه کردن زنانه تکرار شد (به ويژه در مسافر ري) و جالب است که طبع مديران تلويزيون هم گويا ادامه اين روش را مي‌پسندد. پس عجيب نيست که در سريال‌هاي با مضمون تاريخي معاصر هم شاهد اين انحراف از صحت بيان باشيم. نگاه کنيد به سريال پروين اعتصامي! تهيه کننده و کارگردان اين قدر به خود زحمت نداده بودند که هنرپيشه‌اي را براي نقش پروين برگزينند که نه 50 درصد، بلکه 5 درصد ناقابل شباهت ظاهري به او داشته باشد! دراماتيزه کردن سريال زماني مقبول و به شيوه‌اي مقبول است که به اصل پيام صدمه‌اي نرساند، وگرنه کيست که بگويد چاي را نبايد با قند خورد؟! اما نه قند را با چاي!

* با توجه به اين‌که سريال‌هاي ديگري از قبيل نيما يوشيج، دهخدا، بهار، آل احمد و حتي امام(ره) در راه است، خدا عاقبت تاريخي ما را به خير کند، اگر دوباره در روي همين پاشنه بچرخد. براي زنهار مديران سازمان صدا و سيما، توجه آنها را به فيلمي جلب مي‌کنم که 22 و 29 فروردين از شبکه 4 سيما پخش شد:

فيلم دو بخشي «راز حيات»؛ از مجموعه افق محصول «بي.بي.سي».
پنجاه سال پيش در جريان کشف ساختار مولکولي DNA مسابقه‌اي بين دانشمندان شيمي ـ فيزيک درگرفت که با پيروزي «واتسون» و «کريک» و «ويلکينس» تمام شد. (جايزه نمايشي نوبل نصيب اين سه تن شد.) در اين بين، «روزالين فرانکلين» که عکس معروف اشعه ايکس او از بلور DNA (که به عکس 51 و گاها عکس قرن معروف شد) بدون آگاهي او (قايمکي) ديده و مورد استفاده 100در صد واتسون و کريک واقع شد، از گردونه رقابت باز مانده و افتخار کشف ساختار DNA به نام رقباي او ثبت شد (سال 1951). او که براي تهيه اين قبيل عکس‌ها، معمولا در معرض اشعه ايکس قرار مي‌گرفت، چند سال بعد در اثر ابتلا به بيماري سرطان فوت کرد. در پنجاه سال گذشته، آنقدر درباره سرقت کار او بحث شد که حتي ما هم ده سال پيش در دانشگاه داستا‌ن‌هايي جسته، گريخته از او مي‌شنيديم، اما از اهميت اين سرقت به ظاهر کوچک و اتفاقي خبر نداشتيم. سرانجام چند سال پيش، BBC اقدام به ساخت فيلمي 110 دقيقه‌اي درباره رزالين فرانکلين كرد که پس از پنجاه سال به معني واقعي کلمه «عالي و عالي» از زحمات او تقدير و به طور ضمني رفتار رقباي او را تقبيح نمود.

از مديران سازمان صدا و سيما خواهش مي‌کنم تنها يک بار آن فيلم را از سايت iransima.ir ببينند تا معني واقعي همراه كردن «صحت» و «جذابيت» را در ساخت فيلم‌ها و سريال‌هاي تاريخي دريابند و بدانند چرا سريال‌هاي آنها که با كمترين بودجه و كمترين زمان و حداکثر کيفيت و دقت ساخته مي‌شود، از دويست کشور جهان مشتري پيدا مي‌کند (حتي اگر در راستاي منافع استعماري آنها باشد. به هر حال، دشمن اگر شمشير هم به دست بگيرد، آن را تيز مي‌کند.) ولي سريال‌هاي ما با ايراداتي بسيار روشن و ابتدايي، با درام و بدون درام، با هزينه و بدون هزينه، اين‌ همه منتقد ريز و درشت دارد.

نگاه کنند تا بهانه نياورند: وقت کم بود، امکانات کافي نبود، به هر حال هر سريال بزرگي ضعف‌هايي هم دارد، به املاي ننوشته غلط نمي‌گيرند. اين فتح بابي بود براي سريال‌هايي بهتر از اين دست. بنا بر نظرسنجي ما، بيشتر مردم از اين سريال راضي بوده‌اند، براي جذب مخاطب عام، بايد بار درام به سريال داد (البته اگر معني بار درام را به درستي فهميده باشند!) و از اين دست بهانه‌ها.

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 3:33 |
 Image of hadimeshgan

احیاگر علم اصول
محمد حسین عرفانی
ولادت 
گردش زمان سال 1151 هجری قمریرا نشان می داد. در خانه محقر و پرصفا و صمیمیت آخوند ملا محمد حسن در جاپلق

کودکی دیده به جهان گشود که او را ابوالقاسم نام نهادند. رفته رفته این کودک سعادتمند در دامان پاک مادری دلسوز و مهربان و زیر نظر پدر گرامی اش پرورش یافت . وی درسهای نخستین زندگی را که شالوده شخصیت علمی و معنوی او و سنگ بنای ایمانش بود در همان ایام به نزد پدر بزرگوار و مادر گرامی اش ‍ آموخت و شخصیت معنوی اش شکل گرفت .
پدر بزرگوار میرزا، آخوند ملا محمد حسن ، از اهالی شفت گیلان بود که در آغاز جوانی برای تحصیل و فراگرفتن علوم اسلامی ، گیلان را به قصد اصفهان ترک گفته و به آن دیار مهاجرت کرده و پس از تحصیل از محضر دو تن از مدرسان آن شهر به نام میرزا هدایت الله و برادرش میرزا حبیب الله همراه استاد به چاپلق رهسپار شده بود.
مادر وی نیز دختر میرزا هدایت الله (از بانوان بزرگوار و پرهیزگار) بوده است .

آغاز تحصیل 
ابوالقاسم دارای استعدادی خدادادی بود و از کودکی نشان رشد و پویایی در چهره او دیده می شد و از آینده درخشان وی حکایت می کرد. او مقدمات تحصیل خود را در محضر پدر بزرگوار گذراند و بعدها برای ادامه تحصیل به خوانسار مسافرت کرد و از محضر آقا سید حسین خوانساری (متوفای 1191 ق .) که از بزرگان علمای آن عصر و اساتید اجازه نقل روایت و از محققان علم رجال بود فقه و اصول را آموخت ، و در این زمینه به مقام والایی از علم و کمال نایل گردید. او در همان شهر با خواهر استادش آقا حسین خوانساری ازدواج کرد.
وی سرانجام برای تکمیل تحصیلات و فراگیری بیشتر، در سال 1174 هجری به سوی کشور عراق رهسپار شد و در جوار آستان مقدس امام حسین علیه السلام اقامت گزید.
در این دوران مدتی از محضر آیت الله وحید بهبهانی که در آن روزها استاد کرسی فقاهت بود به شاگردی پرداخت و از مشعل علم و سرچشمه کمال آن استوانه بزرگ علمی کسب نور کرد و از آن جناب به گرفتن اجازه اجتهاد و نقل روایت نایل آمد.
میرزای قمی پس از اقامت طولانی ، در حوزه علمیه کربلا و فراگیریهای شایسته از آن مهد دانش و معرفت به منظور انجام رسالت مهم دینی به زادگاه خویش (چاپلق ) بازگشت و در روستایی به نام ((دره باغ )) که جای زندگی او و پدرش بود ساکن شد و مدتی نیز به روستای ((قلعه بابو)) رفت و در آنجا به تبلیغ و تدریس مشغول شد

مهاجرت به قم 
میرزا در چاپلق و روستای قلعه بابو همچنان به ترویج مسائل دین و تدریس ‍ فقه و اصول مشغول بود ولی از طرفی چون در آنجا طالب علم و محصل چندانی وجود نداشت به ناچار به قم مهاجرت کرد و آن سرزمین مقدس را برای سکونت برگزید و از برکت حضرت فاطمه معصومه (ع ) در مدت زمانی اندک رشد و ترقی شایانی کرد و شهرت عالمگیر یافت و ریاست و مرجعیت شیعه به وی رسید. او پس از آن به کار تالیف و تصنیف ، تدریس و صدور فتوا، و تبلیغ و ترویج دین پرداخت و مسجد جامع شهر را برای اقامه نماز جمعه و جماعت برگزید. و بدین گونه رفته رفته آن شهر علم و دین که پس از فتنه افغانها از عالم تهی گشته بود رونق پیشین خود را باز یافت و در شمار مراکز مهم علمی شیعه درآمد. در نتیجه حوزه علمیه قم حوزه اصفهان را - که در آن زمان حوزه فعال و پرتحرک و دارای مدرسان بزرگ شیعه بود - تحت شعاع خود قرار داد و توجه مسلمانان را به سوی خویش جلب کرد.

فتحعلی شاه قاجار در این ایام بود که در نخستین سفرش به قم به فضایل اخلاقی و کمالات نفسانی و مراتب فضل میرزا پی برد و برای زیارت او به مسجد جامع شهر آمد و در شمار مامومین وی قرار گرفت و نماز ظهر و عصر را به آن بزرگوار اقتدا کرد و در نخستین ملاقات حلقه ارادت و محبت آن جناب را به گردن افکند.
آثار علمی 
میرزای قمی در اکثر علوم اسلامی چون فقه و اصول و کلام و علم معانی و بیان و غیر آنها تالیفات و تصنیفات ارزنده و بی سابقه ای از خود به یادگار گذاشته است که هر یک از آنها بیانگر نبوغ فکری و احاطه علمی افزون و حسن سلیقه اوست .
گرچه این محقق عالی قدر اکثر آثار قلمی خود را در دوران سکونت در قم تالیف کرده است .

، آغاز فعالیت تالیفی و تصنیفی وی به دوران جوانی و همان ایامی که در حوزه علمیه خوانسار در خدمت آقا حسین خوانساری مشغول تحصیل بوده مربوط می شود. زیرا به طوری که آقا بزرگ تهرانی ذکر می کند منظومه ای که ایشان در علم بیان تصنیف کرده است در ربیع الثانی سال 1173 بیست و دو سالگی و در خوانسار پایان یافته است .

و از تالیف کتاب ((مجموعه فوائد و بعض رسائل )) در ماه محرم سال 1175 یعنی در اوایل تحصیل در کربلا (در 24 سالگی ) فارغ شده است .

اکنون برخی از آثار قلمی او را معرفی می نماییم :
1. قوانین الاصول : مهمترین و مشهورترین تصنیف میرزا همین کتاب بوده که به زبان عربی نوشته شده و مولف در سال 1205 از تالیف آن فراغت یافته است . این کتاب یک دوره کامل علم اصول است که جلد اول آن شامل مباحث الفاظ و جلد دوم آن حاوی مباحث عقلی است .
2. حاشیه بر قوانین : این کتاب در علم اصول است ، و در آن به ایرادهای وارد بر قوانین الاصول پاسخ داده شده است .
3. حاشیه بر زبده الاصول شیخ بهایی
4. حاشیه بر تهذیب الاصول علامه حلی
5. حاشیه بر شرح مختصر این حاجب عضدی (این سه کتاب هر سه در علم اصول است .)
6. جامع الشتات یا اجوبه المسائل (در سه جلد)
حاوی یک دوره فقه از بحث طهارت تا مبحث بیان دیه ها به صورت سوال و جواب . بعلاوه برخی از سوالهای متفرقه و عقاید دینی و مسائل کلامی ، از جمله رد بر صوفیه در آخر کتاب ذکر شده است .
7. مناهج الاحکام (در فقه )
8. غنائم الایام فیما یتعلق بالحلال و الحرام : (فقه استدلالی )
9. معین الخواص : (در فقه - بخش عبادات )
10. مرشد العوام : (رساله عملیه - به زبان فارسی )
11. منظومه ای در علم بدیع (در 140 بیت ) و منظومه ای در علم بیان .
12. فتحیه : (در علم کلام )
13. دیوان شعر: (پنج هزار بیت شعر فارسی و عربی )
14. رساله ای در اصول الدین : (به زبان فارسی )
15. رساله ای پیرامون موضوع و حکم غناء
16. رساله ای در عمومیت حرمت ربا در تمام معاوضات
17. مجموعه ای از نصایح و مواعظ (نامه مفصل به فتحعلی شاه )
18. رساله ای در رد صوفیه و غلات

شاگردان برجسته 
یکی از خدمات بزرگ و فعالیتهای ارزنده این شخصیت علمی تربیت شاگردان ممتاز و نمونه ای است که هر یک از آنها از مشعلداران علم و فقاهت و از بزرگان و شخصیتهای برجسته علمی به شمار می آیند. شاگردان برجسته میرزا عبارتند از:
1. آقا سید محمد باقر شفتی معروف به حجه الاسلام (متوفای 1260 ق ): او در قم نزد میرزای قمی شاگردی نمود. پس از آن به کاشان مسافرت کرد و مدتی نیز نزد حاج ملا مهدی نراقی بهره علمی جست . آنگاه به اصفهان رفت و در آنجا ساکن شد.
معروف ترین تصنیف وی کتاب مطالع الانوار (شرح شرایع ) است .
 

2. حاج محمد ابراهیم کلباسی (1180 - 1261 ق .)
او از مفاخر علمای امامیه و از مجتهدان بزرگ شیعه به شمار می رود و در زهد و تقوا و عبادت زبانزد خاص و عام است ، در دوران زعامت و مرجعیت استاد کل وحید بهبهانی برای تحصیل به عراق مهاجرت کرد و از محضر بزرگانی همچون آقا محمد باقر بهبهانی ، علامه بحرالعلوم ، شیخ جعفر کاشف الغطاء، آقای سید علی طباطبایی (مولف ریاض المسائل ) و میرزای قمی استفاده کرد. برخی از تالیفات و آثار ارزشمند او عبارتند از:
1- الایقاعات
2- الارشاد
3- شواهد الهدایه
4- منهاج الهدایه
5- ارشاد المسترشدین
6- الارشاد
7- النخبه
8- مناسک الحج

3. آقا محمد علی هزار جریبی (متوفی 1245 ق .
او از بزرگان علما بود و در علوم عقلی و نقلی مهارت خاصی داشت . کتابهای ((البدرالباهر)) در تفسیر، ((السراج المنیر)) در علم رجال ، ((تبصره المستبصرین )) در امامت ، کتاب الصلوه و ((انیس المشتغلین )) آثار قلمی این دانشور بزرگ است .

4. آقا احمد کرمانشاهی (نوه وحید بهبهانی )
از آن بزرگوار آثاری چون ((مرآت الاحوال )) در موضوع رجال (به زبان فارسی )، ((العمودیه فی شرح الصمدیه ))، ((نور الانوار))، ((الدرر الغرویه )) و شرح مختصر النافع و کتب دیگر به جای مانده است .
(


5. سید محمد مهدی خوانساری (متوفای 1246 ق .)
او نوه آقا حسین خوانساری است . از جمله تالیفات و آثار قلمی این سید بزرگوار رساله مشهور و مبسوطی در احوال ابوبصیر است که ((عدیمه النظیر فی احوال ابی بصیر)) نامیده شده است .

6. سید علی خوانساری
7. میرزا ابوطالب قمی
8. حاج سید اسماعیل قمی
9. میرزا علی رضا قمی
10. شیخ حسین قمی
11. حاج ملا اسدالله بروجردی
12. حاج ملا محمد کزازی

13. ملا غلامرضا آرانی
بسیاری از این بزرگان از میرزای قمی اجازه روایت و حدیث دریافت کرده اند.

تبلیغ و ارشاد 
فعالیت های فرهنگی این شخصیت عالیقدر تنها به مطالعه و تحقیق ، تالیف و تصنیف و تدریس و تربیت شاگرد محدود نمی شد و کثرت اشتغالات علمی و اجتماعی ، او را از وظیفه اصلیش ، یعنی تبلیغ دین و ترویج و نشر آیین مقدس اسلام و ارشاد و هدایت بندگان خدا باز نمی داشت ، او در حالی که پناه محکم و مطمئن برای اهل علم بود مرشد و معلمی دلسوز و پدری مهربان برای مردم شناخته می شد. به همین سبب به موازات برنامه های درسی که برای دانش پژوهان و اهل فضل داشت خطابه ها و سخنرانیهایی نیز برای سایر افراد بر پا می داشت . 

امر به معروف و نهی از منکر 
آن بزرگوار به انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر بسیار مقید و پای بند بود. حتی این وظیفه الهی و اجتماعی در ملاقات با شاه وقت هم ترک نمی شد. گویند در یکی از این ملاقاتها در بین گفتگو، خطاب به فتحعلی شاه فرمود: ای شاه ! با مردم به عدالت رفتار کن زیرا که می ترسم به موجب معاشرتی که با تو دارم ، نظر به آیه شریفه ((و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار)) مستوجب عذاب پروردگار شوم ! سلطان قاجار در جواب میرزا عرض کرد: نظر به این روایات که می گوید: ((هر که در دنیا سنگی را دوست داشته باشد در آخرت با او محشور خواهد شد)) بنده هم چون در دنیا با شما معاشرت و دوستی دارم ، امیدوارم که در بهشت عنبر سرشت نیز با شما محشور باشم .
در یکی از دیدارهای دیگری که میرزا با فتحعلی شاه داشت دست به ریش ‍ وی که بسیار بلند بود کشید و فرمود: ای شاه ! کاری نکن که این ریش فردای قیامت با آتش جهنم بسوزد!

هر چند که سلطان نسبت به او علاقه می ورزید، میرزا به وی بی اعتناتر می شد و بیشتر از وی فاصله می گرفت . روزی فتحعلی شاه از آن بزرگوار درخواست کرد که اجازه دهد تا دختر خویش را به ازدواج پسر میرزا درآورد و بدین وسیله رابطه خانوادگی بین میرزا و خانواده سلطنتی بر قرار گردد. میرزا از این پیشنهاد سخت ناراحت و نگران شد و از قبول آن خودداری ورزید. گر چه آن جلسه بدون نتیجه پایان پذیرفت اما چون برای میرزا این احتمال وجود داشت که با اصرار شاه مجبور گردد از روی ناچاری به این وصلت تن در دهد دست بر دعا برداشت و گفت : ((خدایا، اگر بناست شاهزاده به همسری پسر من درآید مرگ جوانم را برسان !)) طولی نکشید که تنها پسر میرزا در آب غرق شد و در اثر این سانحه از دنیا رفت

از میرزا بیاموزیم 
ویژگیهایی که رمز موفقیت و عامل پیروزی و سربلندی این مرد بزرگ بوده است عبارت است :
الف ) صبر و استقامت :  
شکیبایی و استقامت و پایمردی از ویژگیهای بارز میرزاست . او در طول زندگی پرنشیب و فرازش همواره در برابر مشکلات چون کوه مقاوم و پایدار بود و هرگز در مقابل حوادث ناگوار و انبوه سختیها زانو به زمین نزد، با اینکه در طول زندگی هشتاد ساله اش مخصوصا دوران تحصیل با مشکلات فراوانی مواجه بود، با استفاده از شکیبایی توانست بر همه مشکلات پیروز شود. 
ب ) جدیت در تحصیل : 
او در فراگیری اسلامی چنان کوشا بود که شبها کمتر به خواب می رفت و بیشتر وقت را مشغول مطالعه بود. 

ج ) تلاش پیگیر: 
تلاشگری فوق العاده او سبب شده که او را یکی از پرکارترین فقهای شیعه به شمار می آورند. او تمام عمر مبارکش را به درس و بحث ، مطالعه و تحقیق و هدایت و ارشاد خلق سپری کرد و لحظه ای آرام ننشست .
گاه در سنگر محراب و مسجد به اقامه جمعه و جماعت و ارشاد و هدایت مشغول بود و گاه بر کرسی تدریس به نشر علوم اسلامی و تربیت و پرورش ‍ شاگرد، زمانی در مسند فتوا و استنباط احکام شریعت و جواب استفتاءات و گاهی نیز به مطالعه و تحقیق و تالیف و تصنیف سرگرم بود.
د ) ذوق شعری :  
او علاوه بر مقام فقاهت ، دارای طبع شعر بود و دیوان شعر آن بزرگوار در حدود پنج هزار بیت که به زبان فارسی و عربی سروده شده است .
ه ‍) خوشنویسی :  
میرزای قمی علاوه بر مزایای علمی و اخلاقی از زیبایی خط برخوردار بوده است ، مولف کتاب ((روضات الجنات )) در این باره می نویسد:
((مرحوم میرزا بسیار خوش خط بود و با هر یک از دو نوع خط مرسوم زمانش - یعنی نسخ و نستعلیق - آشنایی کامل داشته و هر دو را به طرز بسیار جالب و زیبایی می نگاشته است . نوشته های زیبایی که با زبان فارسی و عربی ، با خط نسخ و نستعلیق از آن بزرگوار در نزد ما موجود است خود بهترین شاهد و گواه بر این مطلب است .))

غروب آفتاب زندگی 
سرانجام آفتاب زندگی این شخصیت بزرگ علمی و دینی که سالها وجود مبارکش منشا خیر و درخشندگی بود در سال 1231 ق . 

غروب کرد او در هشتاد سالگی دعوت حق را لبیک گفت و روح پاکش به سوی معشوق شتافت و در جوار رحمت حق تعالی قرار گرفت . پیکر این مرد بزرگ با نهایت تجلیل و احترام تشییع گردید و در قبرستان شیخان قم ، مقابل مقبره زکریا بن آدم به خاک سپرده شد.
بازماندگان 
میرزا دارای یک پسر و هشت دختر بود. پسر آن مرحوم در زمان حیات پدر درگذشت و بازماندگان وی تنها منحصر به دختران او بودند که هر کدام از آنها همسر یکی از علما گردید.
افرادی که افتخار دامادی آن بزرگوار را دارا بودند عبارتند از:
1. میرزا ابوطالب قمی
2. حاج ملا اسد الله بروجردی
3. ملا محمد نراقی (فرزند ملا احمد نراقی )
4. میرزا علی رضا طاهری
5. شیخ علی بحرینی
6. آقا محمد مهدی کلباسی (فرزند حاج محمد ابراهیم کلباسی )
7. ملا علی بروجردی
 

   

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 3:21 |
Image of hadimeshgan

فدايي: شيخ قدرت! به خدا كار من نبود، گوشم كنده شد نامرد.

حسيني: جناب زاهدي از اعتماد شما به من ممنونم!
زاهدي: نگفتم خودتو ناراحت نکن؟ نماينده نشدي که نشدي، عوضش تو يه هفته هم قائم‌مقام شدي، هم رئيس پيام نور!

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 6:3 |





Powered by WebGozar