تبليغاتX
hadivebnegar
Image of hadimeshgan

آواز كوچه باغي» اصطلاح شناخته شده اي در فرهنگ قديم تهران است و در مواردي به صورت ضرب المثل درآمده است. به گفته قديمي ترها- كه امروزه تعدادشان زياد نيست- در آن سال هاي نه چندان دور كه تهران شهر خلوتي بود و پاسي از شب گذشته، سكوت همه جا را فرا مي گرفت. افرادي كه به هر علت، ناچار بودند در ساعات پاياني شب از كوچه هاي تاريك و خلوت عبور كنند و احياناً از تاريكي و خلوتي مي ترسيدند براي غلبه بر ترس با صداي بلند زير آواز مي زدند. اين آوازها به آواز كوچه باغي معروف بود- يا يكي از انواع آوازهاي كوچه باغي بود- و هنگامي كه صداي عابري به اين آواز بلند مي شد و چهچهه پاياني آن با كلماتي مانند حبيب من... عزيز من... امان امان و... در فضا مي پيچيد، برخي از اهالي محل كه دل و دماغ بيشتري داشتند و انگيزه رهگذر آوازه خوان را مي شناختند، سر از پنجره بيرون مي آوردند و با جملاتي نظير دمت گرم!... دارمت! و ... با او همراهي مي كردند، يعني اين كه، نترس! خوف نكن! ما بيداريم...
پنج شنبه هفته گذشته وزراي خارجه، دفاع و امنيتي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس در پايان اجلاس سه روزه خود در رياض، بار ديگر- و به روال چند ساله اخير- با صدور بيانيه اي از ادعاي مالكيت امارات متحده عربي بر جزاير سه گانه تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي حمايت كردند و از جمهوري اسلامي ايران خواستند از طريق مذاكره به اختلافات موجود درباره مالكيت اين سه جزيره پايان دهد!
كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس- عربستان، كويت، امارات عربي متحده، بحرين، قطر و عمان- كه سابقه تشكيل هيچيك از آنها به 100سال نمي رسد، به خوبي از حاكميت قطعي ايران بر جزاير سه گانه و اسناد اين حاكميت بلامنازع باخبرند و حتي در دورترين افق هاي ذهن خويش هم نمي توانند تصور روزي را داشته باشند كه اين حاكميت كمترين خدشه اي پيدا كند، بنابراين انگيزه آنها از تكرار اين ادعاي واهي و بي اساس هرچه باشد، احتمال خروج اين سه جزيره از حاكميت ايران نيست. پس ماجرا چيست؟
براي پاسخ به اين سؤال، ابتدا بايد به اسنادي كه حاكميت قطعي ايران بر جزاير سه گانه را نشان مي دهد اشاره كرد؛
1- علاوه بر نقشه هاي متعددي كه از دوران يونان باستان - قبل از ميلاد مسيح- برجاي مانده و در آنها از تمامي جزاير خليج فارس با عنوان بخشي از سرزمين ايران ياد شده است، در سده هاي اخير نيز تمامي نقشه هاي رسمي كه از سوي كشورهايي نظير انگلستان، فرانسه، روسيه، پرتغال، اسپانيا و... تهيه شده و به عنوان اسناد رسمي نگهداري مي شوند، جزاير خليج فارس- از جمله سه جزيره تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي- را بخشي از خاك ايران دانسته اند. از جمله دولت انگليس كه بيش از دو سده در منطقه حضور داشته و در مواردي نيز با دولت هاي وقت ايران درگير بوده است، در مجموع 23نقشه رسمي از منطقه تهيه كرده كه در تمامي آنها- بدون استثناء- جزاير سه گانه متعلق به ايران است.
2- در سال 1830كاپيتان جي.بي.بروكس GBBRUCKS از سوي كمپاني هند شرقي- وابسته به دولت استعماري انگليس- نقشه اي رنگي از خليج فارس تهيه مي كند. در اين نقشه رنگي كه نسخه هايي از آن در وزارت خارجه انگليس و مخزن اسناد سازمان ملل متحد نگهداري مي شود، 3 جزيره تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي به رنگ خاك ايران ترسيم شده است. كاپيتان بروكس نزديك به 12 سال براي تهيه اين نقشه در منطقه خليج فارس بود.
3- در سال 1835 «ساموئل هنل» از سوي دولت انگليس مامور تعيين حدود كشورها در خليج فارس مي شود. هنل در نقشه خود يك خط فرضي در آبهاي خليج فارس ترسيم مي كند كه جزاير سه گانه در قسمت فوقاني- شمالي- اين خط فرضي قرار داشته و متعلق به ايران دانسته شده است.
4- در ژانويه سال بعد- 1836- سرگرد «موريسن» جانشين ساموئل هنل، ماموريت او را پي مي گيرد و پس از مذاكره با شيوخ خليج فارس نقشه اي كه به تاييد آنها رسيده بود را تهيه مي كند. در اين نقشه، جزاير سه گانه در عمق بيشتري از قلمرو ايران قرار گرفته است.
5- در سال 1881 نيروي دريايي انگليس بار ديگر نقشه اي از منطقه خليج فارس تهيه مي كند كه در آن جزاير سه گانه و خاك ايران، رنگ مشتركي دارند.
6- در سال 1886 دايره اطلاعات دولت انگليس نقشه ايران را با رنگ يكسان جزاير و خاك ايران تهيه كرده و در 12 ژوئن همان سال اين نقشه از سوي وزير مختار انگليس در تهران به ناصرالدين شاه تحويل مي شود.
7- در سال 1908، دولت ايران امتياز استخراج خاك سرخ -سنگ آهن- ابوموسي را به ونگهاوس آلماني مي دهد كه دولت انگليس به دليل تيرگي روابط خود با آلمان، به ايران اعتراض مي كند، دولت انگليس در اعتراض خود خواهان كسب امتياز استخراج خاك سرخ براي شركت هاي انگليسي است يعني تاكيد بر حاكميت ايران...
و از ده ها سند ديگر، از جمله احكامي كه دولت هاي وقت ايران براي انتصاب حكام- استانداران- خود در بندرلنگه- كه شبه جزيره ياد شده بخشي از آن بوده است- صرف نظر مي كنيم.
8- اصلي ترين- و تنهاترين- سندي كه امارات براي اثبات ادعاي خود ارائه مي كند نامه اي است كه شيخ يوسف فرماندار ايراني بندرلنگه در سال 1882 به شيخ حميد القاسمي حاكم راس الخيمه مي نويسد و در آن به عنوان تعارف و ابراز ادب- كه آن هنگام بسيار متداول بوده و در بسياري از نامه هاي مشابه ديده مي شود- نوشته بود؛ ابوموسي از آن شماست (يعني در خدمت شما هستيم!)
نكته درخور توجه اين كه شيخ يوسف در ادامه همين نامه خطاب به حاكم راس الخيمه مي نويسد «بلد لنجه بلدكم» يعني شهر بندرلنگه هم شهر شماست و عجيب آن كه اماراتي ها وقتي به اين نامه استناد مي كنند جمله اخير را كه به وضوح نشان مي دهد جمله قبلي فقط يك تعارف بوده است، حذف مي كنند!
9- در حقوق بين الملل و قوانين مربوط به مرزها و سرزمين ها، حاكميت يك كشور بر يك منطقه از چند راه به اثبات مي رسد. از جمله «مالكيت تاريخي»، حاكميت موثر- يعني افراشته بودن پرچم، نصب حكام، حضور نيروي نظامي و...- كه تمامي اين ملاك ها و معيارهاي حقوقي از حاكميت قطعي ايران بر جزاير سه گانه حكايت دارند.
10- در ميان كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس، همراهي بحرين با ساير كشورهاي عضو حساب جداگانه اي دارد، زيرا بحرين بخشي از خاك ايران بوده است كه در جريان يك زد و بند غيرقانوني ميان شاه معدوم و دولت هاي آمريكا و انگليس از ايران جدا شده است و امروزه اصلي ترين خواسته مردم بحرين بازگشت اين استان جدا شده از ايران به سرزمين اصلي و مادري آن، يعني ايران اسلامي است و بديهي است كه اين حق مسلم ايران و مردم استان جدا شده آن نبايد و نمي تواند ناديده گرفته شود.
11- و اكنون با توجه به اسناد ياد شده كه از حاكميت قطعي و بلامنازع ايران بر جزاير سه گانه حكايت مي كند، بايد به اين پرسش بازگشت كه انگيزه اصلي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس از طرح ادعاي واهي حاكميت امارات بر جزاير سه گانه چيست؟ و آيا اين ادعا مي تواند غير از وحشت آنان از زلزله اي كه انقلاب اسلامي بر حكومت هاي قرون وسطايي و غيرقانوني آنها انداخته است علت ديگري داشته باشد؟ تمامي دولت هاي ياد شده با دخالت مستقيم قدرت هاي استكباري شكل گرفته اند و مردم كمترين دخالتي در تعيين دولت، سياستگذاري ها و تصميم سازي هاي آن نداشته و ندارند. از سوي ديگر تمامي دولت هاي عضو اين شورا در ميان مردم خود به همكاري با رژيم صهيونيستي- و دستكم بي تفاوتي در مقابل جنايات اين رژيم عليه مردم مظلوم فلسطين- متهم هستند. حاكمان دولت هاي ياد شده به خوبي مي دانند كه در عصر بيداري اسلامي- با الگوي انقلاب اسلامي- حاكميت يك خانواده بر سرنوشت مردم و غارت ذخاير ملي، امكان پذير نيست و از آنجا كه لرزه منجر به فروپاشي رژيم هاي غيرقانوني خود را ناشي از الگوي جمهوري اسلامي ايران مي دانند- و در اين مورد حق دارند!- دشمني با ايران اسلامي را به عنوان يكي از اهداف استراتژيك خود برگزيده اند... و چه گزينش خطرناكي، نه براي ايران، كه براي ادامه حاكميت خودشان.

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 23:50 |
 

سخاوت از جمله صفاتي است که هر کسي نمي‌تواند به آن متخلق شود؛ چرا که دل کندن از مال دنيا سخت و دشوار است؛ و تنها کساني مي‌توانند از مال دنيا بگذرند که به دنيا دلبستگي نداشته باشند. آن زمان است که فرد همه را در مال خود شريک دانسته و حتي از شراکت پا فراتر نهاده و به قدر رفع نياز براي خود صرف کرده و مابقي را در بين نيازمندان بذل مي‌نمايد.

اهل بيت عليهم السلام کمال اين صفت را دارا بوده و در بذل کرم به جايي رسيده بودند که درخواست هيچ نيازمندي را بي‌پاسخ نمي‌گذارده و حتي گرسنگي و شدائد را تحمل کرده و حق خود را به نيازمندان بذل مي‌نمودند. حضرت علي عليه السلام، به عنوان پدر ائمه عليهم السلام و خانواده محترم ايشان، حد کرم و سخاوت را به درجه‌اي رسانيدند که در مقامشان سوره دهر نازل گرديد. سخاوت امام حسن عليه السلام نيز به عنوان فرزند بزرگ اين خانواده عزيز، زبانزد خاص و عام است تا بدانجا که به کريم اهل بيت معروف گرديده است. در اين مقاله قصد داريم گزيده‌اي از کرم اين امام همام را ارائه دهيم.

در حديثي آمده كه امام حسن (ع) هيچ‏ گاه سائلي را رد نكرد و در برابر درخواست او «نه» نگفت، و چون به آن حضرت عرض شد: چگونه است كه هيچ ‏گاه سائلي را رد نمي‏كنيد؟ پاسخ داد: من سائل درگاه خدا و راغب در پيشگاه اويم، و من شرم دارم كه خود درخواست كننده باشم و سائلي را رد كنم، و خداوند مرا به عادتي معتاد كرده، معتادم كرده كه نعمتهاي خود را بر من فرو ريزد، و من نيز در برابر او معتاد شده‏ام كه نعمتش را به مردم بدهم، و ترس آن را دارم كه اگر عادتم را ترك كنم اصل آن نعمت را از من دريغ دارد.

امام حسن عليه السلام به دنبال اين گفتار اين دو بيت شعر را نيز انشا فرمودند:
«اذا ما اتاني سائل قلت مرحبا بمن فضله فرض علي معجل
و من فضله فضل علي كل فاضل و افضل ايام الفتي حين يسئل» (1)
«هنگامي كه سائلي نزد من آيد به او گويم: خوش آمدي اي كسي كه فضيلت او بر من فرضي است عاجل. و كسي كه فضيلت او برتر است بر هر فاضل، و بهترين روزهاي جوانمرد روزي است كه مورد سؤال قرار گيرد، و از او چيزي درخواست شود.»

«ابن كثير» از علماي اهل تسنن در «البداية والنهاية» روايت كرده كه امام (ع) غلام سياهي را ديد كه گرد ناني پيش روي خود نهاده و خودش لقمه‏اي از آن مي‏خورد و لقمه ديگري را به سگي كه آنجا بود مي‏دهد. امام (ع) كه آن منظره را ديد به او فرمود: انگيزه تو در اين كار چيست؟
پاسخ داد: من از او شرم دارم كه خود بخورم و به او نخورانم!
امام (ع) به او فرمود: از جاي خود برنخيز تا من بيايم! سپس به نزد مولاي آن غلام رفت و او را با آن باغي كه در آن زندگي مي‏كرد از وي خريداري كرد، آنگاه آن غلام را آزاد كرده و آن باغ را نيز به او بخشيد!(2)

نامه پر بركت
«ابراهيم بيهقي»، يكي از دانشمندان اهل سنت، در كتاب «المحاسن و المساوي» (3) روايت كرده كه مردي نزد امام حسن (ع) آمده و اظهار نيازي كرد، امام (ع) به او فرمود: برو و حاجت خود را در نامه‏اي بنويس و براي ما بفرست ما حاجتت را برمي‏آوريم! آن مرد رفت و حاجت خود را در نامه‏اي نوشته براي امام (ع) ارسال داشت، و آن حضرت دو برابر آنچه را که خواسته بود به او عنايت فرمود. شخصي كه در آنجا نشسته بود عرض كرد: براستي چه پر بركت بود اين نامه براي اين مرد اي پسر رسول خدا!

امام (ع) فرمود: بركت او زيادتر بود كه ما را شايسته اين كار خير و بذل و بخشش قرار داد، مگر نمي‌داني كه بخشش و خير واقعي، آن است كه بدون سؤال و درخواست باشد، و اما آنچه را پس از درخواست بدهي، آن را در برابر آبرويش پرداخته‏اي!

شاخه ‏گل پر بركت
«زمخشري» در كتاب «ربيع الابرار» از «انس بن مالك» روايت كرده كه گويد: من در خدمت حسن بن علي(ع) بودم كه كنيزكي بيامد و شاخه گلي را به آن حضرت هديه كرد. حسن بن علي عليه السلام فرمود: تو در راه خدا آزادي! من كه آن ماجرا را ديدم به آن حضرت عرض كردم: كنيزكي شاخه گل بي‏ارزشي به شما هديه كرد و تو او را آزاد كردي؟ در پاسخ فرمود: اينگونه خداي تعالي ما را ادب كرده كه فرمود: وقتي تحيتي به شما دادند، تحيتي بهتر دهيد و بهتر از آن آزادي اوست.

دفع دشمني خطرناك
از كتاب «العدد» روايت شده كه گفته‏اند مردي در حضور امام حسن (ع) ايستاده و گفت: اي فرزند اميرمؤمنان سوگند به آن كه اين نعمت را به تو داده كه واسطه‏اي براي آن قرار نداده، بلكه از روي انعامي كه بر تو داشته آن را به تو مرحمت فرموده، كه حق مرا از دشمن بيدادگر و ستمكارم بگيري كه نه احترام پيران سالمند را نگهدارد و نه بر طفل خردسال رحم كند!

امام (ع) كه تكيه داده بود، برخاست و به آن مرد فرمود: اين دشمن تو كيست تا من شرش را از سر تو دور كنم؟ عرض كرد: فقر و نداري! امام (ع) سر خود را به زير انداخت و لختي فكر كرد و سپس سربرداشت و به خدمتكار خود فرمود : هر چه موجودي داري حاضر كن! خدمتكار رفت و پنج هزار درهم آورد. امام (ع) فرمود: اين پول را به اين مرد بده، آنگاه به وي فرمود: به حق همين سوگندهايي كه مرا بدانها سوگند دادي كه هرگاه اين دشمنت براي زورگويي نزد تو آمد حتماً براي گرفتن حق خود نزد من بيا.

دو نمونه از بزرگواري‏هاي امام(ع)
«محمد بن يوسف زرندي»، از دانشمندان اهل سنت، در كتاب «نظم درر السمطين» روايت كرده كه مردي نامه‏اي به دست امام حسن(ع) داد كه در آن حاجت خود را نوشته بود. امام (ع) بدون آن كه نامه را بخواند به او فرمود: حاجتت رواست! شخصي عرض كرد: اي فرزند رسول خدا خوب بود نامه‏اش را مي‏خواندي و مي‏ديدي حاجتش چيست و آنگاه بر طبق حاجتش پاسخ مي‏دادي؟ امام (ع) پاسخي عجيب و خواندني داد و فرمود: بيم آن را دارم كه خداي تعالي تا بدين مقدار كه من نامه‏اش را مي‏خوانم از خواري مقامش مرا مورد مؤاخذه قرار دهد.

«علي بن عيسي اربلي» در «كشف الغمة» و «غزالي» در كتاب «احياء العلوم» و «ابن شهر آشوب» در «مناقب» و «بستاني» در «دائرة المعارف» خود با مختصر اختلافي از «ابوالحسن مدائني» و ديگران روايت كرده‏اند(7) كه امام حسن (ع) و امام حسين(ع) و عبدالله بن جعفر(8) شوهر حضرت زينب (ع) به قصد انجام زيارت حج خانه خدا از مدينه حركت كردند و چون بار و بنه آنها را از پيش برده بودند، دچار گرسنگي و تشنگي شديدي شدند و در اين خلال به خيمه پيرزني برخوردند و از او نوشيدني خواستند!

پيرزن گفت: آب و نوشيدني در خيمه نيست، ولي در كنار خيمه گوسفندي است كه مي‏توانيد از شير آن گوسفند استفاده كنيد، آن را بدوشيد و شيرش را بنوشيد! آنها رفتند و شير گوسفند را دوشيده و خوردند، و سپس از او خوراكي خواستند. زن گفت: جزهمين گوسفند مالك چيزي نيستم و چيز ديگري نزد من يافت نمي‏شود، يكي از شما آن را ذبح كنيد تا من براي شما غذايي تهيه كنم؟ در اين وقت يكي از آنها برخاست و گوسفند را ذبح كرد و پوستش را كند و آماده طبخ نموده و آن زن نيز برخاسته براي ايشان غذايي تهيه كرد و آنها خوردند و لختي بياسودند تا وقتي كه گرماي هوا شكسته شد، برخاسته و آماده ‏رفتن شدند و به آن زن گفتند: اي زن! ما افرادي از قريش هستيم كه اراده زيارت حج بيت الله را داريم و چون سالم بازگشتيم، نزد ما بيا تا پاداش اين محبت تو را بدهيم!

آنها رفتند، و چون شوهر آن زن آمد و جريان را شنيد، خشمناك شده و او را سرزنش كرده، گفت: واي بر تو! گوسفند مرا براي مردماني كه نمي‏شناسي سر مي‏بري، آنگاه به من مي‏گويي: افرادي از قريش بودند؟!

اين جريان گذشت و پس از مدتي، فقر و نياز، آن پيرزن و شوهرش را، ناچار به شهر مدينه كشانيد و چون سرمايه و كسب و كاري نداشتند به جمع‏آوري سرگين و پشگل مشغول شده و از اين طريق امرار معاش كرده و زندگي خود را مي‏گذراندند.در يكي از روزها پيرزن عبورش بر در خانه امام حسن (ع) افتاد و در حالي كه امام (ع) بر در خانه بود از آنجا گذشت و چون آن حضرت او را ديد شناخت، ولي پيرزن امام را نشناخت. در اين وقت امام حسن (ع) به غلامش دستور داد به دنبال آن پيرزن برود و او را به نزد وي بياورد.

غلام برفت و او را بازگرداند و امام حسن (ع) به او فرمود: آيا مرا مي‏شناسي؟ گفت: نه! فرمود: من همان مهمان تو در فلان روز هستم! پيرزن گفت: پدر و مادرم به قربانت! امام حسن (ع) دستور داد هزار گوسفند براي او خريداري كردند و با هزار دينار پول همه را به او داد، و به دنبال آن نيز وي را به نزد برادرش‏ حسين(ع) فرستاد.

امام حسين (ع) از آن زن پرسيد: برادرم حسن چه مقدار به تو داد؟ عرض كرد: هزار گوسفند و هزار دينار!
امام حسين (ع) نيز دستور داد همان مقدار گوسفند و همان مقدار پول به آن پيرزن دادند، و سپس او را به همراه غلام خود به نزد عبدالله بن جعفر فرستاد، و عبدالله از آن پيرزن پرسيد: حسن و حسين (ع) چقدر به تو دادند؟ پاسخ داد: دو هزار گوسفند و دو هزار دينار! عبدالله دستور داد: دو هزار گوسفند و دو هزار دينار به او دادند.

چه كسي همانند اين جوانمردان است؟
از كتاب «خصال» شيخ صدوق (ره) روايت شده كه مردي نزد عثمان بن عفان رفت و از او ـ كه بر درب مسجد نشسته بود ـ درخواست بخششي كرد، عثمان دستور داد پنج درهم به او بدهند. آن مرد گفت: اين مقدار دردي را از من دوا نمي‏كند، پس مرا به شخصي راهنمايي كن كه حاجتم را برآورده سازد. عثمان به گوشه‏اي از مسجد كه امام حسن و امام حسين عليهماالسلام و عبدالله بن جعفر در آنجا نشسته بودند، اشاره كرده گفت: به نزد اين جوانمردان برو. آن مرد نيز متوجه آنها شده و حاجت خود را به ايشان معروض داشت.

حسنين (ع) به آن مرد رو كرده گفتند: سؤال جز در يكي از سه چيز جايز نيست: خوني فاجعه آميز، يا بدهكاري دردآور و جانسوز، يا فقري كه انسان را خاكستر نشين كند، اكنون بگو: تو در كداميك از اين سه مورد سؤال مي‏كني؟ پاسخ داد: در يكي از همين سه مورد است! در اينجا امام حسن(ع) دستور داده پنجاه دينار به او بدهند، و امام حسين(ع) چهل و نه دينار و عبدالله بن جعفر چهل و هشت دينار.

آن مرد پول‌ها را گرفت و از نزد ايشان رفت و عبورش به عثمان افتاد، عثمان از او پرسيد: چه كردي؟ و آن مرد داستان خود و كرم و بزرگواري حسنين(ع) و عبدالله بن جعفر را براي او بازگو كرد و عثمان كه دچار شگفتي شده بود گفت: چه كسي همانند اين جوانمردان است، اينان ازسينه علم و دانش شير خورده و خير و حكمت را نزد خود گرد آورده‏اند.
+ نوشته شده توسط هادی مشگان در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 0:15 |
Image of hadimeshgan

 متن زیر دادخواهی یکی از جمع فارالتحصیلان کشور ماست که به خاطر سود جویی شهرداری تهران به مشکل برخورد نموده است و متاسفانه با وجود ارسال مرقومه ذیل به تعدادی از مسئولین کشوری نه تنها تا بحال پاسخی دریافت ننموده است که بعضا مورد توهین هم واقع گردیده است شما هم ان را مرور کنید

اینجانب ........ کارشناس رشته مدیریت  صنایع میباشم که بعد از فارغ التحصیلی در سال 1387 مدتهای مدیدی بیکار بودم ومدتی نیز در مشاغل تخصصی در حوزه های مختلف فعالیت مینمودم و پس از مدتی مجددا بیکار میشدم  لیکن پس از مدتها گذراندن امور به همین منوال و اشنایی با تعدادی از دوستان تحصلیکرده در رشته های مختلف علمی که همگی از نخبگان این مرز وبوم تلقی میشدند قرار شد تا نسبت به افتتاح شرکتی در حوزه فعالیتهای انفورماتیک اعم از تهیه نرم افزار و مونتاژ سخت افزار و مشاوره صنعتی و مدیریت   فعالیت نماییم از همین رو بدنبال تهیه مقدمات انجام کار برآمدیم قبل از همه تهیه محلی برای انجام فعالیت ضروری مینمود با قطعه زمینی که یکی از دوستان در محدوده شهرداری منطقه 4 داشت شروع کردیم و جهت اخذ مجوز به شهرداری منطقه 4 مراجعه نمودیم که اولین سنگ بزرگ برای فعالیت ما را ایجاد نمودند شهرداری در قبال مجوز ساخت جهت فعالیت علمی و تجاری ما مبلغ ناچیزی را مطالبه نمود  مبلغ صد میلیون تومانرا از ما مطالبه نمودند ما که تلاشمان را از بدو امر شکست خورده میدیدیم به فکر ملاقات با مسئولان شهرداری منطقه  افتادیم و توضیحات لازم به ایشان ارائه گردید لیکن در قبال تلاشمان فقط  لبخند تمسخر آقایان را تحویل گرفتیم از همین رو به فکر چاره ای دیگر افتادیم و با عنایت یکی از دوستان قرار شد تا از پارکینگ منزل ایشان جهت شروع فعالیتمان استفاده کنیم کار با 4 نفر متخصص شروع شد که همگی دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته های مختلف بودند و در کمتر از یکسال به تعداد متخصصان شاغل غریب به 10 تن رسید که به صورت تمام وقت و نیمه وقت در انجا مشغول بودند  و این شروع خوبی بود لیکن در هنگام شکوفایی فعالیتمان باز هم با دستگاه عریض و طویل و سودجویی به نام شهرداری برخورد نمودیم اری شهرداری با استناد به اینکه ملک مزبور (که کلنگی هم میباشد) دارای مجوز ساخت نیست و حالا درآن  فعالیت تجاری هم انجام پذیرفته با استناد به قانون ماده صد شهرداری   ضمن پلمپ محل کار ما خواستا ر مبلغ 280000000 آری دویست و هشتاد میلیون تومان گردید از قرار هر متر مربع چها ر میلیون تومان و یا به عبارت بهتر بازهم  بیکاری بازهم نا امیدی  وبازهم سرخوردگی مجدد بخشی از جامعه فرهیخته و کار آفرین این مرز وبوم وبازهم رفتار غیر مسئولانه ونابخردانه دستگاههای مسئول منجر به بیکاری تمامی افراد و متخصصین مربوطه گردید  که نهایتا یک تن از دوستان ما جناب اقای مهندس عیسی ابادی کارشناس ارشد نرم افزار اخیرا پس از برخوردهای غیرمسئولانه با موضوع فعالیت شرکت از ایران مهاجرت  و در حال حاضر به کشور کانادا عزیمت نموده اند نمیدانم شما اسم این کار را چه میگذارید لیکن به والله سوگند این نحوه عملکرد دستگاه ها و نهادها با جامعه نخبه و اندیشمندان این مرزو بوم بیشتر شبیه به جنایت میباشد تا قانون مداری! در حالی که موج بیکاری در بین جامعه تحصیلکرده ما هر روز رو به فزونی میگزارد پدیده فرار مغزها شکل عمده و گسترده ای به خود گرفته و ناهنجاری و اسیبهای اجتماعی آن هرروز به شکلی تازه بروز و ظهور مینماید گروهی  از این نخبگان گردهم میایند  تا لااقل بتوانند خود با تفکر و استعداد خویش از پس غول عظیم بیکاری در ایند وهیچ توقعی هم از هیچ نهادی در این زمینه ندارند بجای تشویق ایشان و حمایت های مادی و معنوی از انها سنگ جلوی پایشان میشوند وانها را از ادامه فعالیتی که علاوه بر ایجاد اشتغال برای کارشناسان کشور در بلند مدت میتواند باعث افزایش تولید داخلی و نهایتا افزایش ثروت ملی مابشود باز میدارند این در حالی است که تمامی مسئولان کشور به این امر اذعان دارند که برای حل معضل بیکاری در کشور عزم ملی را میطلبد حال از شما تقاضای کمک داریم و در راستای:

1-      حمایت از قشر فارغ التحصیلان دانشگاهی کشور

2-      مبارزه با پدیده بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی

3-      تحقق اصول 27

4-      جلوگیری از فرار نخبگان این مرز وبوم

5-      جلوگیری از بروز نابسامانیهای اجتماعی بیشتردر نتیجه ناامیدی وسرخوردگی قشرمزبور

با توجه به اینکه حضرت حق توفیق خدمتگزاری به این مردم را به حضرتعالی عطا فرموده و امروز قشری که به شما رای داده اند چشم امیدشان به شما نمایندگان فهیم و کارشناس میباشد تاحقوق ایشان را استیفاء نمایید و با عنایت به اینکه قشر فارغ التحصیلان دانشگاهی ما در زمینه حمایتهای قانونی از ایشان به واقع مظلوم واقع شده اند پیشنهاد اینجانب را به نمایندگی از طرف قشر فارغ التحصیلان بیکار کشور بررسی و نسبت به طرح و تصویب ان در صحن علنی مجلس اقدام نمایید البته ذکر این نکته ضروری است این قانون گویا قبلا جهت حمایت از فارغ التحصیلان برخی رشته ها از قبیل فارغ التحصیلان رشته پزشکی و رشته هایی ازقبیل مهندسی عمران و برخی رشته های دیگر تصویب گردیده است لیکن با عنایت به موارد 5 گانه فوق الذکر ضروری مینماید این حمایتها ابعاد گسترده تری به خود بگیرد و کلیه فارغ التحصیلان دانشگاهی و رشته های مورد نظر را شامل گردد

پیشنهاد : به موجب ماده قانونی  و در راستای حمایت از افراد متخصص وکارافرین و مقابله با پددیده بیکاری  کلیه فارغ التحصیلان دانشگاهی بتوانند نسبت به احداث و یا تغییر کاربری املاک اقدام نموده و در این رابطه از کلیه عوارض و جرایم منسوب به قانون شهرداریها معاف شوند

هرچند پیشنهاد فوق نمیبتواند راهگشای تمامی مشکلات ومعضلات مربوط به بحران بیکاری علی الخصوص در جامعه دانشگاهی ما باشد لیکن خود میتواند اغاز گر فرایندی باشد بر شروع  این امر.

امضا محفوظ

 

 

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 15:13 |
Image of hadimeshgan

نشاني دادسراهاي تهران

دادستان عمومي و انقلاب تهران

دادستان عمومي و انقلاب تهران : نام دادسرا
۳۳۹۰۰۶۰۶و۷- ۳۳۱۱۴۱۳۶ : تلفن
: دورنگار
نبش ميدان ۱۵خرداد(۱-۱ معاون دادستان آقاي خلفي ۳۳۱۱۴۱۳۱ ۱-۲ معاون دادستان آقاي بيگي ۳۳۱۱۴۱۳۱ ۱-۳ معاون اجرائي آقاي ذبحي ۳۳۱۱۱۰۳۰ ۱-۴ معاون امور بين الملل آقاي فوائدي ۳۳۱۱۱۰۳۸ ۱-۵ امور زندانها آقاي سالاركيا ۳۳۹۵۹۷۸۴ دادسراي عمومي و انقلاب تهران) : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۱ (شميران)

دادسراي ناحيه ۱ (شميران) : نام دادسرا
: ۲۲۰۰۰۴۳۸ : تلفن
: دورنگار
خ شريعتي –پل صدر –پ ۲ : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۲ سعادت آباد

دادسراي ناحيه ۲ سعادت آباد : نام دادسرا
۹-۲۲۰۷۸۸۸۴ و ۲۲۰۷۷۷۷۸ : تلفن
۲۲۰۷۶۶۷۱ : دورنگار
سعادت آباد - خيابان علامه شمالي - خيابان ۱۸ غربي - پلاک ۲۲ : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۳(ويژه مبارزه با زمين خواری)

دادسراي ناحيه ۳(ويژه مبارزه با زمين خواری) : نام دادسرا
۸۸۸۸۶۶۸۸-۸۸۸۸۶۱۶۱ و ۸۸۸۸۳۴۳۴ و ۸۸۸۸۱۷۲۲ و ۸۸۸۸۱۷۲۴ : تلفن
: دورنگار
ميدان ونک-ابتدای خيابان ملاصدرا-خيابان پرديس-نبش کوچه زاينده رودشرقي : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۴ (رسالت )

دادسراي ناحيه ۴ (رسالت ) : نام دادسرا
۴-۷۷۳۴۱۰۴۱ : تلفن
۷۷۳۴۱۰۴۶ : دورنگار
م.ق رسالت‌– فكله دوم تهرانپارس‌–خ جشنواره جنب ‌فرهنگسرا : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۵ (صادقيه )

دادسراي ناحيه ۵ (صادقيه ) : نام دادسرا
۵-۴۴۰۹۲۹۹۳ : تلفن
۴۴۰۸۹۷۲۴ : دورنگار
فلكه دوم صادقيه –خ- آيت الله كاشاني–بلوار اباذر : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه (۶) خارك

دادسراي ناحيه (۶) خارك : نام دادسرا
۴-۶۶۷۱۳۲۰۱ و ۶۶۷۱۳۱۰۷ و ۶۶۷۱۳۲۱۱ : تلفن
: دورنگار
خيابان انقلاب – خ خارك _ پشت تالاروحدت _ جنب دانشكده علومي قضائي : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۷ (انقلاب)

دادسراي ناحيه ۷ (انقلاب) : نام دادسرا
:۵-۸۸۴۱۵۱۱۱ : تلفن
: دورنگار
محل فعلي دادگاه انقلاب اسلامي –خ شريعتي –نرسيده به چهار راه قصر –نبش خ معلم : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۹ (فرودگاه)

دادسراي ناحيه ۹ (فرودگاه) : نام دادسرا
۴۴۶۵۹۱۵۴ و ۴۴۶۶۵۸۹۴ : تلفن
: دورنگار
فرودگاه مهرآباد : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۱۰ (هاشمي )

دادسراي ناحيه ۱۰ (هاشمي ) : نام دادسرا
۶۶۴۲۰۴۴۳ : تلفن
۵-۶۶۹۳۰۰۸۳ : دورنگار
خ آزادي – روبروي پمپ بنزين – نبش خیابان خوش : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۱۱

دادسراي ناحيه ۱۱ : نام دادسرا
۲-۵۵۳۷۵۷ _۵۵۳۸۵۳۳۰ : تلفن
: دورنگار
خيابان وليعصر(عج) - ضلع غربي ميدان منيريه : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۱۲ (۱۵ خرداد)

دادسراي ناحيه ۱۲ (۱۵ خرداد) : نام دادسرا
۴-۶۶۷۲۴۰۱۲ و ۴-۶۶۷۲۲۵۶۱ و ۶۶۷۲۳۰۷۵ : تلفن
: دورنگار
خيابان خيام – جنب سالن ورزشی هفتم تیر _ محل سابق اداره کل تربیت بدنی : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۱۴ شهيد محلاتي

دادسراي ناحيه ۱۴ شهيد محلاتي : نام دادسرا
۳۳۸۱۳۷۱۴ و ۳۳۸۰۱۵۲۷ : تلفن
: دورنگار
خيابان نبرد – بلوار شهيد محلاتي- بلوار ابوذر بين پل ۴ و ۵ : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۱۶ (بعثت )

دادسراي ناحيه ۱۶ (بعثت ) : نام دادسرا
۵-۵۵۳۲۱۵۲۰ : تلفن
۵۵۳۲۴۱۰۰ : دورنگار
ضلع شمالی ترمینال جنوب : آدرس

——————————————————————————–

دادسراي ناحيه ۱۸ (شهيد مطهري )

دادسراي ناحيه ۱۸ (شهيد مطهري ) : نام دادسرا
-۶۶۲۲۴۴۶۹ : تلفن
۶۶۲۲۱۷۰۰ : دورنگار
محل فعلي م.ق شهيد مطهري – جاده ساوه – چهار راه يافت‌آباد – بلوار معلم بعد از ميدان – پ ۲۱۶ : آدرس

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 14:24 |
Image of hadimeshgan

بحرین و امارات استان های جدید التاسیس ایران هستند

 و امیدواریم تا روزی این تکه های جدا شده از

 میهن مجددا به ما باز گردانده شوند

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 1:29 |





Powered by WebGozar