تبليغاتX
hadivebnegar
Image of hadimeshgan

معمولا ً یک منحنی در میان روشنفکران هست که خیلی کامل است و آن این است که جوان ها

در خانواده های سنتی، مذهبی بوده اند. بعد که دیپلمه یا دانشجو شده اند مذهب را به دور

انداخته اند  و بکلی از مذهب خالی و تهی شده اند، در یک پوچی مطلق، در یک فکر نکردن به

مذهب و حتی در یک نفرت از مذهب و تمام آن میراث های مذهبی سنتی و موروثی و خانوادگی

شستشو شده است. بعد در مسیر درگیری و تماس ذهنی و فکری باز به مذهب برگشته اند و

دو مرتبه مذهب در آنها طلوع کرده است. این مذهب دوم از علم بالاتر و آسیب ناپذیر است.

اما آن مذهب، طبیعی است که به میزانی که می آید دائما ً و بتدریج شک و شک و شک. در بعضی

از فروع ، بعد در فروع قوی تر و بعد در اصول و بعد . . . و بعد تنها خدا می ماند و آنهم در آخر

آهسته آهسته ضعیف می شود و از یادش می رود. به علم که می رسد دیگر به کل از سرش

می پرد ! یعنی آن مذهب، مادون علم است و وقتی که در تکامل به علم می رسد، نفی می شود.

مذهب بعدی در رسیدن به آخرین مرز دانش و تعقل به سراغش می آید؛ یعنی در آخر کوچه ی

بن بست علم، در ِ خانه مذهب را می زند نه قبل از آن کوچه، که بعد که به آن کوچه می رسد،

آنرا اصلا ً نفی کند.

همه مفاهیم مذهبی همینطور است. تقلید را نگاه کنید: آدمی که مثلا ً مقلد آیـــۀ الله آقا سید ابوالحسن

بوده، بعد کم کم قدری شعور و سواد و عقل پیدا می کند و می گوید: ولش کن، و همه را می اندازد

دور، چون می بیند چرند است. او یا همینطور در مرحله روشنفکری می ماند و یا از این مرحله

روشنفکری بالاتر می رود و بمرحله ایدئولوژی می رسد. تقلید یک تابوی موروثی است که از 

ترس می کند و وقتی که آن ترس خیالی، در پرتو شعور و عقل از او می رود، آن را ول می کند.

این مسأله را که خیلی جالب است باید گفت که: در اسلام تقلید در عقاید اصولا ً حرام است.

بنابراین در مساله ایدئولوژی باید بفهمی، بیاموزی، تعقل کنی ویا رد کنی. دانشجویی، استادی،

عمله ای، هر که هستی خود باید بفهمی و تعقل کنی. نباید بگویی آقا اینطور گفته ! اگر " آقا "

فرموده و تو هم تقلید می کنی، شانس فهمیدنت را برای همیشه از دست داده ای، اما اگر به

مسأله ای که شک داری عمل نکنی تا اینکه بفهمی، بالاخره خواهی فهمید.

یکی از پدرها ملا و مذهبی و روحانی بود و بچه اش مذهبی نبود. او بچه اش را نشانده بود و

می گفت: حالا تو عقیده نداری و درست مومن نیستی، اما آخر این خانواده، خانواده ای است که

همه مردم بعنوان دین حساب می کنند و توقع دارند. تو بچه ی منی. من یک عمر از حسین صحبت

کردم، از امام صحبت کردم و . . . و بچه جواب می داد: از تو دعوت کرده بودیم ؟!!! بی خود صحبت

کردی ! می خواستی یک شغل دیگری انتخاب کنی و آخوند نشوی ! من، که چیزی را قبول ندارم

حالا بیایم تاوان شغل تو و موقعیت اجتماعی تو، مصلحت اجتماعی خانواده ام را بدهم ؟!

 

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 0:56 |
Image of hadimeshgan

طرح تحول اقتصادي دولت پيش و بيش از عقل، دستگاه هاضمه ملت را هدف گرفته است. طرحي که از روز اعلام تا امروز، از حد يک ايده به حدود سيصد اسلايد رسيده است. کل داشته‌هاي کارگروه تحول اقتصادي کشور چند ده اسلايد است که در آن وضعيت فعلي رشد اقتصاد ايران، يارانه حامل‌هاي انرژي و... توصيف شده است. برنامه عملياتي و مدوني براي اجراي طرح وجود ندارد. در چنين شرايط سردرگمي که ميزان کل يارانه ها، حجمي که براي پرداخت نقدي در نظر گرفته شده و همچنين سهم هر دهک درآمدي از آن مشخص نيست، يک استاد برجسته اقتصاد، يک کارشناس سياسي و يک کارشناس اقتصادي در ميزگرد هفته‌نامه «اعتماد» به بحث تبعات سياسي اجراي طرح دولت پرداخته‌اند. دکتر محمد ستاري فر رئيس اسبق سازمان منحل شده مديريت و برنامه ريزي و عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي، مهندس عباس عبدي تحليلگر سياسي و سعيد ليلاز کارشناس مسائل اقتصادي در اين ميزگرد اهداف سياسي ايده نقدي کردن يارانه‌ها را بررسي کرده‌اند.

• آخرين سال دولت. دولت طرحي مطرح کرده که 7 فصل دارد به اسم تحول اقتصادي. عملاً در 6 فصل آن که شامل بانک، ماليات، گمرک، ارزش گذاري پول ملي، باز توزيع کالا و ارتقاي سطح بهره وري است، تحولي ديده نمي‌شود بلکه آنچه گفته مي‌شود، وظايف دولت است که بايد انجام دهد و معناي تحول ندارد. پس ظاهراً همه شش فصل ديگر در کنار نقدي شدن يارانه‌ها قرار گرفته و اصل تحول مربوط به همين مورد است. يعني پولي جمع شود و دولت آن را توزيع کند و بحث يارانه‌ها حالت بهينه به خودش بگيرد، شما اصلاً با اصل نقدي شدن يارانه‌ها با در نظر گرفتن شرايط فعلي موافق هستيد؟

ستاري فر: من يک مقدمه لازم است بگويم و تشکر کنم از اينکه من را به جمع خودتان دعوت کرديد. يکي اينکه فکر مي‌کنم در رابطه با بحث چگونگي ساختار يارانه‌ها و کارکردهاي آن ما به بحراني‌ترين وضعي که در تاريخ بوده رسيده‌ايم. اين است که هرگونه راهکار اصلاحي که بخواهد انجام شود يک قدم خير است. نگراني که دارم اين است بحراني که الان غيرقابل ادامه است و کشور را دچار مشکل کرده، دارد آن چنان تعريف و تبيين مي‌شود که مشکلاتي که ايجاد مي‌کند بيش از مشکلاتي است که الان در کشور وجود دارد. استحضار داريد وقتي دولت مي‌خواهد کاري بکند نيازمند اين است که مباني نظري را تعريف کند. بعد از آن رصد همه جانبه و جامع و فراگير از اوضاع سياسي، اقتصادي کشور بايد داشته باشد، هم اوضاع داخلي کشور و هم اوضاع جهاني که با آن در تعامل است. بعد از آنها بايد مبادرت کند به تهيه برنامه. برنامه برخاسته از يک فرآيند طولاني مشارکتي و برخاسته از شرايط محيطي که رصد شده است.

صرف اينکه کسي ايده دارد را داشتن برنامه حساب نمي‌کنيم. ما بايد نگاه کنيم آيا مکتوب آنها مطابق برنامه است يا نه و بعد نگاه کنيم به سازمان و امکان سنجي آن و نهايتاً نگاه کنيم اين برنامه و سازمان اجرا معطوف به چه اهدافي است و مي‌خواهند چه کنند. اين مراحل که براي تان ذکر کردم متاسفانه در صحبت‌هاي دولت وجود ندارد. فقط يک ايده‌اي در تلويزيون و در روزنامه‌ها خوانده مي‌شود که رئيس جمهور ايده تحول اقتصادي دارد، در ادبيات اجرايي اگر رئيس دولت يک ايده دارد قبل از اينکه آن را در افکار عمومي مطرح کند چون صندلي رئيس قوه مجريه يک صندلي پراثر و اثرگذار است بايد آن را به يک ايده جمعي تبديل کند. هنوز آثاري که اين ايده به ايده جمعي تبديل شده باشد ديده نشده، بعد هم بايد ساير قوا ايده جمعي را بپذيرند. اگر همه ساختار قدرت و حاکميت آن ايده را قبول کردند نسبت به تبديل آن ايده به نظر يا ويژن اقدام مي‌کنند که مي‌خواهند يارانه‌ها را چه کار کنند، نقد بپردازند، هدفمند کنند و... اين سوالاتي است که حاکميت پيش رويش است که به آن پاسخ دهد.

اگر حاکميت، قواي سه گانه و رهبري و خود رئيس دولت در اين فرآيند طولاني به يک استنباط رسيدند بايد ايده را به نهادهاي برنامه ريزي مثل سازمان مديريت و برنامه ريزي بدهند تا به برنامه تبديل شود، آن وقت مي‌پرسند منابع و مصارف کجاست. کجا استفاده مي‌شود و توقع ما چيست. متاسفانه من چيزي از اين فرآيند نديدم.

دو نشست برگزار شد يکي با مسئولان رسانه‌ها و يکي با اقتصاددان‌ها. در اين نشست‌ها هم چون طرحي نبود اقتصاددان‌ها سردرگم بودند. من هم الان چون طرح مکتوب و نوشته نيست نمي‌دانم که چه بگويم. شما گفتيد نقدي کردن يارانه ها، خودشان گفتند هدفمند کردن يارانه ها.

من نمي‌دانم اصلاً کل طرح چيست يا چه ابعادي دارد و مي‌خواهد چه کساني را تحت پوشش قرار دهد. بنابراين فکر مي‌کنم مي‌توانيم خودمان بحث کنيم اما سندي جلوي مان نيست که بر مبناي آن بحث کنيم. اما چون افکار عمومي کشورمان بزرگ هستند و مي‌خواهند و بايد بدانند، خوب است که يک بار جوانب کار يارانه‌ها را بررسي کنيد تا کمک شود به فهم کشور که اگر خواست کاري کند افکار عمومي هم آمادگي لازم را در مقابل کار دولت داشته باشد و از خود عکس العمل لازم را نشان دهد.

به نظر شما خود دولت مي‌داند مي‌خواهد چه کار کند؟
ستاري فر: من مقدمه‌اي را که گفتم و گفتم رئيس جمهور ايده‌هايي را دارد، به معناي آن است که هنوز اين ايده در دولت بحث نشده، آقاي رئيس جمهور رفته با رئيس مجلس هشتم صحبت کرده. مجلس هم گفته چون دولت متني نداده به خاطر مخاطراتي که اين کار بزرگ دارد، ما يک کميسيون ويژه مي‌گذاريم، ديشب رئيس کميسيون اقتصاد مجلس آقاي مصباحي مقدم گفته که دولت چيزي را ننوشته است. بهتر است حالا که دولت مي‌خواهد طرح بنويسد با کمک مجلس بنويسد و کارشناسي کند. اين است که من از روي عمد کلمه «ايده» را به کار بردم.

اگر ايده مديران بخواهد بدون ملاحظات کارشناسي در عرصه اجتماع مطرح شود هزينه‌هاي گسترده‌اي ايجاد مي‌کند.

آقاي عبدي شما نظرتان راجع به اين ايده چيست؟
عبدي: آقاي دکتر فرمودند يک ايده‌اي وجود دارد، بايد ديد ايده در ابتدا از چه سطحي شکل مي‌گيرد. مثلاً يک بيمار معلوم است که بيمار است، ايده اصلي بايد از اينجا شکل بگيرد که چگونه مي‌شود بيماري را درمان کرد. دولت کنوني تازه به اين نتيجه رسيده که اوضاع بيمار است و ايده‌اي پيدا کرده و چيزهايي گفته که سال هاست در برنامه‌هاي قبلي هم تکرار شده است. ايده‌اي که چگونه ما بايد از اين اوضاع بيرون برويم، تا به حال ديده نشده است. براي اينکه وارد موضوع شويم مثال مي‌زنم. کشاورزي ديم را همه مي‌شناسند، يک مقداري گندم يا ارزن مي‌ريزند، باراني مي‌آيد يا نمي‌آيد. اگر باراني آمد بذر برداشت مي‌شود. تا به حال فکر نمي‌کنم کسي صنعت ديم شنيده باشد. اگر شنيده باشد قطعاً اقتصاد ديم نشنيده، چون نداريم. يعني قطعاً اداره اقتصاد ديمي نمي‌شود. اين دولت و اين سيستم بي ترديد ديمي است و ديمش طوري است که حتي جايي نمي‌کارند که امکان بارش وجود داشته باشد.

بگذاريد يک مثال ساده بزنم. شما 100 تا اقتصاددان را مي‌خواهيد دعوت کنيد. 100 تا اقتصاددان را دعوت کردن زحمت دارد تا با پنج مقام دولتي بنشينند صحبت کنند. بايد برنامه ريزي کنيد، جلسه بگذاريد، صحبت کنيد. آنها که بيکار نيستند، بايد يک ساعتي يک جا جمع شوند، حراست مي‌خواهد، انواع و اقسام کارها مي‌خواهد، هزاران نفرساعت وقت مي‌برد. خب وقتي اين کار را مي‌خواهيد بکنيد و دو، سه ساعت با اينها صحبت کنيد، به هر نفر بيش از پنج دقيقه وقت نمي‌رسد. آن هم در ايراني که هر وقت مي‌خواهيم صحبت کنيد مقدمه مفصل غيرمرتبط مي‌گوييم. چنين جلسه‌اي اصلاً چه فايده‌اي دارد؟ امروز اصلاً در دنيا اين چيزها مطرح نمي‌شود. شما مي‌توانيد به جاي همه اين هزينه‌ها چند صفحه بنويسيد؛ مشکل چيست؟ راه برون رفت چيست؟ و براي آقايان پست الكترويكي کنيد. احتياجي هم به اين همه جلسه نيست، همه آنها حاضر مي‌شوند که مجاني و به بهترين شکل هم نقد بنويسند و رد يا تاييد کنند.

يعني هدف تبليغاتي دارد؟
عبدي: نه، مي‌خواهد بعدا بگويد ما قبلاً با 100 نفر مشورت کرديم يک نفرشان هم حرفي نداشت بزند چنانچه گفته بودند که سوال‌هاي دولت را کسي نمي‌تواند جواب دهد.

ما نمي‌دانيم از کي تا حالا دولت پرسشگر شده که اقتصاددان بايد جوابش را بدهد؟ بنابراين مي‌خواهم بگويم اصلاً طرحي وجود ندارد که ما بخواهيم راجع به اين طرح صحبت کنيم. دولت هم بي برو برگرد هيچ طرحي که واجد شرايط و علمي باشد و اصول و نظريه و تئوري داشته باشد و اجماع نسبي کارشناسان را داشته باشد و در سطح عمومي هم افراد با آن همدلي نشان بدهند، ندارد. طرح‌هاي کلان بايد اين ويژگي‌ها را داشته باشد. چون مردم بايد همراهي کنند. اگر هزينه‌هايي دارد بايد هزينه‌ها را از ابتدا بدانند. ما هيچ طرحي نداريم که خير مطلق باشد، حتماً يک ضررهايي هم دارد. مردم بايد بدانند ضررها و منافعش چيست. ساز و کارش بايد مشخص باشد، که چه کسي اجرا مي‌کند و چگونه نظارت مي‌شود. اما در مورد کل اين قضيه يک نکته ديگر را بگويم، دولت بايد هر سياستي که اتخاذ مي‌کند نشان دهد که به آن سياست ملتزم است.

ما اصلاً نمي‌خواهيم بگوييم يارانه را حذف کند، يارانه که اصلاً در بخش انرژي وجود ندارد. يارانه‌اي نيست در واقع تفاوت قيمت وجود دارد. در مورد سيمان، تفاوت قيمت تماماً به جيب عده‌اي معدود مي‌رود، من کساني را مي‌شناسم که توضيح مي‌دهند از طريق اين سيمان عده‌اي چگونه پول به دست مي‌آورند.

ليلاز: رانت سيمان 5/1 ميليارد دلار در سال است.
عبدي: يک تعداد کاملاً محدود حدود چند هزار نفر هستند که بهشان داده مي‌شود.
ليلاز: سيمان به افرادي تني 38 هزار تومان فروخته مي‌شود و اين افراد در بازار همان سيمان را 140 هزار تومان مي‌فروشند.

عبدي: توضيح اين افراد براي فروش با قيمت بالاتر از نرخ مصوب آن است که ساختمان ساز که خانه اش را به قيمت يارانه‌اي نمي‌فروشد، من چه 140 هزار تومان بدهم، چه 30 هزار تومان قيمت مسکن فرقي نمي‌کند. بنابراين اگر يارانه پتروشيمي و سيمان را حذف کنيد،{با درآمد حاصل از آن} کل تامين اجتماعي مساله اش حل مي‌شود. هيچ مرجعي هم تا حالا مجبور نكرده که قيمت سيمان و پتروشيمي را به اين شکل کنترل کنيد. دولت اما قادر نيست اين قضيه را حل کند و دودش به چشم دولت و ملت مي‌رود. با اين وضع چه جوري دولت مي‌خواهد بيايد در مورد سوخت، يارانه نقدي بدهد بدون اينکه در كفشش يک مشت ريگ باشد.

آقاي ليلاز، براي اين ايده به مردم گفتند بياييد فرم خوداظهاري پر کنيد. قبل از اينکه جلسات هم انديشي بگذارند در تلويزيون طرح به صورت قطعي اعلام شده و اصل کار از نظر دولت قطعي است. اينکه شيوه انجام کار چگونه باشد محل بحث است. نظر شما چيست؟
عبدي: دولت نمي‌خواهد نظر بپرسد، مي‌خواهد اقتصاددان‌ها را شيرفهم کند.

ليلاز: من اول بگويم که پولي در کار نيست. يک توهم يا اشتباه علمي وجود دارد که ما عنوان مي‌کنيم صد هزار ميليارد تومان ارزش يارانه‌هايي است که به مردم مي‌دهيم که اگر ندهيم، مي‌توانيم پول را توزيع کنيم و واقعاً رقم چشمگيري است و به هر ايراني سالي 5/1 ميليون تومان مي‌رسد اگر واقعاً بتوانيم يارانه را حذف کنيم. چون به مقياس و قيمت بين المللي محاسبه مي‌شود، مي‌گويند صد هزار ميليارد تومان. فرض کنيد از فردا ما همه حامل‌هاي انرژي را به قيمت بين المللي در داخل بفروشيم، اتفاقي که مي‌افتد اين است که مصرف حامل‌هاي انرژي به شدت کاهش پيدا مي‌کند. فرض کنيد پول جديدي وارد بازار نمي‌شود، اگر قيمت حامل‌هاي انرژي برسد به قيمت بازارهاي جهاني مصرف به شدت کاهش پيدا مي‌کند. دولت يک مقدار گازوئيل، گاز و بنزين اضافي برايش مي‌ماند که يا وارد نمي‌کند يا مي‌تواند صادر کند و ارز بگيرد. اين ارز به هيچ وجه قابل تبديل به ريال نيست چون دوباره تورم مي‌آفريند. همين الان در سال 1387...

عبدي: مابه التفاوت آن کجا مي‌رود؟
ليلاز: کدام مابه التفاوت؟
عبدي: مابه التفاوت 100 تومان با قيمت واقعي؟

ليلاز: چون مصرفش خيلي پايين مي‌آيد، چيزي حدود 15 تا 20 هزار ميليارد تومان به دولت مي‌دهد، اگر ماخذ 100 هزار ميليارد تومان باشد بايد بنزين را بدهند ليتري 1200 تومان. با چنين قيمت هايي، مصرف گازوئيل روزي 90 ميليون ليتر نمي‌شود. همين امسال که ما پر اسراف‌ترين سال تاريخ اقتصاد ايران در هزينه‌ها و ريخت و پاش‌ها را داريم، کل واردات کالا و خدمات دولت قطعاً به مرز 80 ميليارد دلار نخواهد رسيد، يعني حدود 60 ميليارد دلار واردات کالا مي‌شود (اگر اتفاق بيفتد) و 20 ميليارد هم واردات خدمات. ما امسال 140 ميليارد دلار درآمد ارزي داريم يعني 55 تا 60 ميليارد دلار مازاد ارزي داريم. اگر بنا به توزيع کردن بود که همين را توزيع مي‌کرديم. اين عدد الان قابل توزيع شدن نيست، تجربه سه سال اخير آقاي احمدي نژاد همين را نشان داده است. ايشان در ابتدا تصور مي‌کرد که هر چقدر ارز داريد به سادگي و بدون تبعات قابل تبديل شدن به ريال است و هميشه اين سوال را مطرح مي‌کرد که چطور ممکن است ما پول داشته باشيم ولي نتوانيم خرجش کنيم. ما بهاي بسيار گزافي براي توضيح مجدد اين داستان به يک مسوول در ايران پرداختيم؛ اينکه توضيح دهيم چگونه است که شما پولدار شويد و نتوانيد اين را خرج کنيد. چون خرج کردن آن به رشد تورم مي‌انجامد. بنابراين من تصور مي‌کنم که 18 هزار تا 20هزار ميليارد تومان پول قابل توزيع خواهد بود. هر عددي بالاتر از اين عملاً وجود ندارد. الان مي‌گويند دولت مي‌خواهد هر وعده 500 هزار تومان به ازاي هر نفر بپردازد. اصلاً چنين نقدينگي وجود ندارد. ما مي‌دانيم که ميزان نقدينگي کشور 160 ، 170 ميليارد تومان است. حدود 10 ، 12 درصدش اسکناس و مسکوک منتشره است که الان کل آن هم به حداقلش رسيده است.

اين يک نکته است که اگر ما اين طرح را اجرا کنيم امکان اينکه تومان به تومان صرفه جويي حسابداري را بپردازيم، وجود ندارد. نکته دوم نکته‌اي است که آقاي عبدي اشاره کردند؛ آزادسازي اقتصادي يک پکيج است، ما نمي‌توانيم به صورت مقطعي يا گزينشي اين آزادسازي را انجام دهيم.

اگر مي‌خواهيم آزادسازي کنيم بايد همه اقتصاد را آزاد کنيم (تدريجي يا با سرعت)، وگرنه معنا ندارد که ما يک تکه اش را آزاد کنيم و بقيه را ببنديم.

آقاي عبدي به سيمان اشاره کردند، ميزان رانتي که در بازار سيمان ايران خورده مي‌شود تا حدود 5/1 ميليارد دلار در سال 1387 تخمين زده مي‌شود، چون مي‌دانيد ما 55 ميليون تن توليد سيمان داريم، مابه التفاوت بازار آزاد (اگر صددرصد سيمان را لحاظ کنيم) حدود پنج ميليارد دلار مي‌شود ولي ما مي‌گوييم فرض کنيد ميزان سوء استفاده اش يک سوم اين عدد است که مي‌شود 5/1 ميليارد دلار. محاسباتي که در خودروسازي‌ها انجام شده در سه سال اخير نشان مي‌دهد بدون ترديد امسال 500 ميليارد تومان مابه التفاوت قيمت خودرو داريم.

کساني که در بازار خودرو ايران از کارخانه تا خيابان روبه روي خودروسازي سود مي‌برند از مجموع سود خودروسازها، قطعه سازها و کل واردکنندگان قطعات يدکي در ايران بيشتر است. تمام خودروسازها و قطعه سازها 450 تا 500 ميليارد تومان سود مي‌برند. الان از طريق زمين و ملک فروشي دارند سود مي‌دهند. برخي به سود عملياتي نمي‌رسند.

بزرگترين مشکل دولت احمدي نژاد تناقض در سياست‌هاي اقتصادي است که اين تناقض به هيچ وجه حل نشده وگرنه خود کاهش نرخ بهره بانکي به خودي خود چيز منفي و وحشتناکي نيست که ما از آن وحشت کنيم. در يک نظام اقتصادي مشخص با يک شرايط اقتصادي مشخص ممکن است لازم باشد نرخ بهره را پايين بياوريم. الان در بازار اروپا بهره را بالا مي‌برند، مگر قبلاً پايين آورده بودند؟ يا امريکا که دارد نرخ بهره را پايين مي‌آورد، بهره اش را قبلاً بالا برده؟

وقتي شما سياست‌هاي متناقض در پيش مي‌گيريد، اين سياست‌ها به ضد خودش تبديل مي‌شود، در همه حوزه‌ها همين طور است؛ سوءاستفاده و رانت. در مثال‌هايي که زديم مثل رانت سيمان، خودرو و... در مقابل رانت نرخ بهره هيچ است، چنان که ميزان بدهي معوقه مردم به شبکه بانکي در سه سال گذشته به تنهايي به‌اندازه سه برابر يکصد سال گذشته اش بوده. اين عدد به قدري وحشتناک است که بايد دو بار بگويم. سه هزار و 500 ميليارد تومان ميزان کل بدهي معوقه بانکي تا پايان 83 بوده، از پايان 83 تاکنون شده 13 ، 14 تريليون تومان.

چون صرف مي‌کند، نرخ بهره را پايين آورده‌اند. جريمه را گفتند نگيريد، وثيقه هم نمي‌گيرند. يعني اصلاً بي خيال شدند. من مي‌خواهم بگويم اگر ما کوچک‌ترين علامتي مبني بر اينکه از لجاجت بر سر نرخ بهره بانکي دست برداشته‌اند، مي‌ديديم- در حالي که نرخ بهره بانکي در بانک‌هاي خصوصي، الان 30 درصد است، بانک‌هاي دولتي هم از طريق ليزينگ شان دارند همين قدر مي‌گيرند- آن وقت به طرح خوش بين بوديم. اين وضعيت کل اقتصاد ما است. اگر رئيس جمهور مي‌خواست اين معضل را پايان بخشد از نرخ بهره شروع مي‌کرد. بالاخره الان چشم اندازي که ما داريم چشم اندازي نيست که دولت بخواهد مساله را حل کند.

اصل کار هدفمندي يارانه‌ها جسارت مي‌خواهد که دولت دارد اما هدف حل مشکل نيست. نکته ديگري که مي‌خواستم عرض کنم نوع توصيفي است که دکتر ستاري فر کردند.متاسفانه برنامه دولت مثل کلاس‌هاي آشپزي تلويزيون شده که مربي مي‌گويد بوقلمون را سه ساعت داخل فر قرار مي‌دهيم ولي خب مردم که سه ساعت نمي‌توانند معطل شوند، پس چند دقيقه بعد فر را باز مي‌کند، مي‌گويد ما قبلاً اين کار را کرديم و بوقلمون آماده را از فر در مي‌آورد. اگر بنا بود دولت هم به اسم تحول همان برنامه چهارم را مطرح کند، چرا به آن وفادار نبوده و نمي‌گويد از حالا وفاداريم. عيبي ندارد در گذشته اشتباه شده، چرا نمي‌گوييد برمي گرديم به همان برنامه. اين برخورد در ما ترديدهايي ايجاد مي‌کند.

ترديدهايي که ايجاد مي‌کند، چيست؟
ليلاز: نکته‌اي که آقاي ستاري فر گفتند آن بود که نظريه علمي مي‌گذاريم، کارگروه مي‌گذاريم و... اگر الان برنامه چهارم توسعه را بخوانيد، نوشته شده که يارانه‌ها بايد هدفمند شود و ثانياً گفته شده چقدر خرج سه دهک اول و چقدر خرج زيربناها شود. آخرين نکته در مورد بحث يارانه‌ها اين است که وقتي دکتر احمدي نژاد به قدرت رسيدند ناگهان بدون اينکه کوچک‌ترين اطلاعي بدهند يا کوچک‌ترين حرکت قانوني بکنند برنامه چهارم را کنار گذاشتند. يعني حتي به خودشان زحمت ندادند که بروند مجلس بگويند اين برنامه براي يک مشت مستکبر فلان فلان شده بود که ما آن را قبول نداريم. اين کار را نکردند و بدون هيچ گونه فرآيند قانوني اين مسير عوض شد.

سه سال بعد، بعد از اينکه ملت ايران تقريباً 200 ميليارد دلار خسارت پرداخت، آقاي رئيس جمهور آمدند گفتند ما مي‌خواهيم برگرديم به برنامه چهارم؛ اگرچه صراحتاً اعلام نشده. اين هم اشکال ندارد، من يک سوال مطرح مي‌کنم، با اين همه اعوجاج‌هاي ناگهاني و يک شبه از کجا معلوم که ما دوباره فردا برنگرديم. يعني چه کسي، کجا و چگونه اين اطمينان را به کشور و ساختار و سرمايه گذار مي‌دهد که طرف سرمايه گذاري کند و روي اين سرمايه گذاري حساب کند. مگر بازار سيمان و بورس را يک شبه خراب نکرديم. آقاي عبدي چه دليلي دارد که کسي تصور کند وقتي بنزين آزاد شد، فردا مجدداً قيمتش عوض نشود.

پس با اين ديد چطور نمي‌شود گفت دولت ارزي را که به دست مي‌آورد، حتي به قيمت تورم خرج مي‌کند؟
ليلاز: ممکن است بکند. دولت فقط امسال 60 ميليارد تومان مازاد ارزي دارد. من معتقدم ذخاير ارزي ايران الان بالاي 160-150 ميليارد دلار است. ما امسال 55 تا 60 ميليارد دلار مازاد ارزي داريم. حساب من هم خيلي روشن است، حدود 120 ميليارد دلار نفت و محصولات پتروشيمي صادر مي‌کنيم. حدود 25 ميليارد دلار هم صادرات غيرنفتي داريم. واردات هم 85 ميليارد دلار است. پس 60 ميليارد دلار مازاد داريم. اگر احمدي نژاد از تورم نگران نبود، چرا رشد نقدينگي از سال قبل کم شده؟

دکتر ستاري فر راجع به اعداد صحبت کنيد، راجع به اينکه وقتي در مورد يارانه صحبت مي‌کنيم، چه هدفمندي و چه نقدينگي، راجع به چقدر صحبت مي‌کنيم. راجع به ماده 3 محذوف برنامه چهارم هم توضيح بدهيد.
ستاري فر: اجازه بدهيد من اول توضيحي بدهم چون نگران هستم. ما وضع موجود را وضع خوبي نمي‌دانيم. همه نگران هستند که اين کاري که مي‌خواهند بکنند، کل سياست و اقتصاد را دچار بحران کند. پس دولت را به نظم و انضباط علمي و سازمان علمي‌تر فرا مي‌خوانند. شايد دولتي‌ها بگويند خود اين افراد منتقد تا ديروز دنبال اصلاح و هدفمند کردن يارانه‌ها بودند، اما حالا که ما مي‌خواهيم اين کار را بکنيم، مخالفت مي‌کنند. در بحث نقدي و هدفمند کردن ما گزينه‌هاي زيادي داريم. بايد نگاه کنيم کدام گزينه‌ها حداکثر استفاده، مطلوبيت و حداکثر نزديکي به اهداف را به ارمغان مي‌آورد. در واقع کساني که نظر دادند، مي‌گويند بايد گزينه بهتر را انتخاب کنيم. ما الان چيزي نداريم؛ نه طرح مشخصي داريم و نه نظمي در اجرا، شواهدي هم از قبل داريم و نگران هستيم. دليل نقد کردن ما اين است. اين است که مي‌گوييم نکند وضع بد موجود بدتر شود. خواستم بگويم که کسي مخالف اصلاح اوضاع نيست. مهم‌تر از قانون، اجراي خوب است. حتي اگر دولت قانون خوب تدوين کند، به دليل به هم زدن فضا و ساز و کارهاي اقتصادي، در اجرا دچار مشکل مي‌شود. الان نه طرح مشخص است نه قانون. در ميثاق کشور (چشم انداز) بايد برويم دنبال رشد پايدار، دنبال توسعه همه جانبه، دنبال مردمسالاري و گردش قدرت... همين ادبيات هم بحث مفصلي داشت. اگر ما بخواهيم به اهداف چشم انداز برسيم در بحث يارانه‌ها کدام گزينه را بايد انتخاب کنيم. طبق بحث چشم انداز دولت بايد حداقل به سه سوال جواب بدهد؛ 1- نحوه نگاه دولت به جايگاه نفت چگونه است، چون منابع يارانه را بايد از نفت بگيريم. دولت نهم مثل دولت‌هاي قبل با درجه غليظ تري، مي‌خواهد نفت را در دل خود نگه دارد. وقتي دولت نفت را متعلق به خود مي‌داند، دولت نفتي و بودجه نفتي شکل مي‌گيرد. از سر نفت هم مي‌خواهد به مردم پرداختي داشته باشد، اما طبق اهداف چشم انداز نفت متعلق به دولت نيست.

2- دولت که مي‌خواهد در مورد يارانه‌ها کار کند آيا اقتصاد بازار را پذيرفته؟ در اقتصاد بازار بايد اصلاح قيمت‌ها پذيرفته شود. آيا دولت نهم اصلاح و آزادسازي قيمت‌ها را پذيرفته؟

3- دولت بايد جواب بدهد که رويکردش به عدالت چگونه است. دولت مي‌خواهد چگونه و به چه کساني يارانه پرداخت کند؟ در واقع دولت بايد بپذيرد که رشد اقتصادي و عدالت در تضاد و تباين با هم نيستند. عدالت مي‌تواند در جهتي باشد که تبديل به رشد شود. پس دولت بايد در سه حوزه تکليف خود را تعيين کند؛
1- چگونگي نگاهش به نفت
2- چگونگي نگاهش به منطق‌هاي قيمت و بازار و عرضه و تقاضا
3- چگونگي منطق‌هاي موازين عدالت.

نمي‌شود که هر روز و هر شب در نظام‌هايي مثل نرخ بهره، سيمان، پتروشيمي و... آگاهانه نسبت به موازين و راهبردهاي قيمت دشمني کنم و از طرف ديگر بگويم عاشق اصلاح قيمت هستم.

اين تناقضي که دوستان گفتند منجر به تشتت فکري و برنامه‌اي و تشتت در اجرا شده است. دوستاني که هشدار مي‌دهند نگران تشتت‌ها هستند، نه کار عقلايي. اما اينکه فرموديد آمار و ارقام بگويم، ارقام آقاي ليلاز درست است. آقاي احمدي نژاد که ايده دارند و هنوز برنامه ننوشته‌اند. نمي‌گويم دولت خاتمي يا احمدي نژاد چون غلط است. هر برنامه محصول کار حدود چهار هزار نفر وزير، معاون وزير، شوراي نگهبان، مجمع تشخيص، نهاد رهبري، مشاوران و... است. در برنامه چهارم در ماده سه ،جايگاه نفت تعيين شده بود. در آنجا گفته مي‌شود آنچه ارزشي زيرزميني است، مشاع و بين نسلي است و آنچه تفاوت قيمت بازار با تفاوت زيرزميني است رانت است و مال دولت است. به سخن ديگر اگر من باب مثال بگويم که ارزش نفت استخراجي 200 ميليارد دلار است که به اضافه گاز مي‌شود 250 ميليارد دلار، 100 ميليارد دلار حسب ماده سه ارزش ذاتي مالکيت عمومي است. مال nation است، مال دولت هم نيست. دولت متصدي آن است. يا بايد نفت را زير زمين نگه دارند يا خرج سرمايه گذاري پايدار کنند. 100 ميليارد دلار تفاوت ارزش ذاتي و قيمت بازار است. دولت هم با سياست‌هاي تثبيتي، تنظيمي و تخصيصي و توزيعي تعريف شده. دولت بايد با اين سياست‌ها به کمال و رشد بيشتري برسد.

دولت اينها را قبول ندارد، مي‌گويد نفت مال من است. من هرجا که احساس کنم نياز است آن را خرج مي‌کنم يعني ميوه وارد مي‌کند و هرچه که بخواهد. دولتي که در سال 2008 منابع خود را اين گونه تخصيص مي‌دهد، به قول مهندس عبدي، اقتصاد ديمي دارد.

رئيس جمهور سه بار در صدا و سيما گفتند دست کارشناسان را مي‌بوسم که بيايند و کمک کنند. خب چهار هزار نفر متخصص کشور نشسته‌اند سندهاي بالادستي چشم انداز و برنامه چهارم را نوشتند. در برنامه گفتند جايگاه نفت چگونه است. در دو يا سه فصل گفته‌اند که رويکردهاي قيمت‌ها و بازار چگونه است و در فصل 7 و 8 گفته‌اند که چگونه خرج شود. در ماده 95 رسيدگي به سه دهک پايين مد نظر قرار گرفته است.
اگر مي‌خواهند جلو بروند که اين قوانين است. آقاي احمدي نژاد مي‌داند که بخواهد قانون تدوين کند چقدر سخت است.

نگاه توسعه‌اي بايد داشته باشيم که يعني استفاده از ظرفيت ها. در حال حاضر پايگاه اطلاعاتي هم وجود دارد. از برنامه سوم وجود داشته. 26 ميليون نفر در تامين اجتماعي معرفي شده‌اند. حدود 44 ميليون نفر در سازمان تامين اجتماعي کشوري، به اضافه کميته امداد و بهزيستي، صندوق صدا و سيما و... هستند. ما درآمد و وضعيت خانوار 44 ميليون نفر را مي‌دانيم. 18 ميليون روستايي هم مي‌تواند مشمول طرح دولت باشد. يعني تکليف 62 ميليون نفر مشخص است. اگر دولت مي‌خواهد کار را شروع کند با يک استنباط واحد با مجلس طرح را بنويسد. مي‌خواهم باز هم تاکيد کنم در بحث هدفمند کردن يارانه‌ها يک راه وجود ندارد، راه‌هاي مختلفي وجود دارد. کار کارشناسان است که کدام را ترجيح دهند و امکان سنجي شود. دوستان هم که نگران بودند و داشتند نقد مي‌کردند مخالفتي با نقدينگي ندارند، اما چون ما هيچ آثاري از درست کار کردن نمي‌بينيم نگران هستيم که اين وضعي که نامطلوب است ادامه پيدا کند.

آقاي عبدي شما از مدافعان پرداخت پول نقد به مردم بوديد؟ چقدر مشابهت مي‌بينيد بين اين طرح و ايده با آن ايده‌اي که خودتان داريد، فکر مي‌کنيد الان هم بحث بر سر اين است که پول نفت را به دست مردم بدهند؟
عبدي: اول اينکه من بگويم با هدفمند کردن يارانه‌ها مخالفم و با پرداخت نقدي موافقم. دليل اين نيست که اگر اين کار {هدفمند كردن}مي شد اشکالي داشت، الان اين خيلي خوب است که پول نفت را براي ملت بدانيم و نه براي دولت. پول نفت را سرمايه بدانيم نه هزينه جاري، اما چيزي که در عمل مي‌بينيم دولت پول نفت را براي خودش مي‌داند و هرجا هم که خواست آن را خرج مي‌کند. کسي هم زورش به اين قضيه نمي‌رسد.

هدفمند کردن هم همين طور است. آقاي دکتر ستاري فر رئيس سازمان تامين اجتماعي بودند و مي‌دانند که اگر ما بخواهيم واقعاً در اين مملکت خدمتي کنيم يکي از جاهايي که بايد به استقلال و قدرتش احترام بگذاريم سازمان تامين اجتماعي است.
شما ببينيد طي اين 30 سال بيشترين ظلمي که شده، به پولي شده که مال دولت نيست. هر موقع دولت زورش رسيده از صندوق تامين اجتماعي برداشته و طلبش را نداده است.

دولت‌هايي که ماهيت شان اين است چگونه يارانه را مي‌خواهند به طبقه فقير بدهند؟ من ترديد ندارم هدفمند کردن يارانه‌ها منجر خواهد شد به اينکه پول توي جيب عده‌اي رود که هر جور خواستند خرج کنند به نفع منافع خودشان و از بين بردن عزت نفس مردم.

بنابراين هدفمند کردن اصلاً جمله بي ربطي است، بايد ببينيد اين پول‌ها اصلاً از کجا آمده که دولت مي‌خواهد آن را توزيع کند. اگر پول مال نفت است بايد دست امين مردم باشد تا بتواند سرمايه گذاري کند.
اگر همين طوري پول را به دست کسي بدهيم معلوم است چه مي‌شود. اگر مردم به دولت اطمينان داشتند، بهتر بود پول را به دست دولت شان بدهند که از طرف آنها سرمايه گذاري کند.
اگر چنين دولتي بود، بهتر است پول توزيع نشود.

اما اگر قرار باشد اين پول به جيب دولتهاي موجود برود، اتلاف منابع شود نه فقط دزدي بلکه اتلاف منابع صورت بگيرد، بهتر است پول دست مردم باشد. پول نفت مثل سيل است، چون پول نفت در سيستم دولتي مخرب است، هرچه بيشتر مي‌شود نقش تخريبي آن بيشتر مي‌شود. حال که اين طور است پول را مستقيم بدهيم دست خود مردم. هر خسارتي هم دارد صددرصد خسارتش از وضع موجود کمتر است.

يعني شما با آقاي احمدي نژاد که مي‌گويد يارانه را نقدي بدهيم موافقيد؟
عبدي: من از يک زاويه ديگر با ايشان موافقم. اولاً از اينکه کلمه يارانه‌ها به کار برده شده متنفرم. قبول ندارم چون چنين چيزي اصلاً وجود ندارد. بنده معتقدم پول نفت براي خود مردم است. اگر مردم نمي‌توانند به دولتي بدهند که سرمايه گذاري کند دست خودشان بگيرند. دولت هم متناسب با نيازهايش بايد کوچک شود. توزيع درآمد نفتي بايد مستلزم کوچک شدن دولت باشد. بعد از اين مرحله دولت بايد وارد شود. پول ملک مشاع مردم است و بايد آن را در اختيار خودشان گذاشت. مردم اگر به جان شان هم زياد حساس نباشند به مال خود حساس هستند. اما در اين دولت محال است. اصلاً چون طرحي ندارد. يک برنامه سياسي دارد. بعضي مخالفان مي‌گويند بگذاريد دولت کارش را بکند از اين بدتر که نمي‌شود. اقلاً تکليف مان روشن مي‌شود. شايد بگويند اين غيرمسوولانه است. من مي‌گويم نه اين طور هم نيست، زيرا کساني که دارند جلوي اين مسير مي‌ايستند کارشان از بنيان غلط است. وقتي ايستادگي ضعيف باشد، دولت بيمار واکسينه مي‌شود.

ليلاز: مثل کاري که مجلس هفتم با دولت نهم کرد.
عبدي: آفرين، مجلسي که الان وجود دارد از حقوق خود درک روشني ندارد چه رسد به مواردي مثل يارانه نقدي. از حداقل حقوق شان خبر ندارند که اين آقا دارد يک طرحي را اجرا مي‌کند که کل اقتصاد مملکت را مي‌خواهد زير و رو کند، در حالي که اگر مي‌خواهيد 2 ريال در قانون بودجه کم و زياد کنيد مجلس بايد تصويب کند.

آن وقت مي‌خواهند چند صد ميليارد را جابه جا کنند، فرم توزيع مي‌کنند، اقتصاددان مي‌آورند اما هنوز طرح را به مجلس نداده‌اند، با اين سيستم حرف‌هايي که ما مي‌زنيم؛ چشم انداز و برنامه 4 و 5 ساله بي فايده است.

يقين بدانيد کمتر کسي از اينها برنامه 5 ساله چهارم را خوانده است. مي‌خواهيد جلوي چه چيزي بايستيد؟ بنابراين مي‌خواهم بگويم بحث کردن راجع به اين طرح اين مشکل را دارد. در حکومت ما دولت بنيان نظري اش اين است که طرح را در جايي بدون بودجه آغاز مي‌کنيم بودجه خودش مي‌آيد راه بنداز و جا بنداز. اين دولت دارد همين کار را مي‌کند و حرف‌هايي که ما مي‌زنيم هيچ جايي در سيستم انعکاس پيدا نمي‌کند.

ستاري فر: اگر ما روزانه 4 ميليون و 200 هزار بشکه نفت توليد کنيم قيمت آن را هم 120 دلار بگيريم در سال 200 ميليارد دلار نفت استخراج مي‌کنيم. حسب نظر کارشناسان يک چهارم همين ميزان هم گاز داريم. پس ارزش نفت و گاز مي‌شود 250 ميليارد دلار.

يکي از مهمترين بحث‌ها اين است که جايگاه نفت را مشخص کنيم. الان مصرف ما 6/1 ميليون بشکه نفت است. هزينه نفت 85 ميليارد دلار است و با پول گازي که مصرف مي‌کنيم 120 ميليارد دلار مي‌شود. اما سياست‌هاي تثبيتي، توزيعي و تخصيصي دولت براي اين 120 ميليارد دلار کارآمد نيست.

اگر اين 120 ميليارد را بخواهيم توزيع کنيم گزينه‌هاي بهتري جلوي ما است. اگر هم به سراغ بحث هدفمند کردن يا نقدي کردن يارانه برويم با گزينه‌هاي مختلفي از تورم روبه رو خواهيم شد. بعضي وقت‌ها مي‌گويند تورم يک يا دو ساله است.

اگر قواعد قيمت‌ها را قبول کنيم مي‌گويند اقتصاد از اين تورم يک دردي را مي‌کشد اما بهبودي ريشه‌اي پيدا مي‌کند، اين است که بحث را زود جمع بندي نکنيم و نگوييم که نقدي کردن بهتر است يا هدفمند کردن. يک بحث روشن بايد بين دولت و ملت و افکار عمومي انجام بگيرد تا قضاوت خوبي انجام شود.

من خودم در زمان آقاي خاتمي که اين بحث هم مطرح شده بود گفتم 5 ، 6 ماه به طور همه جانبه کار کنيم و به صورت همه جانبه، شفاف و عريان در صدا و سيما طرح را به نقد بگذاريم. براي کشور خوب است، امکان سنجي شود و بعد طرح را به رفراندوم بگذاريم.

آن موقع نفت 23-22 دلار بود، قيمت فوب خليج فارس هم که ما بنزين مي‌خريديم 280 تومان بود. اگر مباني نظري جامع و کامل باشد و خوب رصد کنيم و برنامه خوب بنويسيم و حاکميت فهم خوبي از آن برنامه داشته باشد، مي‌صرفد به خاطر اين چيزهايي که گفتم رفراندوم را انجام بدهيم و مردم آگاهانه بيايند در عرصه که آن را انتخاب کنند و بگويند خوب است يا نه.

عبدي: اصلاً ساختار اقتصادي ما قابل برنامه ريزي نيست. ما بيش از برنامه ريزي هستيم.
ستاري فر: بله. اينها براي برنامه چهارم گفتند ما برنامه را قبول نمي‌کنيم. برنامه چهارم به هم خورده.

آقاي ليلاز بحثي که الان وجود دارد، اين است که چه کسي با آن مخالفت دارد؟ دولت آمده و در تلويزيون اعلام کرده، يارانه‌ها هدفمند مي‌شود و مردم نقداً پول دريافت مي‌کنند و به مردم گفته با اجراي طرح وضع اقتصادي بهتر مي‌شود. اگر مجلس با اين طرح مخالفت کند، صرف نظر از اينکه با چه دليل و سندي مخالفت کند، دولت مي‌گويد مي‌خواستم به مردم پول بدهم اما مجلس نگذاشت، بهترين راه حلي که به نظر مجلس رسيد همين بحث رفراندوم بود؟
ليلاز: در کشوري که 99 درصد نظام رسانه‌اي دست يک جريان سياسي است رفراندوم اصلاً معنا ندارد.وقتي راجع به آن بحث نکرديم نه مخالفت کسي محل اعتبار است و نه موافقت آن. بحث نشده راجع به موضوع که ما بخواهيم راي بدهيم. احمدي نژاد در تلويزيون آمد صحبت کرد، اشاره‌اي به سه سال اخير نکرد و تنها چرخش 180 درجه‌اي و ناگهاني را در صحبت‌هاي خود نشان داد. معنايش اين است که پذيرفته سياست‌هاي دولت نهم شکست خورده و آقاي رئيس جمهور به آن اعتراف دارد. جزوه‌اي هم که بين اقتصاددان‌ها منتشر شده است توسط ايشان و دفتر ايشان تمام شاخص‌ها را منفي نشان داده.

جزوه که نه، يک سري اسلايد بوده.
ليلاز: يارانه‌هاي انرژي که در پايان دوران آقاي خاتمي 15 درصد GDP بوده تبديل شده به 2درصدGDP. در ابتداي امر اگر کسي اين را در خيابان به من بگويد اصلاً مي‌گويم نمي‌داند. مگر مي‌شود در سه سال؟ اما صحيح است. دو علت بيشتر ندارد يکي اينکه قيمت‌هاي جهاني انرژي بالا رفته و ديگري اينکه تمام افزايش قيمت‌هاي سالانه را مجلس هفتم و دولت نهم آوردند پايين و نرخ سوخت را تثبيت کردند.

نرخ بيکاري ما الان نسبت به روزي که آقاي خاتمي از رياست جمهوري کنار رفت 3/0 درصد است. با سه برابر شدن قيمت مسکن، الان بزرگ‌ترين موج مسکن سازي ايران را داريم که 100 ميليون متر مربع در سال است. از پايان امسال که فروش شروع شود معلوم مي‌شود اشتغال جديد نداشتيم. يعني بخش صنعت با بيکاري روبه رو بوده که ميزان جذب اشتغال جديد به بخش ساختمان رفته و 300 هزار تا بوده.
اشتغال در حقيقت از بين رفته و منابعي که دولت آقاي احمدي نژاد خرج کرده نابود شده است. ما ميزان رشد اشتغال مان سرسوزني بيشتر نشده است.

من گزارش بانک مرکزي را دارم که ميزان اشتغال ثابت است. مي‌خواهم عرض کنم که آن روش به بن بست رسيده و رئيس جمهور اين صحبتي که کرد به نوعي فاصله گرفتن از رفتار و اخلاق سه سال گذشته است.

يعني آقاي احمدي نژاد به اين نتيجه رسيده که کارش اشتباه بوده و مي‌خواهد اصلاح کند؟
ليلاز: اينکه ما از تحول در روش‌ها نتيجه بگيريم دولت فهميده اشتباه کرده، ترديدي وجود ندارد. بالاخره وقتي دولت‌ها در حوزه اقتصاد به بن بست مي‌رسند، تغيير کابينه مي‌دهند و موج مي‌آفرينند، يا در حوزه اقتصاد داخلي بمب مي‌ترکانند، من مي‌گويم اين طرح در حال حاضر چيز بيشتري نشان نمي‌دهد. همان طور که آقاي ستاري فر فرمودند اگر يارانه‌ها نقدي شوند از آنجايي که در وضعيت فعلي يک گام به پيش است، ما از آن حتماً دفاع مي‌کنيم و از اول هم اين کار را کرده‌ايم. چنان که از کوپني شدن بنزين هم استقبال کرديم هرچند شواهد نشان مي‌دهد شدت انرژي در ايران کم نشده يعني بار مصرف بنزين روي گازوئيل و گاز رفته است شدت انرژي در GDP نسبتاً ثابت است.

ستاري فر: سال چهارم دولت، سال گزارش عملکرد است و بحث‌هايي در مورد ناهنجاري اجتماعي و اقتصادي. دولت گزارشي از عملکرد‌هاي اصلاحي خودش ارائه نکرده است. حداقل مي‌بينيد که مردم انگار ناراحت و دلخورند، عزت نفس شان تخريب شده، معلوم نيست چگونه دولت مي‌خواهد کشور تحريم شده را با تحول اقتصادي پيش ببرد.
ليلاز: اينکه خيلي خوب است. ما امسال دو ميليارد دلار واردات خودروي سواري داريم. کشوري که در حال جنگ است سواري وارد مي‌کند.
ستاري فر: مي‌خواهم بگويم در اين اوضاع و احوال، شرايط تحول اقتصادي اصلاً فراهم نيست. اين بحث بسيار مهمي است. هر تحول بزرگ بسترها و زيرساخت‌هاي خودش را مي‌خواهد. يک تحول بزرگ عقلانيت و علمي کار کردن مي‌خواهد.

اولين کار علمي اين است که دولت بيايد نسبت به امور خود جمع بندي کند. دولت هنوز در آمار و ارقام تشتت دارد و نمي‌داند چه کار کند.رشد اقتصادي مان آمارهاي مختلفي دارد. در کشوري که اينچنين است اصلاً دولت تحمل و ظرفيت يک کار بزرگ را ندارد و اگر بخواهيم کاري اينچنيني کنيم بايد اول کشور در شرايط آرامي قرار بگيرد.وگرنه اعلام تحول بزرگ هرج و مرج اقتصادي و اجتماعي را بيشتر مي‌کند. هرج و مرج بيشتر دستاوردهاي باقي مانده را هم خراب مي‌کند. من مي‌گويم که دولت سياست خطرناکي را مي‌خواهد شروع کند.

عبدي: ما با دو عقلانيت متفاوت روبه رو هستيم. به همين دليل نمي‌توانيم با دولت حرف بزنيم. مثل اينکه شما برويد در يک کشور پرتغالي يا اسپانيايي زبان، زبان آنها را هم ندانيد، قطعاً نمي‌توانيد ارتباط برقرار کنيد. خود کلمه «بزرگ» در اين طرح از نفت آمده. دولت 100 ميليارد دلار درآمد نفتي دارد اما مردم حس دولت را ندارند چون جيبشان خالي است. آن حس را فقط دولت دارد. وقتي شاه آمد گفت من مي‌خواهم به تمدن "بزرگ" برسم، فکر نکنيد ديوانه بود. به دليل وجود نفت اين حرف را زد. نفت يک حسي مي‌دهد و عقلا نيتي ايجاد مي‌کند که خاص دولت نفتي است، مثل کسي که ولخرج باشد و از مغازه دار قيمت را نمي‌پرسد. يک دليل که دولت ما به آمار علاقه ندارد همين است. دولت مي‌گويد وقتي ما پول داريم آمار چه اهميتي دارد. اين جلسه اقتصاددان‌ها را مي‌بينيد، در ظاهر دولت مي‌گويد ما داريم کار بزرگي مي‌کنيم شما هم مشارکت کنيد و نظر دهيد ولي هدف چيز ديگري است. با اين تفاسير دولت از اين مباحث ما، سيگنال اصلي را نمي‌گيرد.

شما آقاي عبدي به نکته خوبي اشاره کرديد. الان مخاطب ما چه کسي است؟
عبدي: مگر دولت دوهزار و 500 ميليارد تومان بدون مجوز برنداشت، مجلس چه کرد؟ مجلس چهارهزار و 500 ميليارد تومان را تاييد کرد.کل سيستم متناسب عقلانيت نفتي رفتار مي‌کند.

پس با اين تفسير، اين طرح هم با هر وضعيتي در مجلس تاييد مي‌شود؟ حتي اگر تصويب نشود، مطمئن نيستم اگر دولت بدون مجوز شروع به کار کرد، مجلس توان آن را دارد که بگويد چرا اين کار را کردي؟ اين را هم نمي‌دانم.
ستاري فر: مجلس اگر قرار باشد کاري بکند بايد قوانين موجود را بخواند - به خصوص چشم انداز و برنامه چهارم را - و دنبال اجراي آن قوانين و نظارت بر آنها باشد. دولت اين قوانين را کامل رها کرده، مجلس بايد امسال و سال آينده برنامه پنجم را در دستور کار خود قرار بدهد. مجلسي که فهم برنامه پنجم داشته باشد، کميسيون ويژه بررسي طرح اصلاحات اقتصادي تشکيل نمي‌دهد. مجلسي که هيچ نامه و مکتوبي از دولت دريافت نکرده و کميسيون ويژه تشکيل مي‌دهد، يعني چه. يعني پذيرفته که در خدمت دولت باشد.

عبدي: همين که دولت بدون اجازه مجلس، حتي بدون جلب توافق مجلس، طرحي به اين بزرگي را مطرح کرده، وهن مجلس است. چون اين کار جزء اختيارات دولت نيست. اگر دولت در زمان کانديداتوري اين حرف را زده بود، مي‌گفتيم کانديداست هرچه مي‌خواهد بگويد، اما کسي که رئيس جمهور است و بايد کار قانوني بکند، نمي‌تواند بدون اجازه از مجلس چنين کاري را اعلام کند.

آقاي ليلاز هر دو آقايان ستاري فر و عبدي در پاسخ به اين سوال که از اين به بعد بيشتر توپ در ميدان مجلس است و روي سخن بايد با آقاي لاريجاني باشد يا خير، معتقدند نمي‌توان به مجلس خيلي اميد بست، چرا که اگر مجلس قانون مدار بود، توجه خود را بر اجراي برنامه چهارم و تدوين برنامه پنجم معطوف مي‌کرد. نظر شما چيست؟

ليلاز: من فکر مي‌کنم با توجه به نوع شکل گيري مجلس هشتم، بايد ببينيم که نهادهاي فرادست چه نظري دارند. مجلس هشتم بنا بود نسبت به مجلس هفتم، در حوزه اقتصاد موضع مستقل تري داشته باشد.

عبدي: همه اينها برمي گردد به اينکه ببينند در انتخابات بعدي چه کار بايد بکنند که راي بياورند. البته بحث راي مردم به آن معنا هم مهم نيست، اما اينکه راهي بروند که مشکل نباشد مدنظر است. مجلس هشتم نگاهش به قضيه اين است که اگر در اين شرايط گوشت قرباني (پول نفت) را خودش برندارد، گروه ديگري برمي دارند. مردم هم نگاه مشابهي دارند که حالا چيزي هم از پول نفت به ما برسد. مردم به دولت آنقدر اميدوار نيستند که برايشان شغل درست کند و سرمايه گذاري کند.

مردم چشم انتظار هستند که يارانه نقدي را بگيرند؟
عبدي: نه صد درصد مردم. تحليل انتخاباتي دارد که کدام بخش از جامعه مدنظر اينها است. بخش پايين جامعه، 30درصد پايين جامعه مورد توجه دولت هستند. اين مردم هم مي‌گويند مگر تا حالا راي ما چقدر ارزش داشته که حالا در مقابل 500 هزار تومان، فروش راي ما ارزان فروشي باشد. يکي در ايام انتخابات به نقد شعار تبليغاتي آقاي کروبي يعني پرداخت نقدي 50 هزار تومان به مردم پرداخت و گفته بود كه اعتماد نکنيد 50 هزار تومان را نمي‌دهد، طرف مقابل گفته بود اگر يک بار هم بدهد، خدا پدرش را بيامرزد. بنابراين دولت 30درصد پايين جامعه را در نظر مي‌گيرد و دور شهرهاي بزرگ هم خط مي‌کشد، يک يا چند بار يارانه نقدي پرداخت مي‌کند، انتخابات برگزار مي‌کند و راي مي‌آورد. پول جمع شده ازمنابع يارانه‌ها را هم تزريق مي‌کند به دولت و دولت بزرگ‌تر درست مي‌کند. تمام پول‌ها تزريق مي‌شود به حجم دولت. آن موقع بن بست اقتصادي خطرناک‌تر است چون ديگر منابع يارانه‌ها هم نيست.

ستاري فر: بحثي که دوستان کردند در مورد پول نفت حرف جدي است. فرآيند تبديل نفت به پول، پروسه‌اي طولاني و کارشناسي است. اگر به پول برسيم هم ميزان مورد نظر دولت نمي‌شود. منبع 125 ميليارد دلار است اما امکان تقسيم آن ميان مردم وجود ندارد، چون هنوز به پول نرسيديم و پول جمع نشده، هر ميزاني براي پرداخت اعلام شود، نمايش سياسي است. اگر دولت بخواهد به مردم حرفي بزند بايد مستندات داشته باشد. مردم ما نسبت به يارانه‌ها ديد و خاطره خوبي ندارند. زمان آقاي هاشمي قرار بود يارانه مرغ و تخم مرغ نقدي پرداخت شود که نشد. الان معلوم نيست چرا کل حاکميت در مقابل پرداخت 500 هزار تومان ساکت هستند. ما دارايي داريم اما تخصيص آن مهم است. اگر قصد کنند به افراد بالاي 18 سال پول يارانه را بپردازند، بايد به حدود 43 ميليون نفر يارانه پرداخت شود. جمع آوري 90 هزار ميليارد تومان پروسه طولاني و گسترده‌اي دارد که نفت به پول تبديل شود. با اين وضعيت و نگاه دولت شايد به 90 هزار ميليارد تومان هم نرسيم.

ليلاز: همين امسال به ازاي هر ايراني 800 دلار مازاد ارزي داريم، چرا شروع نمي‌کنند همين پول را توزيع کنند، اينکه مقدمه نمي‌خواهد. به هر دليل کارشناسي و علمي که اين کار قابل انجام نيست، آن يارانه 100 ميليارد دلاري هم قابل توزيع نيست.

مطمئن هستيد که دلايل سياسي نيست؟
ليلاز: بانک مرکزي از کنترل آقاي احمدي نژاد خارج شده است. نرخ رشد نقدينگي در حال حاضر به پايين‌ترين عدد 10 تا 15 سال اخير رسيده است. تفاضل آن با رشد اقتصادي (فرمول فيشر) پايين‌ترين فاصله را نشان مي‌دهد. هرگز فاصله رشد نقدينگي و رشد اقتصادي ايران اينقدر کم نبوده.

يعني سياست‌هاي بانک مرکزي انقباضي شده؟
ليلاز: به شدت انقباضي شده است. از زمان جنگ ايران و عراق فاصله رشد نقدينگي و رشد اقتصادي اينقدر کم نبوده است. اين سياست انقباضي پولي کامل است چون اقتصاد در آستانه فروپاشي بود، اين يک تصميم سياسي حکومت است.

يعني مخالفت مجلس هم به نفع دولت است چون به مردم مي‌گويد مي‌خواستم به شما پول بدهم، اما نگذاشتند.
ليلاز: اصلاً چنين ريالي الان وجود خارجي ندارد. به هر شکلي بخواهد اين پول وارد جامعه شود، بايد ارز تبديل به ريال شود که تورم زاست و بانک مرکزي جلوي آن را گرفته است. اين يک طرحي است که بايد از آن حمايت کنيم. اما پيش بيني خود ما اين است که چون مباني روشن نيست، اين حرکت هم مثل تغييرات چهارماه يک بار کابينه است. مثل اظهارنظرهاي عجيب و غريب سياسي که همه مي‌دانيم چقدر مضر است اما باز هم گفته مي‌شود. مثل بقيه حرکت‌هاي دولت است که دائم در حال ترکاندن بمب خبري هستند.

عبدي: ممکن است بدون نياز به مخالفت مجلس، اين طرح اجرا نشود. يعني دولت پي طرح را نگيرد و طرح اجرا نشود.
ستاري فر: جداي از اما و اگرها، بايد به ياد آورد که مجلس هشتم از گروه‌هاي ناهمگن تشکيل شده. اقليت‌هايي که در مجلس وجود دارند هم درون خودشان ناهمگن هستند. يعني راجع به يک چارچوب کلي همگن صحبت نمي‌کنيم. گروه‌هاي ناهمگني مي‌شد تبديل شوند به گروه همگن. 290 گروه ناهمگن وارد جلوه ناهمگن تري شدند و مجلس هم نمي‌تواند برنامه را اصلاح کند.

ليلاز: اگر دولت بخواهد اين کار را انجام دهد، هم دلار و هم ريال خيلي دست به نقدتري دارد براي شروع. سيمان که نان شب مردم نيست. خودرو هم همين طور. رانت سيمان سه سال است اتفاق افتاده. در فرآيند حذف يارانه سيمان 5 تا 6 ميليارد دلار صرفه جويي مي‌شود، چرا در شرايطي که توليد خودرو در حال کاهش است - به دليل سياست‌هاي دولت نه ناتواني صنف خودروسازي - رشد واردات خودرو در حال افزايش است، چرا دولت با پول نفت به جنگ کشاورزان خود رفته است.
عبدي: شايد دولت مي‌خواهد اينها باشد، پول يارانه را هم توزيع کند.

ليلاز: اگر دولت اراده آزادسازي دارد راه‌هاي بسيار کم دردسرتري وجود دارد که مي‌تواند از آنها شروع کند. يعني رانت سيمان، خودرو، پتروشيمي و نرخ بهره را دولت حذف کند. بزرگترين لطمه به منابع ايران از طريق نرخ بهره است که اخيراً صورت گرفته است.
عبدي: به لحاظ کلان اقتصادي، فارغ از جزييات اگر پرداخت نقدي مستمر به همه - نه به طبقات خاصي - صورت بگيرد خوب است، چون مبناي اين پرداخت حق مالکيت مردم بر نفت است نه يارانه. اما چند اشکال وجود دارد. دولت ماهيت پرداخت را به يارانه تغيير مي‌دهد که درست نيست. ماهيت اين پرداخت مالکيت مردم به نفت است. بعد هم اينکه اصلاً دولت طبقات پايين را نمي‌شناسد. دولت مي‌خواهد پول را جزء بودجه خود بياورد و هزينه کند. اگر پول يارانه مشخص شود و حتي پرداخت هم نشود از اين جهت خوب است که با واقعي شدن قيمت‌ها مصرف پايين مي‌آيد و واردات برخي فرآورده‌ها قطع مي‌شود. سياست‌هاي خودرو اصلاح مي‌شود و در سطح کلان به نفع کشور است، اما اگر طرح مستمر باشد .گرچه مشخص است که اين رفتار در عقلانيت نفتي جايگاهي ندارد. به هرحال مخالفت کوچک، طرح را واکسينه مي‌کند و به صلاح نيست. مثل مخالفتي که دوستان در انتخابات مجلس کردند و گفتند در انتخابات تقلب شده. يا نبايد اعتراض مي‌کردند يا نبايد مجلس را مي‌پذيرفتند چون تقلب شوخي بردار نيست. مخالفت کوچک و بعد همراهي با طرحي که با آن مخالفت شده صحيح نيست
+ نوشته شده توسط هادی مشگان در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 22:49 |
Image of hadimeshgan

آیا علی را میشناسید ؟شیعه علی یعنی چه ؟

سخنی از دکتر علی مزینانی:

سخن گفتن درباره علي (ع) بي‌نهايت دشوار است، زيرا به عقيده من، علي (ع) يك قهرمان يا يك شخصيت تاريخي تنها نيست. هر كس درباره علي (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسي كند، خود را نه تنها در برابر يك فرد، يك فرد برجسته انساني در تاريخ مي‌بيند، بلكه خود را در برابر معجزه‌اي و حتا در برابر يك مساله علمي، يك معماي علمي «‌اين خلقت» احساس مي‌كند. بنابراين درباره علي (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن مي‌آيد، درباره يك شخصيت بزرگ سخن گفتن نيست، بلكه درباره معجزه‌اي است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاريخ متجلي شده است.

علي (ع) يكي از شخصيت‌هاي بزرگي است كه به نظر من بزرگترين شخصيت انساني است (پيغمبر (ص) را بايد جدا كرد كه رسالت خاصي دارد) كه از همه وقت، امروز ناشناخته مي‌بود، بدشناخته‌تر است كه كيست، محققين او را براي اولين بار مي‌شناختند.

گاه علي (ع) را كه توي اين جنگ‌ها يك قهرمان شمشيرزن است، توي شهر يك سياستمدار پرتلاش حساس است و توي زندگي يك پدر و يك همسر بسيار مهربان و بسيار دقيق است و يك انسان زندگي است و در همه ابعادش مي‌بينيم، تاريخ مي‌گويد، تنها در نيمه‌ شب‌ها، توي نخلستانهاي اطراف مدينه مي‌رفته و نگاه مي‌كرده كه كسي نبيند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو مي‌برده و مي‌ناليده! هرگز، من نمي‌توانم قبول كنم كه رنج‌هاي مدينه و رنج‌هاي عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامي و حتا يارانش، اين روحي را كه از همه اين آفرينش بزرگ‌تر است وادار به چنين ناليدني بكند، هرگز!

درد علي (ع) خيلي بزرگ‌تر است و آن درد خيلي بايد درد نيرومندي باشد، كه اين روح را اين اندازه بي‌تاب بكند! مسلما اين همان درد انساني است كه خود را در اين عالم زنداني مي‌بيند، انساني است كه خود را بيشتر از اين عالم مي‌بيند و احساس خفقان در اين عالم مي‌كند.

مسلما هر كسي كه انسان‌تر است، پيش از آنچه هست در خود نياز احساس مي‌كند، انسان است، اين است كه مي‌بينيم علي (ع) قهرمان متعالي سخن گفتن و زيبا سخن گفتن و پاك سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالي شهامت و گستاخي در جنگ است، نمونه عالي پاكي روح در حد اساطير و تخيل فرضي انسان در طول تاريخ است، نمونه اعلاي محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالي دوست داشتن در حد نمونه‌هاي اساطيري است، نمونه عالي عدل خشك دقيقي است كه حتا براي مرد خوبي مانند عقيل ـ برادرش - قابل تحمل نيست، نمونه اعلاي تحمل است در جايي كه تحمل نكردن، خيانت است و نمونه اعلاي همه زيبايي‌هايي است و همه فضايلي است كه انسان همواره نيازمندش بوده و ندانسته.

علي (ع) نه تنها امام است، در طول تاريخ هيچ شخصيتي با اين امتياز را نداشته كه يك خانواده امام (ع) است، يعني خانواده اساطيري است، خانواده‌اي كه پدر علي (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسين (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زينب (س) است.

چهرهايي كه مي‌خواهم، در قرن بيستم، به عنوان سمبل و تجسم يك ايدئولوژي مطرح و عنوا كنم، داراي اين خصوصيات است. البته اين كامل‌ترين خصوصياتش نيست، اما اساسي‌ترين آنهاست

علي (ع) نخستين نسل در انقلاب اسلامي، علي (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پيغمبر (ص) و علي (ع)، علي (ع) مظهر جهاد و رهبري جنگ، علي (ع)، ‌مرد سياست و مسؤوليت اجتماعي، علي (ع) مرد كار يدي، كشاورزي و توليد، علي (ع) ‌مظهر نثر و شعر علي (ع) بهترين سخنور و سخنگو، علي (ع) ‌فيلسوف، علي (ع) مظهر بينش‌ها و ابعاد متضاد، علي (ع) ‌زهد انقلابي و عبادت، ‌تكيه بر عدالت، علي (ع) تساوي در مصرف، علي (ع) امام و مظهر حقيقت‌ها و ارزش‌ها، علي (ع) نفي مصلحت به خاطر حقيقت، نفي شخصيت، علي (ع) انسان‌دوستي.

درد علي (ع) دو گونه است: يك درد، دردي است كه از زخم شمشير ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس مي‌كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه‌هاي شب خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردي مي‌گرييم كه از شمشير ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس مي‌كند. اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله درآورده است، «تنهايي» است كه ما آن را نمي‌شناسيم!

بايد اين درد را بشناسيم، ‌نه آن درد را كه علي (ع) درد شمشير را احساس نمي‌كند و ... ما درد علي (ع) را احساس نمي‌كنيم.

ما ملتي كه افتخار بزرگ انتصاب به علي (ع) و مكتب علي (ع) را داريم و اين بزرگترين افتخار تاريخي است كه مي‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترين سرمايه، اميدي است كه مي‌تواند به وسيله آن نجات پيدا كرده، ‌به آگاهي، بيداري، حركت و رهايي برسد، اما در عين حال مي‌بينيم كه با داشتن علي (ع) و با داشتن «عشق به علي» هم نرسيده‌ايم!

در صورتي كه «شيعه علي (ع) بودن» از «چون علي (ع) عمل كردن» شروع مي‌شود و اين مرحله‌اي است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراين ما يك ملت «دوستدار علي (ع) » ‌هستيم، اما نه «شيعه علي (ع) »‌! چراكه شيعه علي (ع) همچنان كه گفتم علي (ع) ‌وار بودن، علي (ع) ‌وار انديشيدن، علي (ع) ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علي (ع) وار مسؤوليت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علي (ع) ‌وار زيستن، علي (ع) ‌وار پرستيدن و علي (ع) ‌وار خدمت كردن است

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 22:19 |
Image of hadimeshgan

هاعلیٌ بشرٌ کیفَ بشرٌ                                                 ربه فیهِ تجلّی و ظهرَ

زندگانی امام اول شیعیان حضرت علی (ع) و شرح فضائل و کرامات آن امام، قالب ها را در هم شکسته ، دوست و دشمن ، خودی و غیر خودی را وادار به عجز و اعتراف به سجایا و مناقب بی شمار آن وجود نازنین نموده است. گشودن درب قلعه خیبر، ولادت در خانه کعبه، دستگیری از مستمندان، حیات بی آلایش و مملو از بردباری و صبر، و بسیاری موارد دیگر ، دست مایه هایی بوده اند که در طول تاریخ، شعرا ، دانشمندان، و سلاطین مسلمان و غیر مسلمان ، از آنها مدد گرفته، عرض ارادتی به پیشگاه آن مجسمه کامل انسانیت و مردانگی نموده اند.

علما و دانشمندان بزرگ شيعه و اهل سنت در اين كه ولادت على عليه السلام در خانه كعبه واقع شده است،اتفاق نظر دارند و این کرامت بنا بر اقرار موافق و مخالف، جز وجود مقدس مولی الکونین امیرالمومنین (ع) شامل حال هیچ موجود و انسانی نشده است. نظر برخى از علماى اهل سنت که اقرار به ولادت علی(ع) در خانه کعبه کرده اند، در پی می آید:

1-حاكم نيشابورى:
«اخبار در مورد اين كه فاطمه بنت اسد«على بن ابى طالب‏»را در خانه كعبه به دنيا آورد،در حد تواتر است.» (مستدرك حاكم نيشابورى،ج 3،ص 550، (در شرح حال حكيم بن حزام))

2-حافظ گنجى شافعى:
«امير المؤمنين على عليه السلام در مكه و در داخل بيت الله الحرام در شب جمعه سيزدهم رجب سال سى‏ام عام الفيل،متولد شد،و جز او مولودى در بيت الله الحرام تولد نيافته است،نه پيش از او و نه پس از او.اين امتياز نشانه بزرگى مقام و موقعيت او بود كه شامل حال او گشت.» (كفاية الطالب،ص 407)

3-ابن صباغ مالكى:
«على بن ابى طالب عليه السلام در شب جمعه سيزدهم رجب سال سى‏ام عام الفيل -23 سال قبل از هجرت-در مكه مشرفه در بيت الله الحرام متولد گشت.اين فضيلت را خداوند به جهت جلال و بزرگى و كرامت على عليه السلام به او اختصاص داده است...» (الفصول المهمه،ص 30)

4-احمد بن عبد الرحيم دهلوى در«ازاله الخفاء»نظير عبارت فوق را نقل كرده است. (الغدير،ج 6،ص 22.)

5-علامه ابن جوزى حنفى مى‏گويد،در حديث آمده است:
«فاطمه بنت اسد در حال طواف خانه خدا بود كه درد زايمان او را فرا گرفت.در همين حال درب كعبه باز شد و فاطمه داخل كعبه گشت و در آن جا،على عليه السلام را به دنيا آورد.» (تذكرة الخواص،ص 20)

6-ابن مغازلى شافعى از زبيده دختر عجلان نقل مى‏كند:
«وقتى فاطمه بنت اسد درد زايمانش شديد شد،ابو طالب بسيار ناراحت گشت.در همين حال حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم سر رسيد و از او پرسيد:عمو جان چراناراحتى؟گفت:فاطمه در ناراحتى زايمان بسر مى‏برد.حضرت به نزد فاطمه رفت.آن گاه دست ابو طالب را گرفت و فاطمه هم به دنبال آنها،به سوى خانه خدا راه افتادند.حضرت،فاطمه را داخل كعبه برد و به او فرمود:اجلسي على اسم الله،به نام خدا بنشين،سپس او را درد شديدى فرا گرفت و كودك زيبا و پاكيزه‏اى به دنيا آورد كه مثل زيبايى او را نديده بودم و ابو طالب اسم او را على گذاشت و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قنداقه على را گرفت و به منزل فاطمه برد.» (مناقب ابن مغازلى،ص 6،ح 3،الفصول المهمة،ص 30)

7-علامه سكتوارى بسنوى:
«اول كسى كه در كودكى در اسلام ميان اصحاب به نام‏«حيدره‏»-يعنى شير-نامگذارى شد،سيد و مولاى ما«على بن ابى طالب‏»است،زيرا موقعى كه على عليه السلام در داخل كعبه به دنيا آمد،.مادرش فاطمه با تفال به خير،او را همنام پدرش كه‏«اسد»بود،نام گذاشت.» (محاضرة الاوائل،ص 79 به نقل از:الاحقاق،ج 7،ص 490)

8-علامه محمد مبين انصارى حنفى:
«ولادت على عليه السلام در مكه در داخل بيت الله الحرام بوده است و هيچ كس غير از«على‏»در چنين مكان مقدسى به دنيا نيامده است.» (وسيلة النجاة،محمد مبين حنفى،ص 60، (چاپ گلشن فيض لكهنو))

9-صفى الدين حضرمى شافعى،مى‏نويسد:
«ولادت على عليه السلام در كعبه مشرفه بوده است.او نخستين و آخرين كسى است كه در اين مكان مقدس به دنيا آمده است.» (وسيلة المآل،حضرمى شافعى،ص 282)

10-عباس محمود عقاد مصرى:
«على عليه السلام در داخل كعبه به دنيا آمد و خداوند به او عنايتى فرمود كه هرگز بر بتهاسجده نكرد.. ..» (عبقرية الامام على،ص 23)

11-آلوسى:«اين ماجرا بسيار بجا و شايسته بود كه خداى متعال اراده كرد تا پيشواى امامان در جايى به دنيا آيد كه قبله مؤمنان است.منزه است پروردگارى كه هر چه را در جاى خود مى‏نهد،و او بهترين حاكمان است.»
در ادامه مى‏نويسد: «چنان كه برخى گفته‏اند،گويا على عليه السلام نيز خواست‏به خانه كعبه كه تولدش در آن افتخارى براى او بود،خدمتى كند.به همين جهت‏بود كه بتهاى خانه كعبه را از فراز به زير افكند،زيرا در پاره‏اى از روايات آمده كه خانه خدا،به درگاه خداوند شكايت كرد و گفت:پروردگارا تا چه وقت در اطراف من،اين بتها را پرستش مى‏كنند؟و خداى تعالى به او وعده داد كه آن مكان مقدس را از بتها پاك خواهد كرد.... » (ر.ك:الغدير،ج 6،ص 22)

علامه امينى قدس سره در الغدير بيش از بيست نفر از علماى اهل سنت و كتابهاى آنان را نام مى‏برد كه به صراحت نوشته‏اند على بن ابى‏طالب عليه السلام در داخل كعبه مكرمه به دنيا آمده است. (علاقمندان مى‏توانند براى اطلاع بيشتر به كتاب الغدير،ج 6،ص 21-23،مراجعه نمايند)


                    خانه و زادگاه تو بيت‏خداست‏يا على               چهره دلگشاى تو قبله نماست‏ياعلى

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 22:15 |

 

 

میلاد مولود کعبه بر تمامی عدالت پیشگان مبارک

 

 

فجر تا سينه‌ي آفاق شکافت ------------------ چشم بيدار علي خفته نيافت
ناشناسي که به تاريکي شب ---------------------- مي‌برد شام يتيمان عرب
پادشاهي که به شب برقع پوش ----------------- مي‌کشد بار گدايان بر دوش
تا نشد پردگي آن سر جلي -------------------- نشد افشا که علي بود علي

امام علی

شاهبازي که به بال و پر راز ---------------------------- مي‌کند در ابديت پرواز
عشقبازي که هم آغوش خطر ------------------------- خُفت در خوابگه پيغمبر
آن دم صبح قيامت تاثير---------------------------- حلقه‌ي در شد از او دامنگير
دست در دامن مولا زد در --------------------------- که علي بگذر و از ما مگذر
شال شه وا شد و دامن به گرو ---------------- زينبش دست به دامان که مرو
شال مي‌بست و ندايي مبهم ----------------------- که کمربند شهادت محکم

امام علی

پيشوايي که ز شوق ديدار -------------------------- مي کند قاتل خود را بيدار
ماه محراب عبوديت حق -------------------------- سر به محراب عبادت منشق
مي‌زندپس لب او کاسه‌ي شير ---------------- مي‌کند چشم اشارت به اسير
چه اسيري که همان قاتل اوست ----------- تو خدايي مگر اي دشمن دوست

امام علی

در جهاني همه شور و همه شر --------------------- ها عَلِيٌ بَشَرٌ کَيفَ بَشَر
کفن از گريه‌ي غسّال خجل --------------------------- پيرهن از رخ وَصّال خجل
شبروان مست ولاي تو علي --------------------- جان عالم به فداي تو علي

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 22:13 |
Image of hadimeshgan

اين روزها طرح تحول اقتصادي دولت كه محور آن نقدي كردن يارانه‌هاست، به موضوع اصلي محافل اقتصادي و افكار عمومي تبديل شده است. در اين ميان، از يك‌سو فوايد اين طرح اميدواري‌هايي را درباره آن مطرح كرده و خطرات و پيامدهاي آن نيز به نگراني‌هايي دامن زده است.

به نظر مي‌رسد براي قضاوت نهايي درباره طرح تحول اقتصادي، بايد منتظر جزييات بيشتر آن بود، اما براي ارزيابي مقدماتي، به خلاصه موارد مطرح‌شده از سوي رئيس‌جمهور و دبير كارگروه تحول اقتصادي اشاره مي‌شود:

ـ هدف اصلي اين طرح، پرداخت نقدي يارانه‌هايي است كه هم‌اكنون از سوي دولت براي حامل‌هاي انرژي و نان پرداخت مي‌شود.
ـ ميزان اين يارانه حدود نود هزار ميليارد تومان در سال است.

ـ در مرحله نخست، يارانه برق، گاز، آب و بنزين حذف شده و نقدا پرداخت مي‌شود و در مرحله دوم، يارانه گازوئيل، نفت سفيد و نان نقدي پرداخت مي‌شود.

ـ نحوه پرداخت يارانه، تشكيل حساب ملي براي هر خانواده و واريز هر سه ماه يك بار يارانه به آن حساب خواهد بود.
اما پيش از وارد شدن به ارزيابي طرح، توجه به دو نكته ضروري است:

1. اصطلاح پرداخت نقدي يارانه‌ها، واژه دقيقي براي اين طرح نيست، زيرا همان‌گونه كه برخي كارشناسان مطرح كرده‌اند، يارانه، هزينه‌اي است كه دولت براي قشري خاص يا كالا و خدماتي ويژه انجام مي‌دهد و وقتي قرار باشد به همه افراد كشور مبلغي به عنوان كمك‌هزينه زندگي يا حقوق پرداخت شود، اين مبلغ را نمي‌توان ناميد، بلكه نوعي سهم افراد از درآمد نفت كشور است و به همين دليل به صورت مساوي بين افراد يك كشور تقسيم مي‌شود. هرچند مبناي محاسبه ميزان كلي آن همان يارانه‌اي است كه هم‌اكنون در حال پرداخت به مردم است.

2. در جريان انتخابات رياست‌جمهوري، يكي از كانديداها، طرح پرداخت ماهانه پنجاه هزار تومان به هر ايراني را مطرح كرد كه اين طرح در آن زمان با واكنش‌هاي منفي رسانه‌ها روبه‌رو شد، هرچند برخي كارشناسان از آن حمايت كردند. حال آن‌كه طرح جديد را به نوعي مي‌توان تكرار همان ايده دانست، چراكه سالانه نود هزار ميليارد تومان براي كل كشور، به معناي پرداخت ماهيانه صد هزار تومان به هر ايراني است و اين تقريبا معادل همان پنجاه هزار تومان سه سال پيش با احتساب تورم و افزايش قيمت نفت است.

اما آيا اين طرح شدني است؟
مهمترين مسئله در اجراي اين طرح، بار تورمي ناشي از پرداخت چنيني رقم عظيمي به همه شهروندان كشور و نقدينگي هنگفت مورد نياز آن است كه براي آشنايي با ابعاد آن، توجه به مفهوم نقدينگي و تفاوت آن با ثروت، ضروري است.

نقدينگي به همه موجودي نقد افراد جامعه گفته مي‌شود كه شامل اسكناس، چك‌پول، اوراق مشاركت و موجودي حساب‌هاي بانكي افراد است؛ يعني وجوهي كه افراد به صورت نقد در اختيار دارند و يا مي‌توانند با مراجعه به بانك، آن را دريافت كنند.

اما ثروت، مفهومي فراتر از نقدينگي دارد، چراكه شامل همه دارايي‌هاي فرد از جمله نقدينگي وي نيز مي‌شود. اين دارايي‌ها ممكن است به صورت طلا، جواهر، ارزهاي خارجي، زمين، ملك، خودرو، ماشين‌آلات، سهام و يا اوراق داراي ارزش مي‌باشد و تبديل آن به پول نقد، نيازمند مراجعه فرد به بازار و فروش دارايي خود و دريافت پول نقد است؛ بنابراين، هرچند حجم نقدينگي در كشور ما به حدود 160 هزار ميليارد تومان مي‌رسد، اما حجم ثروت بسيار بيشتر از آن است؛ براي نمونه، حتي اگر تنها 5 / 1 درصد از مساحت ششصد كيلومترمربعي در تهران بزرگ را مسكوني در نظر بگيريم، ارزش اين املاك، معادل نقدينگي كل كشور خواهد بود.

يكي از اشكال ثروت كشور، نفت و گاز است كه بخش عمده آن به عنوان ذخاير و معادن در درون زمين جاي دارد و بخشي از آن (سالانه 5 / 1 ميليارد بشكه) استخراج و مقدار كمتر از نصف آن در داخل مصرف شده و مابقي در بازارهاي جهاني به فروش مي‌رسد.

به عبارت ديگر، در مجموع انرژي كشور، آن بخشي كه در داخل مصرف مي‌شود، به نقدينگي تبديل و بخشي كه در خارج فروخته مي‌شود، پس از تبديل دلار حاصله از فروش نفت به ريال، توسط بانك مركزي به نقدينگي تبديل مي‌شود.

حال اگر به طرح تحول اقتصادي توجه كنيم، مي‌بينيم كه مجموع انرژي مصرف‌شده كشور كه مصرف‌كنندگان، حدود نود هزار ميليارد تومان كمتر از بهاي واقعي آن را مي‌پردازند ـ شامل گاز، برق و فرآورده‌هاي نفتي ـ به طور كلي به پول نقد تبديل نمي‌شود و براي تبديل شدن آن به پول نقد، دولت بايد اين انرژي‌ها را به قيمت واقعي در داخل يا خارج از كشور به فروش برساند و مابه‌التفاوت آن با قيمت فعلي را به صورت نقد به مردم پرداخت كند.
حال پرسش اين است كه اگر اين اتفاق بيفتد، چه اثراتي بر تورم خواهد گذارد؟

اثرات تورمي طرح پرداخت نقدي يارانه‌ها به سه دسته تقسيم مي‌شود:


1ـ اثر مستقيم: افزايش شديد بهاي انرژي و رسيدن آن به قيمت واقعي كه به معناي شش برابر شدن قيمت بنزين، سي برابر شدن قيمت گازوئيل، هشت برابر شدن قيمت برق و ده برابر شدن قيمت گاز است. افزايش شديد قيمت‌هاي انرژي به منزله افزايش بهاي كالا و خدمات است كه از انرژي استفاده مي‌كنند؛ براي مثال، هزينه حمل‌ونقل از بهاي بنزين و گازوئيل تأثير مي‌پذيرد و بهاي سيمان و فولاد تحت تأثير سوخت كارخانجات توليدكننده است؛ بنابراين، افزايش حامل‌هاي انرژي قيمت كالاها و خدمات متناسب با سهم انرژي در هزينه تمام‌شده آنها افزايش مي‌يابد كه اين امر در سناريوهاي خوشبينانه امر، بار تورمي 75 تا 90 درصدي را به همراه دارد.

2ـ اثر نقدينگي: طبيعي است پس از افزايش شديد بهاي انرژي در كشور، مصرف آن به طور محسوسي كاهش مي‌يابد و به طور طبيعي شهروندان بنزين، گازوئيل، برق و گاز بسيار كمتري مصرف مي‌كنند؛ بنابراين در اين شرايط، دولت از يكسو با مازاد انرژي در داخل روبه‌رو شده، يعني گاز، بنزين و برق مازاد خواهد داشت كه قابل فروش در بازارهاي خارجي است و از سوي ديگر، براي پرداخت نقدي به مردم، با كمبود منابع روبه‌رو مي‌شود كه نتيجه هر دو عامل، استفاده از دلارهاي اضافي ناشي از صرفه‌جويي در انرژي و تبديل آن به ريال يعني افزايش نقدينگي است و افزايش نقدينگي هم به افزايش تورم منجر خواهد شد.

بنابراين اگر پس از واقعي كردن قيمت‌هاي انرژي، مصرف انرژي كشور كاهش يابد، و حتي به 50 درصد برسد كه بسياري اين رقم را با توجه به فرهنگ مصرف مردم ايران و برخي عوامل ديگر كمبود بهره‌وري انرژي در ايران، خوشبينانه مي‌بينند، دولت بايد نيمي از نود هزار ميليارد تومان مورد نياز خود براي پرداخت ساليانه به مردم را از محل انرژي صرفه‌جويي‌شده كه به دلار فروخته شده است، به ريال تبديل كند و اين به معناي افزايش سالانه 25 درصدي نقدينگي ناشي از اجراي طرح تحول اقتصادي است كه به افزايش فعلي 25 درصدي نقدينگي افزوده مي‌شود و اثر تورمي آن نيز به طور خوشبينانه بين 20 تا 25 درصد برآورد مي‌شود.

3ـ اثر افزايش تقاضا : طبيعتا پس از افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي خانوارهاي ايراني در مصرف انرژي صرفه‌جويي كرده و بنابراين از محل دريافت نقدي از دولت مازادي خواهند داشت كه اين وجه را صرف خريد ديگر كالاها و خدمات خواهند كرد و در اين ميان، سبد خاصي از كالاها و خدمات كه بيشتر مورد توجه خانوار‌ها هستند، تحريك شده و به دليل محدود بودن عرضه آن، دچار افزايش قيمت خواهند شد.

براي مثال، در صورتي كه سالانه به يك خانواده پنج نفره، شش ميليون تومان پرداخت نقدي شود و اين خانواده فاقد خودرو شخصي باشد، از محل مازاد پرداخت شده براي انرژي كه ممكن است يك تا دو ميليون تومان در سال باشد، اقدام به خريد اقساطي يا نقد خودرو مي‌كند و افزايش تقاضاي خودرو ارزان‌قيمت نسبت به عرضه آن، منجر به افزايش قيمت اين كالا و تشديد تورم مي‌شود كه اين پديده مي‌تواند درباره بسياري از كالاها نظير مسكن يا مواد خوراكي به وقوع بپيوندد؛ آثار تورمي اين بخش نيز در خوشبينانه‌ترين سناريوها 15 تا 20 درصد است. مگر آن‌كه دولت با ورود مستقيم به اين مقوله و تعيين دقيق قيمت، مانع اين نوسانات شود.

بنابراين مجموع تورم ناشي از اجراي طرح تحول اقتصادي به طور خوشبينانه حدود 115 درصد برآورد مي‌شود كه با افزوده شدن به تورم كنوني به 140 درصد مي‌رسد. حال پرسش اينجاست كه آيا مجموع درآمد خانوارها پس از اجراي اين طرح به همين ميزان افزايش مي‌يابد كه اجراي طرح تحول اقتصادي به بدتر شدن وضعيت زندگي شهروندان منجر نشود؟
بانك جهاني اثر تورمي آزادسازي قيمت فقط بنزين را 40 درصد و مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي اين اثر را 132 درصد برآورد كرده است.

بنا بر مطالعات بانك مركزي، هزينه زندگي يك خانوار چهار نفره در كشور در سال جاري با احتساب نرخ تورم بيش از ده ميليون ريال در ماه است. به عبارت ديگر، متوسط هزينه زندگي يك ايراني در شرايط كنوني، حدود 250 هزار تومان در ماه است كه پس از اجراي طرح تحول اقتصادي، درآمد اين فرد، ماهانه صد هزار تومان يعني 40 درصد افزايش مي‌يابد، اما هزينه‌هاي وي 140 درصد افزايش مي‌يابد كه اين به معناي شكاف شديد بين درآمد و هزينه‌هاي فرد است.

البته تنها در رابطه با نقدي كردن يارانه نان اين آثار وجود ندارد كه آن هم با توجه به قشر وابسته به اين يارانه، دولت نهم احتمالا آن را به عنوان آخرين مرحله نقدي كردن يارانه‌ها در نظر گرفته است.
بنابراين توجه به آثار تورمي طرح تحول اقتصادي دولت، يكي از مقدمات ضروري بررسي آن تلقي مي‌شود.

 

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در شنبه بیست و دوم تیر 1387 و ساعت 1:27 |





Powered by WebGozar