تبليغاتX
hadivebnegar
Image of hadimeshgan

آیت‌الله صانعی العظمي با انتقاد شدید از وضعیت اقتصادی جامعه گفت: «امروز گرانی مردم را بیچاره کرده است.»

به گزارش ایلنا: «میرحسین موسوی» در ادامه دیدار خود با مراجع دقایق پیش با «آیت‌الله صانعی» دیدار کرد.
این مرجع تقلید در بخشی از سخنان خود با انتقاد از وضعیت اقتصادی جامعه به گرانی نان اشاره کرد و گفت: «زمزمه‌ای می‌شنوم که نان را می‌خواهند گران کنند باید پناه به خدا برد جمهوری اسلامی نیامده که نان را گران کند.»

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود در مورد لزوم مقابله با تحجرگرایی مطالبی فرمودند.
همچنین آیت الله صانعی از برخی عوام‌فریبی‌ها و گداپروری به شدت انتقاد کردند.
نظرات كاربران:
با سلام
بهتر بود در عنوان خبر نیز از آیت الله استفاده می کردید.
قابل توجه دولت خدمتگذار
با آرزوي توفيق وسلامتي براي ايشان
درودبرآيت اله صانعي.باتوجه به اينكه گراني كمر مردمرا داردميشكندبه داداين ملت برسيدومردم را ازاين گراني نجات دهيد.
درود خداوندبرآیت الله صانعی.
بالاخره حرف دل مارا زداما گوش شنوا کو.کمرمازیربارگرانی شکست.خداوند به دادمابرسه
ضمن سلا م واحترام به آیت الله عظمی صانعی ،باید تاسف خوردبرای قشر مستضعف که همه بار انقلاب وجنگ روی دوش آنها بودولی اکنون نیز بیشترین فشار اقتصادی رادارند تحمل میکنند ودولت تازه به دوران رسیده و گدا پرور فعلی با توزیع رایگان سیب زمینی مانده در انبارها به دلیل بی برنامگیش ، ضمن اهانت به این قشر رنج دیده حهت خرید آرای آنها بی شرمانه اهانت میکند .
ايت الله صانعي كسي بود كه با داشتن قدرت از قدرت كنار كشيد ويكي از عالمترين مراجع به مسائل روز است خدا حفظش كند
سلام ودرود ما بر این مرجع فرهیخته و دلسوز.
كو گوش شنوا
امیدورام مراجع تقلید و علما ریشه ای تر وارد میدان شوند. مشکلات اساسی ما بسیار فراتر از گرانی نان است...
به یکی از طرفداران آقای احمدی نژاد که اتفاقا روحانی هم بودند گفتم آقای صانعی چنین مطالبی گفتند . حرف ایشان عجیبو شگفت انگیز بود که گفت : کی گفته صانعی آیة الله شده ؟!
از خبر رسانی تقریبا بی طرفانه ی تابناک تشکر کامل دارم. آخه کم پیش میاد از آقای صانعی (این مرجع تقلید بزرگ) خبری پخش بشه. نه که کم ولی کم انصافی میشه نسبت به ایشون.
خداوند عالمان کشورمان را حفظ نماید....
+ نوشته شده توسط هادی مشگان در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 23:42 |
Image of hadimeshgan

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 23:34 |
Image of hadimeshgan

به مناسبت وفات خانم فاطمه معصومه(س)

بى‏بى! ... سلام! باز هم آمده‏ام، با دلى لبريز از شوق، با چشمانى در انتظار، آمده‏ام تا يك بار ديگر در «آستانه‏»، سر ادب در «خاك تواضع‏» نهم و رازمگو را، همچون سفره دل عاشقان مهجور، پيش تو بگشايم. زمانه غريبى است، «بوى غربت‏» چيزى نيست كه مشام ما آن را حس نكند، اما ... «عطر آشنايى‏» هم وجود دارد.

اگر عده‏اى «ولايت‏» را همچون طعامى دير هضم مى‏يابند، انبوهى عظيم هم، آن را همچون «شراب طهور»، همچون «تسنيم‏» و «كوثر» مى‏دانند و جرعه جرعه جان‏ تشنه خود را از زلال آن سيراب مى‏كنند.
 
بى‏بى‏جان! اگر كسانى تجربه «زيستن بى‏ولا» را مى‏آموزند كه در حقيقت، نوعى‏مرگ تدريجى است جماعت اين مملكت نيز، «زندگى بدون ولا» را غير ممكن‏مى‏دانند و با «ولايت‏»، عشق مى‏كنند، با «محبت‏» نفس مى‏كشند، با «مودت‏ذى‏القربى‏» زنده‏اند. «كوثر اهل بيت‏»، براى اينان مايه حيات و سرمايه بركت است.

بانوى معصوم!... بگذار جمعى فراريان از دين، گريزپايان از معنويت، دلباختگان به آزادى! به‏مقدسات، پوزخند بزنند. اين ميزان شعورشان را نشان مى‏دهد. اينان چه مى‏فهمند «عصمت‏» و «عفاف‏» چه رنگ است! چه مى‏دانند "تعالى‏روحى‏" چه صيغه‏اى است! در اين عرصه، بايد خانواده‏هاى شهدا لب به سخن بگشايند و سرود ايمان سر دهند و شعر باور بسرايند.

بايد فرزندان «فقه‏» و «فتوا»، تجربه برترين «قانون‏مدارى‏» را در سايه‏ «تعبد» بازگو كنند. از خفاشان خو گرفته به ظلمت و گريزان از نور، چه انتظارى است كه به ستايش ‏خورشيد بپردازند! مگر كسى كه صحن و سراى دلش را از ولاى بيگانه نشسته باشد، مى‏تواند «ذوى‏القربى‏» را مهمان خود كند؟

مگر محبت «بت‏» و «خدا» در يك دل مى‏گنجد؟ از آنان كه «صنم‏» را از «صمد» نمى‏شناسند، چه انتظارى است؟
بى‏بى‏جان! بانوى عصمت و عفاف! چه مى‏توان كرد كه دلهايى، هوس حضور در سواحل‏درياى تركيه دارند، جانهايى، در لجنزار غرب، سيراب مى‏شوند، كسانى هم در پى‏فسق و گناه‏اند، اما پشت‏شعار «آزادى‏» سنگر گرفته‏اند.

از اينها كه بگذريم، ميليونها دل عارف و جان‏شيفته است كه يك لحظه حضور دررواق روشن يك «حرم‏» را با عمرى تنفس در عفونت‏آباد فرنگ، عوض نمى‏كنند. دو ركعت نماز خاشعانه در حريم يك «ولى خدا» را به هيچ لذت و تفريحى‏نمى‏فروشند.

وقتى يك «زيارت با معرفت‏» برابر با هزار حج و عمره مقبول است، كدام‏سرمايه‏گذارى به سودآورى و بهره‏ورى اين «تجارت معنوى‏» مى‏رسد؟

اصلا آيا آن چشم و گوش بسته‏ها، مى‏دانند «زيارت‏» چه طعمى دارد؟ آنها كه جز «شكم‏» و «شهوت‏»، چيزى درك نمى‏كنند، برايشان لرزيدن شانه‏هاى‏يك «زائر» در برابر يك «ضريح‏»، گنگ و ناشناخته است، جارى شدن اشك برپهناى صورت و هق‏هق گريه‏هاى عاشقانه، نامفهوم است.

بانوى نجيب عترت خدا را شاكريم كه طعم محبت‏شما را به ما چشانده است. مى‏فهميم كه «توسل‏» يعنى چه؟ «تبرك‏» را لمس مى‏كنيم و باور داريم. پشتوانه‏اى داريم، نامش «شفاعت‏» است! از سير و سلوكى برخورداريم، با عنوان‏«تقرب‏». باز هم شكر. اينها سرمايه‏هاى ماست. خدا كند كه اينها را نبازيم.

از شما آموخته‏ايم كه «فقر پاك‏»، بهتر از «ثروت ناپاك‏» است. «گمنامى‏» هم اگر با «ديندارى‏» همراه باشد، باز هم خريداريم.

معصومه عصمت آموز! كريمه اهل بيت! ما هنوز هم محتاجيم و نيازمند. نياز ما به قدر كرم شماست. ما را رها نكنيد، دوست داريم همچنان اسير شما باشيم، بسته درگاهتان، دلبسته مودتان.

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 و ساعت 4:40 |
Image of hadimeshgan

مهدي كروبي خطاب به شوراي نگهبان:
نكند سخنان رهبري به گوش آقای جنتي نرسيده!
مهدی کروبی کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  و دبیر کل حزب اعتماد ملی عصر امروز با ارسال نامه ای صریح و تند به شورای نگهبان اعتراض خود را به جلسه ای که آن شورا با ناظرین خود در خصوص انتخابات ریاست جمهوری اخیرا داشته و در آن جلسه آیت الله جنتی از احمدی نژاد حمایت کرده، ابراز داشته  و این اقدام وی را عدول از سیاست اعلام شده از سوی رهبری نامید.
 
 کروبی در ابتدای نامه خود با ذکر جایگاه قانونی شورای نگهبان در پاسداری از دین و قانون  و موقعیت منحصر به فرد آن، آورده است " بدیهی است نقش شورای نگهبان در این مورد حساس‌تر خواهد بود و ناظران این شورا باید کاملا بی‌طرف باشند و از جایگاه قانونی آن پاسداری کنند و این جز فلسفه وجودی ناظر نیست که ناظر جانبدار اصولا ناظر نیست، بازیگر است."
 
کروبی اضافه نموده: "اکنون در شرایطی که دو ماه و اندی به انتخابات مانده است و در موقعیتی که فضای جامعه ایران به ‌شدت سیاسی و تحت تاثیر انتخابات ریاست‌جمهوری در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ است متاسفانه از برخی اعضای شورای نگهبان رفتاری دیده می‌شود که ناقض جایگاه قانونی این نهاد است."
 
سپس کروبی با هدف قرار دادن آیت الله جنتی به عنوان قدیمی ترین عضو این شورا آورده "در جلسه‌ای که اخیرا برای ناظران این شورا در انتخابات ۲۲ خرداد برگزار شده است به ستایش یکی از نامزدهای انتخابات (شخصی که هم‌اکنون رئیس‌دولت است) می‌پردازد و از سیاست‌های او در محو فقر و تبعیض و محرومیت‌زدایی تجلیل می‌کند" و اضافه می نماید: "این تخلف آشکار از جایگاه قانون شورای نگهبان درست در زمانی رخ می‌دهد که مقام معظم رهبری در سخنرانی مهم خود در آغاز سال جدید در مشهد مقدس بر بی‌طرفی همه نهادهای حکومتی در انتخابات ۲۲ خرداد تاکید کرده‌اند و میان رای شخصی و وظیفه قانونی نهادهای حکومتی تفکیک قائل شده‌اند."

کروبی در این فراز از نامه خود خود آیت الله جنتی را به برخورد گزینشی و سلیقه ای با بیانات رهبری متهم نموده و می نویسد "ممکن است گمان کنیم سخنان رهبری به گوش آیت‌الله جنتی نرسیده باشد و ایشان به علت طولانی بودن تعطیلات نوروز موفق به دریافت سخنان رهبری نشده‌اند، اما آیت‌الله جنتی در همان جلسه از اینکه رهبر انقلاب امسال را سال اصلاح الگوی مصرف نامیده‌اند سخن رانده‌اند و این نشان می‌دهد که متاسفانه در برخورد با راهبردهای بیان شده توسط رهبری برخورد گزینشی و سلیقه‌ای دارند."

وی سپس می نویسد "اکنون که ایشان قصد دارند شورای نگهبان را از نهادی قانونی به حزبی سیاسی تغییر دهند این حق را برای خود قائل هستیم که از سلامت انتخابات نگران باشیم. در واقع هنگامی که پیر شورای نگهبان از نامزدی خاص در جمع ناظران دفاع می‌کند از ناظران جوان آن چه انتظاری می‌توان داشت که جز این دریابند که باید همان فرد خاص برنده انتخابات ۲۲ خرداد باشد؟"

کروبی آنگاه با ذکر انعکاس این موضوع در رسانه های بیگانه و سوء استفاده آنها می نویسد "آنها نه تنها شورای نگهبان که نظام را به جانبداری در انتخابات متهم کرده‌اند؟ آیا نباید از حیثیت نظام در این مورد دفاع کرد؟ شورای نگهبان برای این تاسیس شده که اگر نهادی یا گروهی تخلفی را در انتخابات انجام داده به آن شکایت ببریم اکنون ما از جناب آقای جنتی دبیر محترم شورای نگهبان به کجا شکایت بریم؟"
 
مهدی کروبی نتیجه می گیرد " چاره‌ای نمی‌ماند جز از آنکه از خود اعضای شورای نگهبان به‌ویژه آیات محترم آقایان مؤمن و یزدی بخواهم به جناب آقای جنتی تذکر داده شود و تاکید می‌کنم که ورود به انتخابات به‌ویژه این دوره مستلزم سختی‌های بسیاری است که بخشی از آن به رقابت‌های درونی جناح‌ها و بخشی دیگر به جناح‌های سیاسی مقابل باز می‌گردد."
 
وی در پایان نامه به مشکلات دوره گذشته خود در انتخابات اشاره نموده و نوشته "اینجانب در این انتخابات و دوره گذشته از گروه‌های همسو و از مسوولین اجرایی و نظارتی بی‌مهری‌های بسیاری دیده‌ام و تحمل کرده‌ام و با نقض حقوق قانونی و نادیده گرفتن آرای مردمی روبه‌رو بوده‌ام. لکن هشدار می‌دهم که با مشاهده هرگونه نشانه‌ای از تخلف و بی‌طرفی نهادهای اجرایی و نظارتی برخورد علنی می‌کنم و آن را با مردم و رهبری در میان می‌گذارم و اجازه نمی‌دهم در حق کسانی که از رای خود استفاده می‌کنند اجحاف و ظلم شود. نتیجه انتخابات می‌تواند خلاف رای من تحقق یابد و هر کس که رای مردم را به دست آورد رئیس‌جمهور قانونی کشور است و ما نیز به رای مردم تمکین می‌کنیم اما تسلیم تخلف نخواهیم شد.

هشدار فقهای بزرگ و حقوقدانان گرامی شورای نگهبان به اعضایی که از جایگاه و حدود قانونی خود تجاوز می‌کنند پاسداری از جایگاه شورای محترم نگهبان است و پاسداری از جایگاه شورای نگهبان پاسداری از سلامت و آزادی انتخابات است."
نقل ازبازتاب
 
+ نوشته شده توسط هادی مشگان در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 و ساعت 4:14 |
Image of hadimeshgan

میر حسین موسوی در کنفرانس مطبوعاتی
دنبال مافیای خیالی نفتی نخواهم بود
میر حسین موسوی عصر امروز با حضور در جمع خبرنگاران کنفرانس مطبوعاتی آغاز فعالیت های انتخاباتی خود را برگزار نمود.

 در این جلسه که بسیاری از رسانه های داخلی و خارجی حضور یافته بودند، میر حسین موسوی ابتدا به توضیح دلایل حضورش در این دوره از انتخابات اشاره و در این ارتباط سه دلیل را برشمرد.

او مشکل قانون گریزی را بعنوان اولین عامل نام برد و افزود: اجرای قانون هر چند در شکل صوری، قدم اول برای حفظ و حراست از کرامت انسانی و حفظ منافع ملی است.

موسوی با بیان اینکه وقتی شرایطی ایجاد کنیم که قانون‌گریزی نه یکبار بلکه بارها تکرار و تبدیل به رویه شود باید نسبت به نظام خود احساس خطر کنیم و ادامه داد: ممکن است قانون‌گریزی با نیت خوب هم صورت گرفته باشد اما فکر می‌کنم هیچ مساله‌ای بالاتر از اجرای قانون نباشد.

وی دومین دلیل عمده حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری را برهم خوردن ساختارهای تصمیم‌گیری در کشور عنوان کرد و گفت: مسأله دوم به هم زدن ساختارهایی در سیستم تصمیم‌گیری است که به هم خوردن آنها امکان تصمیم‌گیری عقلانی را در کشور از بین می‌برد و حفظ این ابزارها بسیار مهم است. وقتی در نظام تصمیم‌گیری درست را به هم بزنیم به قهقرا می‌رویم.

موسوی با نام بردن از مسأله عدم شفافیت گردش اطلاعات در کشور به عنوان سومین دلیل حضورش افزود: بنده نه یک بار، نه دوبار، نه ده بار بلکه بارها این مسأله را دیده‌ام که مردم، نخبگان و همه قشرهای ما با آمارهای متفاوتی مواجه شده‌اند و امکان تشخیص درست را از دست داده‌اند. وقتی گردش آزاد اطلاعات در کشور وجود نداشته باشد امکان تصمیم‌گیری درست از بین می‌رود و یکی از اساسی‌ترین حقوق ملت از آنها سلب می‌شود.

کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری از پدید آوردن ثبات مدیریتی به عنوان مهمترین اقدام خود پس از انتخاب نام برد و گفت: اگر از من سوال می کنید در قدم اول چه کاری باید صورت بگیرد می گویم قدم اول ثبات مدیریتی در کشور باید ایجاد شود و با باز نگری در بودجه تغییراتی را در آن ایجاد کرد، و در قدم های بعدی راه اندازی تولید و امید دادن به مردم ، بخش خصوصی و نیروی کار را باید در دستور کار قرار داد. وی کنترل افزایش نقدینگی و ثبات ارزش پول کشور را از دیگر سیاست ها دانست و گفت: دشوارترین مشکل دولت تورم و بیکاری است و این جز با نگاه نو به بخش خصوصی و تولید حل نمی شود.

سپس موسوی به سئوالات خبرنگاران پاسخ گفت؛
 
موسوی در پاسخ به سوال خبرنگار الجزیره در باره رابطه ایران و آمریکا و موضع گیری های اخیر باراک اوباما با تکرار موضع رهبر انقلاب گفت: لحن اوباما نسبت به رییس جمهور قبلی تفاوت کرده و منتظر می مانم که ببیینم این تفاوت ها چه تغییرات عملی در سیاست های آمریکا خواهد داشت البته سخنان اخیر اوباما در پراگ بر سخنان نوروزی سایه انداخته و وی اتهاماتی را متوجه ایران کرده و ادامه این اتهامات می تواند بر ارتباط ایران و آمریکا سایه اندازد ما منتظریم ببینیم قدم های بعدی به کجا خواهد کشید.

موسوی در پاسخ به پرسش دیگری پروژه امنیت اجتماعی را زیر سئوال برد و گفت: پروژه امینت اجتماعی اثرات سوء دارد و تامین کننده اهداف نظام ما نمی باشد و همه مسایل اجتماعی با تکیه بر مزیت های ما در اعتماد به جوانان و زنان باید تهیه شود و به صورت آمرانه و خشن هر نوع برخوردی که داشته باشیم آثار مثبتی نخواهد داشت. وی تاکید کرد: بخشی از برخوردها اساسا موضوعیت نداردو با سو نیت انجام می شود و این به حساب نظام گذاشته شود و من این گشت ها را جمع خواهم کرد.

میر حسین در مورد به گزینش و بکارگیری افراد با سلایق مختلف اشاره نمود و گفت: "هر کسی که بتواند به کشور خدمت کند باید از او استفاده کرد من مخالف تغییرات اساسی در نیروهای وزارت خانه ها و تغییرات کامیونی نیروها هستم و باید از مدیرانی با تجربه قدیمی استفاده کرد و مدیران جدید را جذب کرد. من در زمان جنگ این کار را می کردم. در دولت من در زمان جنگ 9 نفر بودند که کاملا با مشی کلی دولت مخالف بودند و ما هم اطلاع داشتیم اما با هم برای اعتلای کشور کار می کردندو نتایج خوبی می گرفتیم در آینده هم اینگونه خواهد بود."

در ادامه خبرنگار خبرگزاری فرانسه از او پرسید، گفته می شود شما شخصیت میانه رویی دارید چه کارهایی انجام خواهید داد که چهره جمهوری اسلامی نه افراط و نه تفریط باشد و نظر شما درباره هولوکاست چیست؟

موسوی پاسخ داد، یکی از آسیب های ما در سیاست خارجی افراط و تفریط هاست در جایی ما تند رفتیم و در جایی مجبوریم کند برویم و این جریان ها به منافع ما لطمه جدی زده است درباره هولوکاست اسلام کشتن یک فرد را بر نمی تابد و این چهره اسلام است. بحث هولوکاست بحث اینکه چه تعداد یهودی بودند نیست، بحث این است که آیا از هولوکاست که جنایتی اتفاق افتاده فلسطینی ها چه گناهی دارند و چرا باید تقاص جنایت نازی ها را پس بدهند اگر از این منظر نگاه کنیم خواهیم دید که ما مطابق همه هنجارهایی که بشریت به آنها معتقد است صحبت می کنیم.

آخرین نخست وزیر ایران با اشاره به مشکل عدم اعتماد به نسل جدید گفت: یکی از مشکلات ما در مورد جوانان این است که اعتماد ما به جوانان کم شده و به محض اینکه کمی ظاهر آنها با ما تفاوت می کند هزار سو ظن در ذهن ما برانگیخته می شود. مورد دیگر این است که نهاد خانواده در کشور ما هنوز مهم است و همه متعلق به خانواده های بزرگی هستم . خانواده ها بزرگترین کنترل کننده سلیقه های گوناگون هستند.

موسوی با مخالفت خود به تقسیم افراد یک خانواده به خودی و غیر خودی گفت: مشکل از اینجا شروع می شود که ما در یک خانواده بزرگ عده ای را خودی و عده ای را غیرخودی می نامیم و نتیجه آن نوعی جدایی بین نسل های گوناگون است در حالی که در نهادهای سنتی که از ارزش های زیبای مذهبی متاثر هستند این جدا سازی ها وجود نداد.


در ادامه کنفرانس مطبوعاتی میرحسین موسوی خبرنگاری این سوال را مطرح کرد که در صورت انتخاب با توجه به اینکه مشاور آقایان هاشمی و خاتمی بودید آیا برای مشاوره گرفتن از آنها استفاده می کنید یا نه؟

موسوی در پاسخ به این سوال گفت: در مورد اقای خاتمی و آقای هاشمی به مشاورت این دو افتخار می کنم و هر کسی هم که رییس جمهوری باشد با طیب خاطر نظراتم را به ایشان اعلام کنم. من در آینده جرات نمی کنم به آقای خاتمی پیشنهاد شغلی بدهم هر چند از کمک ایشان استفاده خواهم کرد و انتظار دارم پیش از انتخابات نیز ما را مساعدت کنند و از مشورت های ایشان استفاده خواهم کرد. همانگونه که علاقمندم از نظرات همه شخصیت ها با هر گرایشی استفاده کنم.

میر حسین در تبیین برنامه های اقتصادی خود گفت: ما باید فضای کسب و کار را بهتر کنیم و این اراده ای قوی می طلبد و نیازمند همکاری همه قوا هستیم. ما باید جلوی فساد مالی را بگیریم اما منظور من این نیست که باید دنبال مافیای نفتی خیالی باشیم، اما با روش های اجرایی و مصوبات می توان زمینه های جرم خیری را کم کرد و در نهایت اگر فاسدی پیدا شد با همکاری قوه قضاییه باید عمل کرد.

میرحسین موسوی ادامه داد : بخش خصوصی از شناور بودن سیاست ها می ترسد. کسی که زحمت کشیده و با خون دل سرمایه ای جذب کرده با وجود سیاست های شناور نمی تواند سرمایه گذاری خوبی داشته باشد وقتی ما در سه سال سه رییس بانک مرکزی عوض کنیم طبیعی است که سرمایه گذار داخلی و خارجی حاضر به مشارکت نیست. من حمایت از تولید کننده داخلی را نیز به عنوان یکی از برنامه ها دنبال خواهم کرد در دوران جنگ هم این برنامه را دنبال می کردم. برای همه ما باید دردناک باشد که پسته کالیفرنیایی در آجیل ما باشد امروز همه خبر دادند که صادرکنندگان خارجی مستقیم با کارخانه هایی که سالها رشد کردند تماس می گیرند که تولید را متوقف کرده و کالاهای آنها را به فروش برسانند.

موسوی در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسید سیاست خارجی شما چگونه است و دولت نهم نگاه به شرق را مطرح کرد حال شما چه برنامه ای دارید؟

پاسخ داد: ما به دنبال تامین منافع ملی به صورت حداکثری هستیم و این کار نباید همراه با زیاده روی ها و تندروی ها بشود که به ما لطمه بزند، همچنین من سیاست تنش زدایی را در پیش خواهم گرفت و تلاش می کنم اعتماد سازی کنم و بدبینی های تصنعی و مربوط به موضع گیری های افراطی را از بین ببرم. درباره رابطه شرق یا غرب آنچه تعین کننده است حفظ منافع ملی ماست و ما می خواهیم با همه کشورها چه شرق و غرب ارتباط داشته باشیم.

موسوی ادامه داد: بنده در صحبت های اخیر اشاره کردم کشوری در صحنه جهانی می تواند موثر باشد که با دست پر به این مصاف برود.
وی با ذکر مثال آمریکا گفت: آمریکا قدرت بزرگی است و با ما مشکل دارد و می خواهد با ما برخورد کند ولی اول با اروپا هماهنگ می کند اما ما که می خواهیم درباره دنیا عمل کنیم چه متحدانی داریم؟ چقدر از مزیت های نسبی که در منطقه داریم استفاده کردیم؟ برنامه روشن برای ایجاد ارتباط خلاق و سازنده با کشورهای همسایه و آسیای مرکزی و قفقاز که مناطق تاریخی برای حضور ما هست نداریم. ما حتی در سازمان همکاری های شانگهای حضور روشنی نداریم.
وی خاطرنشان کرد: البته ما دوستان محکمی داریم که باید آنها را به عنوان سرمایه حفظ کنیم و روابطمان را با آنها تقویت کنیم اما در عین حال به ظرفیت سازی برای روابط جدید نیاز داریم . دولت بعدی هر که باشد بهتر است به سمت دوستی با ملت ها پیش برود و تنش ها را از بین ببرد و این برای توسعه داخلی ما بسیار حیاتی است.

خبرنگار نیویورک تایمز نیز با اشاره به فضای بسته کشور نسبت به گذشته پرسید آیا می خواهید این فضا را باز کنید و با توجه به فشارهای زمان آقای خاتمی چگونه این کار را می کنید ؟

میر حسین در پاسخ به این سئوال گفت: روش من اجرای دقیق قانون در این زمینه هاست اعتقادم این است که محدودیت ها پاسخ نمی دهد و مدیریت فضای سیاسی و فرهنگی کشور با مزیت های تمدنی و فرهنگی و اعتماد به مردم و سرمایه اجتماعی این قدرت را به ما می دهد که جریان توسعه یافتگی را تشدید کنیم .
+ نوشته شده توسط هادی مشگان در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 و ساعت 4:0 |
Image of hadimeshgan

سخنراني تند ميرحسين در جمع مسئولان ستادهاي استاني؛
دولت به مردم گزارش دهد 270 ميليارد دلار پول نفت كجا و چگونه هزينه شده

مير حسين موسوي، كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در جمع مسئولان ستادهاي انتخاباتي استاني خود به بيان صريح مواضع و انتقاداتش نسبت به روند موجود و عملكرد دولت نهم پرداخت.

 مير حسين در سخنراني تند خود، نخست به وجود خطراتي براي كشور با روند موجود اشاره نمود و گفت: روندها، روندهای مناسبی برای پیشرفت کشور نیست و خطراتی متوجه کشور است و برنامه‌هایی که اجرا می‌شود، شایسته خواسته‌های بحق مردم نیست و اضافه کرد، حرکت‌ها متناسب با عظمت انقلاب و اهدافی که انقلاب اعلام و ظرفیت‌هایی که انقلاب ایجاد کرده، نیست و چه بسا انحرافاتی هم در این زمینه باشد.

سپس موسوی با طرح این پرسش که آیا اسلامی که معرفی می‌کنیم در برخی برنامه‌هایمان، با آنچه اول انقلاب می‌گفتیم، سازگاری دارد یا نه، تأکید کرد: اضافه‌ بر آن، مشکلاتی هم در سطح کشور داریم که به ویژه اگر برخی از آنها ادامه یابد، خطرزاست.

مير حسين ادامه داد: نمی‌خواهم بگویم این مشکلات عمدی است یا بنا بر سوءنیت رخ می‌افتد، اما به هر دلیلی، آثارش برای کشور ما خطرزاست. به همین دلیل، باید به آنها توجه کنیم، از جمله این موارد بی‌اعتنایی به قانون است که مهمترین مشکل کنونی به شمار می‌رود.

موسوی توضیح داد: اگر ما در کشور عادت و رویه‌ای ایجاد کنیم که ارکان نظام و آنچه طراحی کردیم، نفی شود و عادت کنیم قوانین و مقرراتی برای ما مصوب شود و ما آنها را دور بزنیم و چون با سلیقه ما سازگار نیست، رعایت نکنیم و این کار پنج یا ده سال ادامه پیدا کند، معلوم نیست که در این مدت چه چیزی برای نظام باقی می‌ماند. در شرایطی که قانون، مجلس و مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام بی‌اعتبار می‌شود و این رویه و عادت ‌شود، همه چیز برای چنین کشوری امکان‌پذیر است و هر نوع اتفاقی را می‌توان پیش‌بینی کرد.

نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس افزود: در ارایه بودجه، درباره پاسخگویی به گزارش‌های دیوان محاسبات، مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام و در رابطه با نوع برخورد ما با اسناد فرا دستی مثل سند چشم‌انداز بیست ساله یا برنامه چهار ساله و... مواردی را می‌یابیم که در آنها به طور روشن از الزامات این نوع اسناد و قوانین سرباز زدیم.

موسوی ادامه داد: دیوان محاسبات به عنوان مهمترین دستگاه ناظر به بودجه کشور گزارش می‌دهد و بحث چند هزار تخلف که در بخشی از آنها فراتر رفتن از قوانین و عدم واریزی یک میلیارد و 150 میلیون دلار به خزانه کشور وجود دارد، مطرح می‌شود. اگر دقت کنیم می‌بینیم که مهمترین وظایف مجلس تصویب بودجه و نظارت بر نحوه اجراست.
مجلس از طریق بودجه، دولت را کنترل و سیاست‌هایش را اعمال می‌کند. برای درست اجرا شدن این بودجه، دستگاه عریض و طویلی مطابق قانون داریم که در مجلس عمل می‌کند که شاید مهمترین دستگاه نظارتی کشور باشد. گزارشی می‌دهد که رسمی هم هست، در این موارد، اگر ما موضوع را هم قبول نداشته باشیم، باید دلایل و اسناد و مدارک روشنی ارایه دهیم که به طور مشخص در کدام مورد دیوان محاسبات اشتباه کرده است، ولی می‌بینیم دوباره ادعا می‌شود چنین چیزی نبوده و دیوان محاسبات کشور آشکارا در سطح عموم مطرح می‌کند که دولت این میزان تخلف را داشته است و حتی حاضریم در صدا و سیما هم مناظره کنیم.

موسوی گفت: بالاخره تخلفی در این جا رخ داده است. خود این مسأله در سطح عموم مطرح می‌شود و غیر از مضمون این مسأله که اشاره کردم، ظاهر قضیه این است که بالاخره مجلس الزامی کرده است که اجرا نمی‌شود و پاسخ درست داده نمی‌شود. فرض کنید این مسأله ده، بیست، سی بار تکرار و تخلف از قانون یک رویه شود. فکر نمی‌کنید در آن شرایط همه چیز امکان‌پذیر است که رخ دهد؟

مهمترين بخش سخنان موسوي اشاره به موضوع درآمدهاي نجومي چند ساله اخير دولت بود.

وي گفت: مردم مي‌پرسند در این سه، چهار سال اخیر ما به اندازه یک‌سوم کل درآمد نفتی کشور در عرض سی سال درآمد داشتیم و این پرسش هنوز برای ما باقی مانده که این پول کجا خرج شده است؟ نمی‌خواهم وارد این بحث شوم که پول خوب یا بد خرج شده است. تنها می‌خواهیم لیست و سندی به مجلس و ملت داده شود که ما حدود 270 میلیارد دلار پول نفت را کجا هزینه و صرف چه کردیم؟

وی ادامه داد: از مشکلاتمان این است که بر خلاف عهدی که با مردم داشتیم که همه چیزمان در برابر مردم شفاف و روشن باشد، همواره به سمت پنهانکاری بیشتر در مقابل مردم پیش می‌رویم؛ نمونه‌اش هم همین مسائل است که عرض کردم. آنها که فرنگ نشسته‌اند و محاسبات دقیقی دارند، یقینا می‌توانند محاسبه کنند که ما چقدر ذخیره ارزی داریم یا نداریم، ولی کارشناسان مسئول و دلسوز کشور و نمایندگان کشور و مردم ما، به دلیل این‌که اطلاعات پنهانی و سری است، اطلاعی از آن ندارند.

فقط صرف گفتن این که «برای چند دوره دولت‌های بعدی هم ذخیره ارزی داریم» که نمی‌تواند قانع‌کننده باشد، زیرا بر پایه آگاهی و واقع‌بینی، ملت می‌تواند راه خود را برگزیند. به فرض که ما اشتباه کرده و ذخایر ارزی را جای خوبی هم صرف نکرده باشیم و ریخت و پاش هم کرده باشیم و از بین رفته باشد، حق مردم این است که از آن آگاهی داشته باشند. باید بدانیم مردم با حکومت و نظام دشمن نیستند، ولی طالب صداقت و شفافیت هستند.
 
وی یکی از دلایل فساد در کشور را نبود شفافیت خواند و بیان کرد: شفافیت‌سازی، نکته‌ای است که ما باید در سطح ملی دایم خواستار آن شویم تا هر دولتی را که در آینده می‌آید، شاید برای این قضیه متعهد کند. ما باید به سمت شفافیت کامل پیش برویم و مردم را محرم بدانیم. اطلاعات مربوط به بودجه، ارز، معاملات نفتی و پیمان‌هایی که داده می‌شود، باید در اختیار مردم قرار گیرد، اما امروز حتی گاهی این اطلاعات در اختیار متخصصان هم قرار نمی‌گیرد. ما از مافیای نفتی بحث کردیم، اما امروز که این جا نشسته‌ایم به هیچ وجه دست ما به اطلاعات مربوط به نفت و قراردادهای نفتی نمی‌رسد و حتی مجلس هم از بسیاری از این قراردادها آگاهی ندارد. اینها باید برای مردم بازگو و گفته شود، این به سود مردم است.

وی با بیان این که متأسفانه پنهان کردن اطلاعات تبدیل به یک تکنیک شده است، گفت: نظام اجرایی و اقتصادی ما واقعا به راه درست نمی‌رود، مگر این که ما دست از این کارها برداریم. اگر کسری داشته باشیم و آن کسری آشکارا مطرح شود، کمی دردآور هم هست، اما اگر در مجلس گفته شود و مقداری دولت و مجلس خود را جمع کنند و راهکاری برای آن جسته شود، بهتر از این است که کسری‌ها را تحت عناوین گوناگون و تکنیک‌های گوناگون پنهان کنیم. نمی‌خواهم بگویم این تکنیک یا شیوه تازه ایجاد شده است، اما در سال‌های اخیر غلظت عجیبی پیدا کرده است. خود این مسأله باعث می‌شود که نتوان داوری درستی هم در سطح مردم داشت و هم دولت و مجلس را دچار مشکل می‌کند و بحران‌های اقتصادی را ادامه‌دار می‌کند.


مهندس موسوی با ذكر اينكه رهبر گرامی انقلاب اعلام کردند که امسال سال اصلاح الگوی مصرف است، گفت: در این رابطه بحث و گفت‌وگوهای زیادی صورت خواهد گرفت و یکی از مهمترین شعارهایی است که در سال‌های اخیر داده شده و واقعا دقت در آن می‌تواند بسیاری از مشکلات کشور را حل کند. یکی از مواردی که در آن الگوی مصرف باید بازبینی شود، نحوه مصرف منابعی است که در دست دولت است. دولت دارای بزرگترین منابع است و خود بزرگترین مصرف‌کننده است. دولت باید الگوی مصرفی برای منابع کشور داشته باشد، مصرف منابع کمیاب برای مقاصد کوتاه مدت و اغراض سیاسی فاجعه ایجاد می‌کند.

وی افزود: وقتی از منزلت‌های سیاسی موقعیت‌های خودمان بجا استفاده نمی‌کنیم و برای مقاصد کوتاه مدت و منافع کوتاه مدت استفاده می‌کنیم، باز هم اتلاف منابع داریم.

موسوی آنگاه به موضوع بهره‌برداري غلط سياسي از ورزش و و آسيب‌هاي آن اشاره نمود و گفت: وقتی ما استفاده سیاسی از ورزش می‌کنیم، این رفتار، وجهه زیبای ورزش و مسابقات ورزشی را تبدیل به مسأله سیاسی می‌کند. مثل مسابقات اخیر ما با جمهوری اذربایجان یا عربستان. چرا باید به گونه‌ای رفتار کنیم که باخت یا برد ما از جنبه عادی خارج شود و باخت ما به عنوان باخت نظام در مقابل این یا آن کشور تلقی ‌شود؟ این‌که تلاش می‌شود در جهان تا اندازه ممکن، ورزش از سیاست به دور نگه داشته شود، به دلیل این نوع مسائل است. اینها نوعی اسراف در استفاده از این منابع کمیاب و از این منزلت‌ها و مسئولیت‌هاست که باید این مسأله را در رابطه با هنرمندان، دانشگاهیان و دانشمندان و استادان مورد دقت قرار دهیم.

وی با تأکید بر اینکه مسأله فقط ورزش و ورزشکاران نیستند، افزود: همه گروه‌های مرجع از جمله دانشمندان و دانشگاه‌ها و دست‌اندرکاران تکنولوژی‌های برتر ما در معرض چنین آسیب‌هایی هستند.

موسوي ادامه داد: نظام باید از همه گروه‌های مرجع و همه قهرمان‌هایش تقدیر کرد، بزرگداشت برای همه دانشمندانش داشته باشد تا در جوانان، نیرومندی و توانمندی را رواج دهد و در دانشمندان و استادان دانشگاه برای پژوهش‌ها، نوآوری‌های بیشتری فعال شود، اما وقتی که همه اینها را برای اهداف سیاسی کوتاه مدت به کار می‌گیریم، به شدت به اهداف اصلی کشور در این رابطه‌ها لطمه وارد می‌کنیم.

موسوی در پاسخ به پرسشی درباره پایبندی‌های حکومت در نظام اسلامی گفت: حکومتی که از عنصر مذهب استفاده می‌کند، بار سنگین‌تری بر عهده دارد. صداقت و صمیمیت در این رابطه و استفاده بهینه و درست و مشروع از همین مشروعیت مذهبی یکی از مهمترین مسائل است. استفاده ابزاری از دین و ایمان مردم به مشروعیت نظام آسیب می‌رساند. ما نباید ضعف‌های خودمان را با استفاده از احساسات مذهبی مردم جبران کنیم.

میرحسین موسوی درباره رأی‌های خاموش در جامعه تأکید کرد: این آرا، ترکیبی است. بخشی از این آرا، متعلق به قشرهای پایین دستی است که از همه چیز مأیوس شده است. مشکل درمان، مسکن، ازدواج، اعتیاد و بیکاری در این قشر وجود دارد؛ افرادی هستند که دو شیفت و سه شیفت کار می‌کنند یا زن و شوهرهایی هستند که هر دو با وجود کار و فعالیت مشکلات مالی دارند یا خانواده‌ای هست که فرزندانش به سن کار رسیده‌اند و مشکلات بیکاری، مسکن و ازدواج دارند. این افراد رقم بالایی را در جامعه تشکیل می‌دهند. خدمت به مردم رسیدگی به این قشرهاست.

موسوی تصریح کرد: باید کاری کنیم که امیدی در این قشر ایجاد شود. امروز به مسأله اعتیاد توجهی نمی‌شود. کافی است چشم باز کنیم و ببینیم که این مسأله چگونه بیداد می‌کند.

وی با بیان اینکه احساس خطر کرده‌ام و به صحنه آمده‌ام و با همه نیروهای حزب‌اللهی و طرفدار انقلاب دوست بوده و هستم اظهار کرد: درست این است کسانی که اسلام، ایران و انقلاب را قبول دارند، در کنار هم باشند. ارتباط ما با همه نیروها اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا برقرار است. ما باید سطح دشمنی‌ها را از جامعه کاهش دهیم و صفوف خودمان را برای پیشرفت فشرده‌تر بسازیم.

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 21:1 |
Image of hadimeshgan

چرا پیامبر اسلام ادعای هاله نور نکرد؟!

و پروردگار دانا در آخرین کتاب آسمانی فرمود :«قُل اِنّمَا اَنَا بَشَرٌ مِثلُکَم یُوحَی اِلَیَّ...»؛ ای پیامبر! به مردم بگو من هم مثل شما یک انسانم (نفس می کشم، غذا می خورم، می خوابم، همسر اختیار می کنم، بیمار می شوم، خسته می شوم، سایه دارم و...) در حالی که به من وحی می شود.

زمانی که ابراهیم، تنها فرزند پسر پیامبر اسلام در خردسالی درگذشت به طور اتفاقی در روز مرگ او خورشید هم گرفت (کسوف).
گروهی از مقدس مآب های نادان( به تعبیر امام علی؛ جاهِلٌ مُتَنَسِّک) چو انداختند که آفتاب به خاطر مرگ پسر پیامبر، گرفته!
رسول خدا به محض شنیدن این صحبت، روی منبر رفت و فرمود که خورشید بنا به دلایل طبیعی دچار گرفتگی شده و این کسوف هیچ ارتباطی به مرگ فرزندش ندارد و حتی اگر خود پیامبر هم رحلت کند هیچ رخداد عجیبی در طبیعت رخ نمی دهد.
از این آیه و روایت تاریخی فهمیده می شود که دین اسلام صد در صد مخالف ادعاهای بی اساس در خصوص مسائل ملکوتی و متافیزیکی است و کسانی را که ادعاهای اینچنینی می کنند «شیاد»، «کذّاب»(خالی بند) و خطرناک می داند چرا که در آموزه های عرفانی اسلام آمده است:« آنکه را اسرار حق آموختند؛ مهر کردند و دهانش دوختند».
مثلا زمانی که جعفر فرزند امام هادی، ادعای امام زمانی و ارتباط با عالم غیب کرد و عده ای را گمراه نمود به او لقب «کذّاب» به معنای امروزی «خالی بند» اهدا شد.
از آن زمان تا به امروز، خالی بندها و دین فروش های بسیاری در قامت صوفی، عارف، سیاستمدار، بازاری، مبلغ دین و... ادعاهای کَت و کلفتی کرده و تلاش کرده اند خود را بنده ویژه خدا در زمین معرفی کنند تا از این راه در دل های مردم جا باز کرده و علاوه بر کسب محبوبیت، پایه های جاه و مقامشان را تثبیت نمایند.
این در حالی است که بسیاری از مردان خدا در قامت های گوناگونی از طلبه گرفته تا معلم، کشاورز، نجار، بازاری و... بوده و هستند که ناشناخته اند و یا اگر مردم آنان را به نیکی می شناسند، خود آنان هیچگاه ادعایی نکرده اند زیرا از جانب پروردگارشان اجازه چنین کاری را نداشته و ندارند.
از میان عارفان نامی، تنها حسین بن منصور حلاج بود که افشای اسرار کرد و در نهایت خونش ریخته شد.
این که چه می شود کسی ادعاهای ضخیمی همچون ارتباط با امام غایب، ارتباط با عالم متافیزیک و ملکوت، داشتن هاله نور دور سر و... را می کند دلایل گوناگونی می تواند داشته باشد که کسب محبوبیت برای نفوذ بر مردم، تثبیت پایه های قدرت، پیروزی در یک رقابت حساس، رسیدن به پول و مقام و... از جمله این ادله است.
با این وصف، کاملاً روشن است که چرا فردی در جایگاه رئیس جمهور کشوری همچون ایران که بافتی مذهبی و سنتی دارد، ادعای دیدن هاله نور دور سرش آن هم در سازمان ملل می کند!

بنابراین کاملاً آشکار است که چرا پیامبر اسلام با آن همه مقام معنوی و بزرگی روح، هیچگاه ادعای دیدن هاله نور دور سرش نکرد.

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 21:10 |
Image of hadimeshgan

به نام آنکه همه دوستش داریم. . .

تجمل پرستی جزء خصوصیات اصلی اندیشه و روح غیر متمدن بدوی است. تجمل بدوی مدرن

 با بدوی غیر مدرن، فرق ندارد. تجمل پرستی نیاز روح های سطحی و فقیری است که از

زیبایی های روح و سرمایه های معنوی و چشم اندازها و انقلاب ها و عظمت هایی که در اندیشه

 و علم و هنر و ادب و فلسفه و پروازهای شگفت دل آدمی هست، محروم اند. این حقیقت را در

 مقایسه میان افرادی که از نظر رشد فکری و فرهنگی و اجتماعی، در درجات مختلفی هستند 

 می توان بررسی کرد. ملت ها نیز چنین اند. بر خلاف آنچه در وهله اول به ذهن می رسد

جامعه های عقب مانده بیشتر از پیشرفته ( آفریقا بیشتر از آسیا،آسیا بیشتر از اروپا و اروپا

 بیشتر از آمریکا) لوکس پرستند. در جامعه ما، زنان قدیمی بیشتر از زنان متجدد و زنان عامی

 بیشتر از زنان تحصیلکرده یا روشنفکر جواهربازند. بسیاری از خانم های تیپ علیه عالیه،

 خود را بصورت مجسمه ای می آرایند که بجای توالت (توالت = آرایش) خود را رنگ آمیزی های

 تند و چرب و غلیظی می کنند که فضایی به شعاع چند صد متر را اشک آور می سازند و

مخاط بینی آدم چاییده را به خارش دچار می کنند و وجودشان را به شکل پایه ای در میاورند

 که فقط برای این برپاست که از آن طلا و سنگ های زینتی و جواهر آلات سنگین وزن آویزان

 کنند و بچسبانند، چندان زیاد و پر زرق وبرق و مبالغه آمیز که همپای بوهای تند و تیز توالتش،

 سر و صدای جواهرش در فضا منتشر است. چراکه وجود بی بها و روح بی کرامت و زندگی

مرده ی گنگ و شخصیت بی بو و خاصیت خویش را که هیچ معنایی نمی دهد، می بیند و هیچ

 نشانه ای که بودنش را نشان دهد در خود نمی یابد و رنگی که به وجودش تشخص بدهد و از

 عدم متمایز کند، فاقد است و هیچکس حتی خودش، هیچگاه متوجه نیست که او هست. بنابراین

به ناچار، به زور سرمایه و قدرت و صنعت و افسون هنر و پیشرفتهای فنی در تقلید و تشبه به

 زیبایان از ما بهتران از احجار کریمه و اشیاء گرانبها و سر و صداهای جواهر آلات و رنگ و

 بویی تند و تیز، کرامت و قیمت به عاریه می گیرد و نام و نشان می یابد و وجودش که تجسمی

 از عدم است و تجسدی از پوچی و عبث، معنی و ماهیت پیدا می کند و به یاری این داشتن ها و

 توسل به این بودن ها، عقده گشایی می کند و کمبودها و حتی بی بود ها و نابودهایش را ترمیم

 می کند و خلاصه این بی همه چیز تحقیر شده ی مفقود با اتصال و انتشاب به آن چیزها ، هم

 چیزی می شود(حالا هر چه !) و هم با تشبه به این تعظیم شده ها، عقده حقارتش تخفیف پیدا

 می کند و برایش کم آزارتر می شود و هم با این ظواهر و علائم و آثار و اوصاف مصنوعی

اعتباری، در احساس و ادراک ها نه، ولی لااقل در چشم ها مطرح می شود و هست می شود،

چه روح آدمی از این سه محرومیت سخت رنج می برد و عقده دار می شود و اگر نتوانست از

 طریق طبیعی برخوردار شود بصورت بیمارگونه و مصنوعی و حتی انحرافی و گاه با فساد و

جنایت می کوشد تا عقده گشایی کند و بدست آورد یا به داشتنش تظاهر کند و دیگران و حتی خود

را هم فریب دهد. اینجاست که رابطه میان تجمل و عقب ماندگی دقیقا آشکار می شود و ریشه

 روانی آن و نقش روانی، طبقاتی و اجتماعی آن عمیقا دانسته می شود. درباره آن تیپ زنان

سرخاب سفیدابی که در سفره پارتی ها نمایشی خیره کنند از الماسو زمرد و یاقوت و فیروزه و

 مروارید و طلاآلات می دهند و یک ویترین جواهر فروشی را برسینه حمل می کنند و چند جعبه

 رنگ و چندین بطری عطر را بر سر و رو خالی کرده اند و این نمایشگاه سیار سرمایه و صنعت

 را در زیر خیمه مجلل حجاب، برای تماشاچیان اهل و گوهر شناس افتتاح می کنند که از این

 علائم درخشنده به اصالت خانمی، شرافت خانوادگی و حتی حرمت اخلاقی و قداست دینی و عزت

 و کرامت و نعمت و موهبت الهی سرکار علیه، پی می برند و همه فضائل ناداشته انسان را به

 فضل این داشته ها به ایشان ارزانی می نمایند و بدین طریق ایشان که عبارتند از هیچی در

وسط دو حلقه پدر و شوهر (که این دو نیز تمام شخصیتشان در جیبشان قرار دارد و تمامی معنی

 و فلسفه وجودی شان،موجودی شان) به یاری این وسائل خیره کننده ی جلب کننده ی ارزشمند

 و زیبا و برتری دهنده آن سه عقده حقارت را می گشاید. وی در برابر درخشش زنانی که با

جاذبه های شخصی، فکری، اجتماعی، اعتقادی، هنری و شغلی امکان تجلی جاذبه های زنانه

 و زیبایی های جسمی و جنسی خود را دارند، به محاق می رود و فراموش می شود و ناچار، با

 افراط در استخدام این سمبل ها و استعاره این ارزشها خود را تامین می کند، طرح می کند، اثبات

 وجود می کند، معنی وجودی و شخصیت ممتاز و نمایان می گیرد و مصرانه فریاد می کند که :

ایهاالناس من هستم، ایهاالناس من چیزی هستم

+ نوشته شده توسط هادی مشگان در شنبه پانزدهم فروردین 1388 و ساعت 4:1 |
 Image of hadimeshgan

نقد نوشتن درباره آخرین فیلم تهمینه میلانی کاری بسیار آسان است. زیرا که نوشتن ایرادات مختلف از واپسین ساخته خانم میلانی در مقایسه با آثار قبلی وی کاری دم دستی و راحت است. اما صحبت اینجاست که نوشتن درباره اینکه شخصیت پردازی کار ایراد داشت، دیالوگ های پایان فیلم بسیار شعاری و خنده دار شده بود و یا دلگیر بودن از تصویری که در این فیلم از اهالی رسانه نشان داده شده بود و از همه عجیب تر خودزنی تهمینه میلانی در تصویری که از اهالی سینما نشان داده بود، همگی مسائلی است که می توان از آن داد سخن داشت و شدیداً فیلم سوپراستار را کوبید!


 

 


 

شهاب حسینی و رضا رشیدپور در سوپر استار


 

اما این صحبت ها چه دردی را دوا خواهد کرد؟ ...

 اما این صحبت ها چه دردی را دوا خواهد کرد؟ آیا باعث خواهد شد که تهمینه میلانی در فیلم بعدی خود بهتر از این عمل کند. در حال حاضر هم مهمترین توجیه این کارگردان برای ساخت این فیلم علاقه به فلسفه است و نزدیکی این فیلم به «افسانه آه» که مقایسه ای بس عجیب است و شاید تنها توجیه دیگری باشد از این کارگردان خوب سینمای ایران که با وجود نزدیک بودن فیلم هایش به سینمای بدنه، اما کارگردانی جریان‎ساز است و همین کافیست تا جایگاه او در سینمای ایران مشخص باشد.


هر چند که بیان این موضوع باعث خواهد شد که این نوشته به سمت علائق شخصی سوق پیدا کند، اما بدون شک میلانی همچنان جزء کارگردانان مورد علاقه‎ام است. اما اینکه کارگردان جسور سینمای ایران معلم اخلاق شده است و آن هم به بدترین شکل ممکن به نصیحت مخاطبان خود می پردازد، برای بسیاری از دوستدارانش ناراحت کننده است. فقط در این بین باید به دنبال نشانه ها بود و اینکه چرا تهمینه میلانی تصمیم به ساخت سوپراستار گرفت! 
+ نوشته شده توسط هادی مشگان در شنبه پانزدهم فروردین 1388 و ساعت 3:49 |





Powered by WebGozar