تبليغاتX
hadivebnegar
 Image of hadimeshgan

..

سخن از قيام پيامبران، امامان و مصلحان بزرگ تاريخ  بسيار است كه در اين ميان حسين(ع) جايگاه ويژه اي دارد. او شاهد و وارث تاريخي است كه در آن جنايت و بيداد و نيرنگ و فريب به نهايت رسيده است. او مي بيند كه اگر ساكت بماند همه چيز پايمال مي شود. اين است كه مراسم حج را نيمه كاره مي گذارد و به سوي شهادت مي رود.

«تا به بشريت و به تاريخ بفهماند كه در حاكميت جور، حج مفهومي ندارد. تا شعار عدالت اجتماعي و قيام مردم به قسط به اجرا در نيايد، تا استعدادهاي خدايي انسان مجالي براي شكوفايي پيدا نكنند»، اسلام كه خود براي نجات انسان از اسارت و بردگي است وسيله اي مي شود براي توجيه استبداد و استثمار و مي بينيم كه در عاشوراي سال ۶۱ هجري جبهه باطل نه به نام دفاع از ارزش هاي بي ارزش خويش كه به نام دفاع از اسلام، با همه نيرو و توان خود در مقابل حسين(ع) صف آرايي كرد. و يك بار ديگر سايه هاي شوم ابليس، زر و زور و تزوير آشكارا با هم، هم پيمان شدند و فرزند پاك محمد(ص) ،علي(ع) و فاطمه(ع) را به عنوان كسي كه از دين خارج شده است محكوم و قتل او را توجيه شرعي مي كنند. حسين(ع) در صحراي نينوا مردانه مي ايستد و با خون خويش نهال آزادي و رهايي انسان و اسلام را آبياري مي كند و سپاه كفر به شكرانه اين پيروزي جشن مي گيرد، خيمه هاي حسين(ع) را به آتش مي كشد و زنان و فرزندانش را به اسارت مي برد.

براي بزرگداشت آن حماسه، مسلمانان و آزادگان در سالگرد حماسه سازان عاشورا به سوگ مي نشينند.

روز تاسوعا

روز نهم ماه محرم كه معروف به تاسوعا است، آخرين روزى بود كه امام حسين عليه السلام و يارانش شبانگاه آن را درك كرده بودند و اين روز به شب عاشورا پيوند خورد. بدين جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بيت عليهم السلام از اهميت بالايى برخوردار است . مسلمانان تاريخ ساز ايران اسلامى همچون بسياری از مسلمانان سراسر گيتی، اين روز را منتسب به غيرت ا... و ساقی دشت کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) ميدانند،  بسان روز عاشورا گرامى داشته و به سوگوارى مى پردازند.

تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ايثار و ادب و دلاوري و وفا و حقگزاري عباس بن علي(ع) است و با گذشت بيش از هزار و سيصد سال ، هنوز تاريخ، روشن از كرامتهاي اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگي همراه است.

آن سردار فداكار با لبي تشنه و جگري سوخته، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردي و وفايش نگذاشت كه او آب بنوشد و امام و اهل ‏بيت و كودكان تشنه كام باشند. لب تشنه از فرات بيرون آمد تا آب را به كودكان برساند.

خود از آب ننوشيد و فرات را تشنه لبهاي خويش نهاد و برگشت و دستِ عطش فرات، ديگر هرگز به دامن وفاي عباس نرسيد. اين ايثار را كجا مي‏توان يافت و اين همه فداكاري مگر در واژه ميگنجد و با كلام قابل بيان است؟

دستان ابواالفضل(ع) قلم شد و اين دستها براي آزادگان جهان علم گشت و عباس آموزگار بي بديل فتوّت و مردانگي در تاريخ شد. و چه به حق او را غيرت ا... العظميم ناميده اند.

 

 
در اين روز مهم ، چند رويداد سرنوشت ساز در سرزمين كربلا واقع گرديد كه به آن ها اشاره مى كنيم:
1-  ورود شمر به كربلا

شمر بن ذى الجوشن كه در دشمنى به اهل بيت عليهم السلام پيش قدم تر از ديگران بود و با حرارت ويژه اى در واقعه كربلا حضور بهم رسانيد، نامه شديد اللحن عبيدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانيد و او را از منظور عبيدالله باخبر گردانيد.

پسر سعد كه نسبت به صلح با امام حسين عليه السلام خوشبين بود و در اين راه تلاش زيادى به عمل آورده بود، يك باره در برابر نامه عبيدالله قرار گرفت و راه گريزى براى خود نيافت. او على رغم ميلش يا با امام حسين عليه السلام مى بايست نبرد مى كرد و يا فرماندهى را از دست مى داد و براى هميشه از دست يابى به حكومت رى محروم مى شد.

پذيرفتن هر يك از اين دو راه براى او دشوار بود، ولى حب رياست و هواى نفس ، چنان بر وى غلبه يافته بود كه بدون در نظر گرفتن قيامت و موقعيت دينى و اجتماعى امام حسين عليه السلام و قرابت وى با پيامبر صلى الله عليه و آله ، راه نخست را انتخاب كرد و با اين نيت كه مى توان امام حسين عليه السلام را به شهادت رسانيد ولى پس از آن ، توبه كرد و در پيش ‍ گاه جدش محمد مصطفى صلى الله عليه و آله درخواست بخشش نمود؛ ولى اگر حكومت رى را از دست بدهد، هرگز به آن نخواهد رسيد، تصميم گرفت كه فرمان عبيدالله را اجرا كند و با امام حسين عليه السلام به نبرد بپردازد. به همين جهت سپاهيانش را آرايش داد و آنان را آماده حمله نمود.

 

2 – امان نامه براى ابوالفضل العباس عليه السلام

شمر، كه فرمانده پيادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر كليدى و پليد واقعه كربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشيد و دلاور ام البنين عليهاالسلام يعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسين عليه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقيقت طلب امام حسين عليه السلام جدا سازد.

ام البنين ، همسر حضرت على عليه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در كربلا حاضر بودند.
حضرت عباس عليه السلام كه بزرگترين آنان است ، از شهرت به سزايى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زيبا، قامت موزون ، دلاورى ، غيرت و شجاعت بى مانندش ، به (( قمر بنى هاشم )) معروف شده بود.

ام البنين از قبيله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نيز به همين تبار انتساب پيدا مى كرد. بدين جهت در عصر تاسوعا به نزديكى خيمه گاه امام حسين عليه السلام آمد و با صداى بلند فرياد زد: خواهرزادگانم كجايند؟

امام حسين عليه السلام كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهيد. اگر چه او فاسق است و ليكن با شما قرابت و خويشى دارد.

حضرت عباس عليه السلام به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسيدند: حاجت تو چيست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منيد. بدانيد تا ساعتى ديگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از ياران حسين بن على عليه السلام زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم. شما از اين ساعت در امان هستيد، مشروط بر اين كه دست از يارى برادرتان حسين عليه السلام برداريد و سپاهيانش را ترك كنيد.

حضرت عباس عليه السلام كه كانون وفادارى و معدن غيرت بود، بر او بانگ زد: بريده باد دست هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات . اى دشمن خدا، ما را دستور مى دهى كه از ياران برادر و مولايمان حسين عليه السلام دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوريم . آيا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله امانى نيست؟

شمر از پاسخ دندان شكن فرزندان ام البنين ، خشمناك شد و به خيمه گاه خويش برگشت . هم چنين روايت شده است : در ميان سپاه عمر بن سعد، فردى بود به نام ((عبدالله بن ابى محل بن حزام )) كه برادرزاده ام البنين عليهاالسلام بود. وى هنگامى كه با خبر شد عمه زادگانش (عباس ، عبدالله ، جعفر، عثمان ) در ميان سپاهيان امام حسين عليه السلام حضور دارند، امان نامه اى از عمر بن سعد براى آنان گرفت و به واسطه غلامش ((كزمان )) براى آنان ارسال كرد. او ، فرزندان ام البنين عليهاالسلام را صدا زد و آنان را امان نامه پسر دايى شان باخبر گردانيد. حضرت عباس عليه السلام و برادرانشان به وى گفتند: به پسر دايى ما سلام برسان و بگو كه ما نيازى به امان نامه شما نيست . امان خدا، بهتر است از امان شما.


3-  فرمان حمله عمومى

عمر بن سعد، پس از دريافت نامه عبيدالله بن زياد، احساس كرد، اگر در مبارزه با امام حسين عليه السلام تعلل بورزد، موقعيت خويش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسيد. بدين جهت در عصر تاسوعا بدون هيچ گونه اخطار قبلى و با دست پاچگى تمام فرمان حمله عمومى به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام را صادر كرد.

وى با گفتن (( يا خيل الله اركبى و بالجنة ابشرى )) تلاش ‍ نمود تا كردار خويش را بايسته جلوه دهد و روحيات متزلزل سپاهيان خويش را تقويت كند، تا مبادا در نبرد با فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دچار سردرگمى و سستى و پراكندگى گردند. سپاه كفر پيشه عمر بن سعد، يك پارچه به حركت درآمده و به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام هجوم آوردند.

امام حسين عليه السلام در اين هنگام خيل عظيم سپاهيان دشمن را در روبروى خيمه هاى خود مشاهده نمود.

آن حضرت ، بلادرنگ برادرش عباس ين على عليه السلام را طلبيد و وى را به همراه بيست تن از ياران فداكارش چون زهير بن قين و حبيب بن مظاهر به سوى سپاه دشمن فرستاد، تا عمر بن سعد را ملاقات كرده و علت آتش افروزى هاى بى حاصل آنان را جويا گردند. حضرت عباس عليه السلام به همراه ياران امام حسين عليه السلام به سپاهيان دشمن نزديك شد و از سركردگان آنان پرسيد:

منظور شما از اين حركت بى جا و غوغاها چيست؟ آنان پاسخ دادند: از امير عبيدالله بن زياد فرمان آمده است كه بايد بر شما عرضه كنيم و آن اين است كه يا در طاعت او درآييد و با وى بيعت كنيد و يا آماده نبرد سرنوشت ساز باشيد!

حضرت عباس عليه السلام فرمود: پس قدرى تامل كنيد تا من اين گزارش را به سرورم حسين عليه السلام برسانم .

حضرت عباس عليه السلام ، پيام دشمن را به امام عليه السلام رسانيد. امام حسين عليه السلام به وى فرمود: به سوى ايشان برو و از آنان مهلت بخواه كه امشب را صبر كنند و كار نبرد را به فردا واگذار كنند. چون دوست دارم در شب آخر عمرم مقدارى بيشتر به نماز و عبادت بپردازم و خدا مى داند كه من به راز و نياز با وى و نيايش در درگاهش چه قدر علاقمندم .

حضرت عباس عليه السلام مجددا پيام امام حسين عليه السلام را به دشمن رسانيد. عمر بن سعد كه مظنون به مسامحه كارى شده بود و شمر را رقيب خود مى ديد، از درخواست امام حسين عليه السلام سرباز زد و گفت: براى حسين ، ديگر مهلتى نيست !

ليكن برخى از فرماندهان سپاه ، از جمله قيس بن اشعث و عمر بن حجاج بر او اعتراض كرده و گفتند: اگر سپاهيان كفر و شرك از ما مهلت مى خواستند، ما دريغ نمى كرديم ولى مهلت دادن به فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دريغ مى ورزيم؟ لازم است او را مهلت دهيد. عمر بن سعد، ناگزير درخواست امام حسين عليه السلام را پذيرفت و پيام داد كه يك شب را به شما مهلت دادم ولى بامدادان فردا اگر بر فرمان امير، سر طاعت فرود نياوريد، فيصله كار را به شمشير مى سپاريم . در اين هنگام ، آرامش نسبى حاكم گرديد و هر دو سپاه به خيمه گاه خويش برگشته و منتظر فرا رسيدن روز بعد شدند.

 

 

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 1:13 |
Image of hadimeshgan

دكترين نظامي و عمليات رواني حماس بر جنگ فرسايشي و پرتاب موشك‌هاي قسام مبتني بود. هدف اين دكترين تضعيف عزم نظامي و غيرنظامي و كاهش انگيزه جنگ در رژيم صهيونيستي، با وارد آوردن تلفات مداوم و مستمر به آن بود. اين دكترين واقع‌گرايانه بود؛ زيرا، شواهد زيادي مبني بر فرسوده شدن و كاهش قدرت تحمل جامعه صهيونيستي مشاهده مي‌شود. حماس همسو با هدفي حركت مي‌كند كه جامعه رژيم صهيونيستي حساسيت زيادي در قبال آن دارد حساسيتي توأم با ترس و وحشت از دست دادن نيروهاي نظامي صهيونيست‌ها در سرزمين‌هاي اشغالي. تاكتيك اصلي حماس بر مبناي حملات پراكنده، عمليات شهادت‌طلبانه و پرتاب موشك قسام است اين شيوه بيشترين خسارت فيزيكي و رواني را به ارتش اسرائيل وارد آورد.
هدف اين مقاله مطالعه و بررسي آثار اجتماعي و رواني پرتاب موشك‌هاي قسام بر شهرك‌هاي صهيونيستي، همچنين تأثيرات آن بر سياست‌ داخلي و بين‌المللي اين رژيم ارزيابي مي‌شود.

مقدمه

مطالعه و مقايسه شيوه‌هاي مقاومت و مبارزه ملت فلسطين به ويژه در انتفاضه‌هاي اول و دوم نشان مي‌دهد كه روش‌هاي مقابله با اشغالگران صهيونيست متحول شده است. در جريان انتفاضه اول قيام به صورت مردمي با سازماندهي كوچك و اغلب در منطقه غزه بود. در حالي كه در انتفاضه دوم كه در 28 سپتامبر 2000 با ديدار آريل شارون از محوطه حرم الشريف مسجدالاقصي آغاز شد چندين گروه فلسطيني همچون گردان‌هاي عزالدين قسام وابسته به جنبش حماس، گردان‌هاي شهداي الاقصي وابسته به جنبش فتح، گردان‌هاي ابوعلي مصطفي وابسته به جبهه خلق براي آزادي فلسطين و جهاد اسلامي، مجريان مهم‌ترين عمليات‌ و اقدامات شبه‌نظامي عليه ارتش رژيم صهيونيستي بوده‌اند. از سويي ديگر در انتفاضه اول مهم‌ترين ابزار دفاعي ملت مظلوم فلسطين سنگ بود اما در انتفاضه دوم، عمليات استشهادي و در كنار آن موشك‌هاي فلسطيني قسام كه مهندسان فلسطيني آنها را طراحي و ساخته بودند، وجه تمايز قيام فلسطينيان در برابر رژيم غاصب صهيونيستي به شمار مي‌آمد. در خصوص عمليات استشهادي مقالات و تحليل‌هاي گوناگوني در رسانه‌هاي داخلي و بين‌المللي، به رشته تحرير درآمده است ولي به تأثيرات موشك‌هاي قسام و واكنش‌ رژيم صهيونيستي نسبت به آن و به ويژه آثاري كه بر اقتصاد اين رژيم و مهاجرت معكوس ساكنان شهرك‌هاي صهيونيستي بر جاي گذاشته، كمتر پرداخته شده است. در مقاله حاضر با بررسي و تحليل در آثار اجتماعي و رواني پرتاب موشك‌هاي قسام بر شهرك‌هاي صهيونيستي، تأثير اين موشك‌ها بر معادلات و سياست‌هاي داخلي رژيم صهيونيستي ارزيابي شده است.

مشخصات موشك‌ قسام

موشك‌هاي قسام را گردان‌هاي عزالدين قسام شاخه نظامي جنبش حماس طراحي و ساخته شده‌اند. توليد نخستين سري از اين موشك‌ها در اواخر سال 2001 باعث شد تا در عرصه انتفاضه و مقاومت ملت فلسطين پيشرفتي اساسي صورت گيرد. اين موشك‌ها با طول تقريبي 70 سانتي‌متر، قطري در حدود 8 سانتي‌متر و بردي معادل سه كيلومتر به تهديدي جدي براي شهرك‌هاي صهيونيست‌نشين واقع در محدوده نوار غزه تبديل شد. هرچند كلاهك انفجاري موشك‌هاي قبلي فلسطينيان تنها داراي 600 گرم ماده تي‌ان‌تي بود اما با توفيقي كه گردان‌هاي عزالدين قسام در ضربه‌زدن به ارتش و شهرك‌هاي صهيونيستي به دست آوردند، نوع جديدي از اين موشك‌ها با نام قسام با طول 180 سانتي‌متر، قطر 12 سانتي‌متر و برد 12 كيلومتر و كلاهكي انفجاري به حجم 6 كيلوگرم تي‌ان‌تي به توليد و بهره‌برداري رسيد.1
حمل و نقل آسان، برد مناسب و توليد كم‌هزينه‌ اين موشك‌ها موجب شد تا در طي سه سال از 2002 تا 2005 م. در حدود 1000 فروند موشك به شهرك‌هاي صهيونيست‌نشين اسديروت، كيبوتس يئيري، كفار عزه، عوز، عليست، كفار سعد، كسيوفيم، نتيف عسرا، فيكيم، نيرعام، كيريم شالوم، فتيفوت، عزب نقب، المجدل، گذرگاه كارني و گذرگاه كيسوويم پرتاب شود كه خسارات زيادي را بر رژيم صهيونيستي تحميل كرد.2 اما بزرگ‌ترين هشدار امنيتي براي مقامات صهيونيستي رسيدن اين موشك‌ها به شهر ساحلي عسقلان بود. هدف‌گيري اين شهر به دليل قرار داشتن بزرگ‌ترين نيروگاه برق و ايستگاه ذخيره سوخت و گاز موسوم به كتسا در آن، شهري استراتژيك براي اين رژيم به شمار مي‌آيد. توفيق جنبش حماس در هدف‌گيري اين شهر استراتژيك موجب شد تا ابوعبيده سخنگوي گردان‌هاي شهيد عزالدين قسام شاخه نظامي جنبش حماس اعلام كند كه اين گردان‌ها در حال ساخت نسل جديدي از موشك‌ها هستند كه برد آنها به مناطق دورتر از عسقلان هم مي‌رسد.3

تأثير موشك‌هاي قسام بر مهاجرت معكوس در شهرك‌هاي يهودي‌نشين

تأسيس شهرك‌هاي يهودي‌نشين در سرزمين‌هاي اشغالي يكي از مهم‌ترين برنامه‌هاي رژيم صهيونيستي پس از جنگ اعراب و اسرائيل در سال 1967 بود. براساس آمارهاي رسمي ارائه شده اين رژيم، جمعيت اين شهرك‌ها در سال 1979 و همزمان با آغاز گفت‌وگوهاي صلح مصر و رژيم صهيونيستي در حدود بيست هزار نفر بود، اما در پانزده سال اخير و به ويژه پس از امضاي موافقتنامه اسلو طرح توسعه و اسكان يهوديان مهاجر به اين شهرك‌ها سرعت درخور توجهي يافت به طوري كه طي سال‌هاي 1993 تا 2002 جمعيت اين شهرك‌ها با رشدي سرسام‌آور به دويست‌و بيست‌هزار نفر رسيد.4 اما اين موضوع با دستيابي جنبش حماس به موشك‌هاي قسام كاملاً دگرگون شد.
موشك‌باران شهرك‌هاي يهودي‌نشين، به ويژه شهرك‌هاي نزديك به نوار غزه باعث شد كه روند خروج يهوديان از اين شهرك‌ها و مهاجرت معكوس آنها به خارج از رژيم صهيونيستي و يا ديگر شهرهاي اين رژيم به بيش از پنج درصد در سال برسد. حجم روزافزون مهاجرت معكوس و ترس و وحشت ساكنان اين شهرك‌ها از موشك‌هاي قسام در سال‌هاي 2002 – 2003 باعث شد تا كنست اسرائيل ضمن درخواست از دولت براي مقابله با اين وضعيت رواني و موشك‌پراني‌هاي هراس‌آور جنبش حماس، به طور رسمي اعلام كند كه هدف استراتژيك فلسطينيان تضعيف شهرك‌نشيني و تلاش براي القاي اين احساس به اسرائيلي‌ها است كه ادامه موجوديت شهرك‌ها چيزي شبيه به محال است.5 تأثير رواني اين موشك‌ها بر ساكنان شهرك‌هاي يهودي‌نشين و به ويژه شهرك اسديروت آنچنان عميق بوده است كه بنا به گزارش منابع صهيونيستي طي سه سال اخير نزديك به چهار هزار نفر، اين شهرك را كه در مجاورت نوار غزه قرار دارد و در تيررس اين موشك‌هاست، ترك كرده‌اند.6
فرار از شهرك‌هاي يهودي‌نشين تنها بحراني نيست كه رژيم صهيونيستي با آن مواجه است بلكه اين رژيم مجبور شد پناه‌گاه‌هاي زيرزميني بسازد و تعداد زيادي روان‌پزشك را براي معالجه ساكنان وحشت‌زده و آسيب ديده به آنجا اعزام كند. ضمن آنكه بسياري از خانواده‌ها مانع از رفتن فرزندانشان به مدارس و مراكز آموزشي مي‌شوند و همين مسئله نيز مي‌تواند در آينده تأثيرات اجتماعي گوناگوني بر اين خانواده‌ها در پي داشته باشد. عجز و ناتواني دولت صهيونيستي در برابر موشك‌هاي قسام باعث به وجود آمدن بحران‌هاي زيادي شده است، به طوري كه تاكنون تظاهرات و راهپيمايي‌هاي متعددي در برخي از شهرهاي اسرائيل برپا شده است. نمايندگان كنست نيز كه بحران‌هاي روحي و رواني رأي‌دهندگان به خود را شاهدند دولت را در معرض انتقادهاي شديد قرار داده‌اند و بر اين باورند كه به‌رغم قابل مقايسه نبودن تسليحات ارتش رژيم صهيونيستي با موشك‌هاي حماس، اما اين موشك‌ها ترس و وحشت زيادي را در ميان هزاران صهيونيست ايجاد كرده، به طوري كه در عمل رژيم صهيونيستي اسير موشك‌هاي حماس شده است.7
ناتواني ارتش رژيم صهيونيستي در رهگيري موشك‌هاي قسام موجب شده است تا اين ارتش در حملات نظامي متعدد خود به بمباران كارگاه‌هاي صنعتي، تراشكاري‌ها و آهنگري‌هاي واقع در غزه بپردازد و با اختصاص بيش از بيست ميليون دلار شهرك‌هاي صهيونيست‌نشين اطراف نوار غزه را مجهز به دستگاه‌هاي هشدار دهنده و سامانه‌هاي صوتي معروف به بامداد سرخ8 مجهز كند، اما هيچ يك از اين راهكارها مانع از ادامه پرتاب موشك‌هاي قسام نشد و در نهايت دولت اين رژيم به طور رسمي از تشكيلات خودگردان فلسطيني درخواست كرد كه با استقرار نيروهاي امنيتي فلسطيني در شمال نوار غزه از تداوم اين موشك‌پراني‌ها جلوگيري كند.9 ناكارآمدي سامانه هشدار سريع نصب شده در شهرك‌هاي اسديروت و گوش قطيف در برابر موشك‌هاي قسام، شكست ديگري براي ارتش رژيم صهيونيستي به شمار آمد. اين سيستم را كه شركت نظامي رافاييل وابسته به وزارت دفاع اين رژيم، ساخته بود با تبليغات فراوان در دو شهرك صهيونيست‌نشين ياد شده نصب كردند. به ساكنان اين دو شهرك اطمينان داده شد كه موشك‌هاي قسام ديگر قادر به هدف‌گيري اين دو شهرك نخواهند بود. اما يك هفته بعد نه‌تنها اين سامانه هشدار سريع نتوانست موشك قسام را رهگيري كند بلكه آن موشك به يكي از ادارات دولتي اسديروت برخورد كرد و موجي از ترس و نگراني را بين ساكنان آن ايجاد كرد. فشار رواني ناشي از اين مسئله كه ارتش به ظاهر شكست‌ناپذير اسرائيل قادر به حمايت از يك شهرك كوچك چند هزار نفري نيست، باعث شد تا ده‌ها تن از ساكنان اسديروت اين شهرك را ترك، و براي هميشه آن را تخليه كنند.10 اين مسئله موجب شد تا شهردار شهرك اسديروت، با انتقاد شديد از ناتواني ارتش صهيونيستي در حمايت از ساكنان اين شهرك اعلام كند كه بسياري از اهالي اسديروت به دليل تأثيرات رواني تداوم اصابت موشك‌هاي قسام به اين شهرك قصد دارند براي هميشه آنجا را ترك كنند. وي در مصاحبه با خبرنگاران اظهار داشت كه ساكنان اسديروت همواره در اين بيم و هراس به سر مي‌برند كه موشك بعدي چه زماني به اين شهرك اصابت خواهد كرد. وي همچنين افزود كه با توجه به حضور نيروهاي ارتش در بيت حانون و شمال نوار غزه تصور نمي‌كرد موشك‌هاي قسام باز هم شهرك‌هاي نزديك به غزه را هدف اصابت قرار دهند.11

بازتاب پرتاب موشك‌هاي قسام در رژيم صهيونيستي

به يقين، زماني كه نخستين موشك قسام در بيست و ششم اكتبر سال 2001 شهرك اسديروت را آماج هدف قرار داد، جامعه صهيونيستي اعم از مردم، دولت و ارتش دچار شوك شديدي شدند زيرا باور اين مسئله كه چند فلسطيني با كمترين امكانات بتوانند موشكي را طراحي كنند كه موجب وارد آوردن زيان‌هاي سنگين مالي و جاني شود، بسيار مشكل و دور از تصور بود.12 با اين حال، دولت رژيم صهيونيستي به مردم اطمينان مي‌داد كه اين موشك‌ها براي امنيت ملي تهديدي به شمار نمي‌آيد و ارتش به زودي موشك‌هاي قسام و عاملان ساخت و پرتاب آن را نابود خواهد كرد. اما با وجود وعده‌هاي دولت و حملات گسترده‌اي كه ارتش در غزه اجرا كرد و ده‌ها فلسطيني را به شهادت رساند نه‌تنها پرتاب موشك‌هاي قسام متوقف نشد بلكه حتي انواع پيشرفته‌تري از اين موشك‌ها ساخته شد كه قادر به هدف‌گيري مناطق دور از دسترس بيشتري بود و همين مسئله موجب وحشت ساكنان شهرك‌هاي صهيونيستي نزديك به نوار غزه شد.
با آنكه دولت و ارتش صهيونيستي تمايلي نداشتند به طور رسمي اعلام كنند كه قادر نيستند مانع پرتاب موشك‌هاي قسام شوند اما گزارش روزنامه هاآرتص ضعف و ناتواني ارتش را افشا كرد. اين روزنامه در اكتبر سال 2004 اعلام كرد كه مقاومت ملت فلسطين باعث شده است كه نيروهاي ارتش از اردوگاه جباليا خارج شوند و در بيرون از آن مستقر شوند و همين امر به جنبش حماس كمك كرد تا بار ديگر پرتاب موشك‌هاي قسام را از سر گيرند.13
به طور كلي، واكنش‌ رسانه‌هاي گروهي غرب نسبت به اين موشك‌هاي ضعيف و ابتدايي نشان‌دهنده حجم بالاي تأثيرگذاري اين موشك‌ها نه‌تنها بر رژيم صهيونيستي بلكه بر تمامي معادلات منطقه‌اي ‌است. براي نمونه، روزنامه انگليسي تايمز طي گزارشي ابراز داشت كه اين موشك‌ها پيشرفت مقاومت ملي فلسطينيان را رقم زده و تأثير درخور توجهي بر توازن قدرت ميان رژيم صهيونيستي و فلسطين ايجاد كرده است، به طوري كه تمامي منطقه خاورميانه را تحت تأثير قرار داده است.14
با آنكه دولتمردان صهيونيست در روزهاي شروع پرتاب اين موشك‌ها اظهار مي‌داشتند كه به زودي مانع از اين موشك‌پراني‌ها خواهند شد و به سران حماس و ديگر گروه‌هاي مقاومت فلسطين درسي فراموش نشدني خواهند داد ولي به تدريج يأس و نااميدي در گفتار آنان پديد آمد و بالاخره بسياري از مقامات صهيونيست اعتراف كردند كه جلوگيري از پرتاب موشك‌هاي قسام مسئله‌اي بسيار دشوار است. يوسي لبيد وزير دادگستري اين رژيم از نخستين كساني بود كه به صراحت به اين مسئله اعتراف كرد و اظهار داشت كه هيچ راهكاري براي مقابله با اين موشك‌ها وجود ندارد. وي با انتقاد از حملات ارتش به شهروندان فلسطيني بر اين نكته تأكيد كرد كه كشتار فلسطينيان منجر به محكوميت بين‌المللي رژيم اسرائيل را در پي دارد و نتيجه ديگري نخواهد داشت. يوفال اشتاينس رئيس كميسيون امنيت و روابط خارجي كنست اسرائيل نيز اعلام كرد كه حمله به مردم فلسطين براي ممانعت از پرتاب موشك‌هاي قسام هرگز مثمرثمر نخواهد بود زيرا اين كشتارها بر ميزان پايداري و مقاومت فلسطينيان خواهد افزود. وي از دولت اسرائيل درخواست كرد تا به جاي آنكه به تأييد و تشويق عمليات نظامي بپردازد، هرچه سريع‌تر با مقامات فلسطيني مذاكره كند.15
آنچه نشان‌دهنده اوج ناتواني رژيم صهيونيستي در برابر موشك‌هاي قسام بود، سقوط يك فروند از اين موشك‌ها به درون مزرعه آريل شارون نخست‌وزير سابق اين رژيم بود. در15 اكتبر 2005 اين موشك به ساختماني كه شارون در مزرعه خود براي همسر دوم خود، ليلا، ساخته بود برخورد كرد. اين امر نه‌تنها موجب ايجاد شوك و نگراني در دولت صهيونيستي شد بلكه اين نكته را نيز براي مردم اسرائيل روشن كرد كه دولتي كه در محافظت از جان و مال يكي از عالي‌رتبه‌ترين و مطرح‌ترين مقامات تاريخ رژيم صهيونيستي ناتوان و درمانده است، چگونه مي‌خواهد از جان و مال شهروندان عادي محافظت كند.16 اين مسئله باعث شد تا بسياري از احزاب اپوزيسيون در اسرائيل بر شدت انتقادات خود از دولت بيفزايند و اعلام كنند كه هيچ‌گاه تصور نمي‌كردند كه روزي عمق استراتژيك اسرائيل در تيررس موشك‌هاي دست‌ساز فلسطينيان قرار گيرد.17 در نشست حزب كاديما نيز ضمن انتقاد شديد از دولت و با اذعان به اينكه راه‌كاري جز گفت‌وگو براي توقف روند رو به رشد موشك‌پراني‌ها وجود ندارد، درخواست شد تا ضمن مذاكره با تشكيلات خودگردان فلسطيني، ضمانت‌هايي مبني بر توقف پرتاب اين موشك‌ها گرفته شود.18 دولت صهيونيستي براي مقابله با گروه‌هاي مقاومت فلسطيني و جلوگيري از پرتاب موشك‌هاي قسام نه‌تنها دست ارتش را براي هرگونه قتل‌عام و خونريزي بازگذاشته و توانمندي‌هاي تدافعي شهرك‌هاي صهيونيستي را بالا برده، بلكه براي كاستن از روند رو به رشد مهاجرت معكوس شهرك‌نشينان راه‌كارهاي اقتصادي متعددي از قبيل سرمايه‌گذاري‌ در شهرك‌ها، اعطاي تسهيلات مالياتي به ساكنان شهرك‌هاي اطراف نوار غزه و اختصاص مبلغ 50 ميليون دلار براي مقاوم‌سازي تمامي ساختمان‌هاي اين شهرك‌ها و همچنين اعطاي امتيازات متعدد رفاهي، بهداشتي، كارگري، صنعتي و آموزشي، ارائه كرده است اما هيچ يك از اين اقدامات پاسخگوي نياز اصلي ساكنان اين شهرك‌ها كه چيزي جز امنيت نيست، نمي‌باشد، به همين دليل مسئله مهاجرت و اسكان يافتن در مناطق شمالي اين سرزمين به يكي از بزرگ‌ترين دغدغه‌هاي مردم و دولت اسرائيل تبديل شده است.19
شايد بتوان گفت كه موشك‌هاي قسام به تنهايي قادر به از بين بردن برتري و توان نظامي ارتش رژيم صهيونيستي نيست اما به طور يقين، پرتاب اين موشك‌ها تأثير زيادي بر روحيه، قدرت رواني و ميزان تحمل نظاميان صهيونيست داشته است، به نحوي كه بسياري از سربازان اسرائيلي به هيچ وجه تمايلي به خدمت در مناطق نزديك به نوار غزه ندارند. در اين خصوص آفي ديختر رئيس سابق دستگاه امنيتي رژيم صهيونيستي طي گزارشي به دولت ايهود اولمرت ضمن اذعان به اين مسئله، اعلام كرد كه حضور ارتش در نوار غزه مانع از پرتاب موشك‌هاي قسام نخواهد شد.20 يوسي كوبرفاسر رئيس بخش پژوهش‌هاي كميته اطلاعات نظامي رژيم صهيونيستي نيز با اظهار اينكه ديوار حائلي كه اين رژيم براي حمايت از ساكنان سرزمين‌هاي اشغالي ساخته به خاطر تداوم پرتاب موشك‌هاي قسام عملاً كارايي خود را از دست داده است، بر اين نكته تأكيد كرد كه ادامه اين موشك‌‌پراني‌ها موجب تضعيف روحيه سربازان اسرائيلي و تقويت روحيه و پايداري مبارزان فلسطيني خواهد شد.21
سرانجام، اين گزارش‌ها باعث شد ستاد مشترك ارتش رژيم صهيونيستي را به ضعف و ناتواني خوددر جلوگيري از شليك موشك‌هاي قسام اعتراف كند. ارتش صهيونيستي طي بيانيه‌اي اعلام كرد كه در سال 2006 بيش از هزار فروند موشك به مواضع اسرائيلي شليك شده و بالغ برده، ميليون دلار خسارت وارد آمده است.22 براساس اين بيانيه به جز شهرك‌هاي اسديروت، معليه لبونه و كفار تفوح كه در نزديكي نوار غزه قرار دارند، مناطق كسيوفيم، الفراحين واقع در شرق‌ خان يونس، ابوصفيه و ابومطيبق واقع در شرق مغازي و شهرك‌هاي تاحل عوز و نتيف عتسرا در شمال نوار غزه چندين بار در طي سال 2006 هدف اصابت موشك‌‌هاي قسام قرار گرفته‌اند. جالب آنكه پايگاه‌هاي نظامي صهيونيستي نيز از اين موشك‌ها در امان نمانده‌اند به طوري كه پايگاه كرم ابوسالم، آشيانه هواپيماهاي شناسايي در جنوب شهر عسقلان واقع در ساحل درياي مديترانه و مقر توپخانه ارتش واقع در شرق حجرالدين نيز هدف اصابت اين موشك‌ها قرار گرفتند و خساراتي را متحمل شدند.23
به رغم اختلافات دروني ميان حكومت منتخب فلسطينيان به رهبري جنبش حماس و نخست‌وزيري اسماعيل هنيه با جنبش فتح و تشكيلات خودگردان فلسطيني در سال 2007، مقاومت و مبارزه عليه رژيم صهيونيستي و پرتاب موشك‌هاي قسام كماكان به طور متناوب ادامه دارد. براي نمونه در يك چرخه دوهفته‌اي، كه از پانزدهم تا سي‌ام ماه مه،240 موشك قسام به سوي شهرك‌هاي صهيونيست‌نشين و قرارگاه‌هاي نظامي همچون صوفا شليك شد كه سهم شهرك اسديروت با 121 موشك بيش از ساير مناطق اشغالي بود.24
ناتواني ارتش صهيونيستي در جلوگيري از پرتاب موشك‌هاي قسام و رشد و گسترش ابعاد انتفاضه ملت فلسطين در نهايت اداره اطلاعات و آمار اين رژيم را وادار كرد به طور رسمي اعلام كند كه در چهار سال نخست انتفاضه مهاجرت به اين رژيم در حدود 28 درصد كاهش يافته است و نرخ بيكاري نيز به بيش از 9 درصد رسيده است. ضمن آنكه از ميزان مهاجرت به شهرك‌هاي يهودي‌نشين به ميزان 63 درصد كاسته شده است كه علت عمده آن وضعيت ناامن اين شهرك‌ها است.25

نتيجه

موشك‌هاي قسام نه تنها براي ساكنان شهرك‌هاي يهودي‌نشين بلكه براي دولت و ارتش رژيم صهيونيستي به كابوس وحشتناكي تبديل شده است. توازن وحشتي كه اين موشك‌هاي كوچك، ساده و دست‌ساز ايجاد كرده‌اند در طول تاريخ حيات اين رژيم بي‌سابقه بوده است و حتي ارتش به ظاهر شكست‌ناپذير اين رژيم كه در جنگ‌هاي متعدد با اعراب، پيروزي‌هايي را به دست آورده است اينك در برابر اين موشك‌ها رسماً اعتراف مي‌كند كه مستأصل شده است و براي مقابله با آن هيچ راه‌كاري ندارد. استراتژي‌ها و برنامه‌هاي طولاني‌مدت رژيم صهيونيستي كه مبتني بر جذب يهوديان سراسر جهان و اسكان آنها در شهرها و شهرك‌هاي نزديك به نوار غزه و كرانه باختري رود اردن بود، اينك در اثر مقاومت ملت فلسطين و اتكاء به توانايي‌هاي خود و ساخت موشك‌هاي قسام با كمتري امكانات، به كلي به هم ريخته است. ساكنان اين شهرك‌ها با مشاهده اينكه دولت صهيونيستي قادر به دفاع از اين شهرك‌ها نيست و نمي‌تواند از پرتاب موشك‌هاي قسام به مراكز نظامي و اقتصادي جلوگيري كند، به تدريج نسبت به شرايط موجود بي‌اعتمادتر شده و ترك اين شهرك‌ها را بر ادامه زندگي و استفاده از امتيازات دولتي ترجيح مي‌دهد.
ساخت موشك‌هاي قسام و دفاع از فلسطينيان و آرمان مشروع آنان به گروه‌ها و جنبش‌هاي مقاومت فلسطيني فرصت بي‌بديلي را اعطاء كرده است تا حقوق حقه ملت فلسطين را احياء كنند. اينك نه‌تنها براي رژيم صهيونيستي بلكه حتي براي تشكيلات خودگردان فلسطيني كه در اغلب موارد با پرتاب موشك‌هاي قسام، عمليات استشهادي و مقاومت و ايستادگي ملت فلسطين در برابر متجاوزان مخالفت مي‌كند، اثبات شده است كه مقاومت و پايداري تنها راه بازگرداندن حقوق مردم فلسطين است و اگر هم امتيازي در پشت ميزهاي مذاكره به فلسطينيان داده مي‌شود به دليل ادامه پايداري و مقاومت گروه‌هاي جهادي فلسطيني است.

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 1:8 |





Powered by WebGozar