فاطمیون فاطمیه است
شب عزاست امشب
اخر او دخت نبی است
همسر علی است
مادر حسنین است
جده سادات است
همراز شبهای تنهایی علی است
شاهد غربت علی است
چه بگویم
هرچه بگویم باز هم کلمات قاصرند
اخر فاطمه فقط فاطمه است
الحقیرهادی مشگان
فاطمیون فاطمیه است
شب عزاست امشب
اخر او دخت نبی است
همسر علی است
مادر حسنین است
جده سادات است
همراز شبهای تنهایی علی است
شاهد غربت علی است
چه بگویم
هرچه بگویم باز هم کلمات قاصرند
اخر فاطمه فقط فاطمه است
الحقیرهادی مشگان
فاطمیون فاطمیه است
یا علی! مرا شبانه و آن هنگام که چشمها در خواب است غسل بده، کفن کن
و به خاک بسپار. دوست ندارم کسانی که حقم را غصب کردند به تشییع
جنازه من حاضر شوند و یا بر من نماز بخوانند.

یكى از شبهاتى كه از سوی اهل تسنن مطرح مىشود این است كه جریاناتى چون سوزاندن درِ خانه حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و شهادت حضرت محسن(علیه السلام) در جریان هجوم به خانه و ... همه از كارهاى زشت و ناپسندى است كه آن را فقط شیعه نقل كرده و فاقد اعتبار است. ما در این مقاله قسمتى از عبارات و روایاتی كه علماى اهل تسنن از قرن سوم هجرى تاكنون در كتابهاى خود نوشتهاند را خواهیم آورد كه تصریحاً و تأویلاً اشاره به وقایع مذكور دارد.
پس از رحلت نبی مکرم اسلام وقتی که امیرالمومنین علی (علیه السلام) مشغول غسل و کفن نمودن پیامبر(صلی الله علیه و آله) بودند؛ عدهای از انصار و مهاجر در سقیفه جلسهای برای تعیین جانشین پیامبر بر پا کردند. این مردم بیمعرفت به جای این که به فکر انجام مراسم نبی اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اینان تلاش داشتند که روز عید غدیر و معرفی حضرت علی (علیه السلام) را به عنوان امیرالمومنین و وصی پیامبر اکرم به ظاهر به فراموشی بسپارند و به دنبال هوای نفس خود باشند. در این بین تعدادی انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبیر که از مدافعان امیرالمومنین بودند و پایبند به وصیت نبی مکرم؛ به عنوان اعتراض به سقیفه و دفاع از امیرالمومنین علیه السلام در خانه ایشان جمع شده بودند. مردم نیز تحت تاثیر جو حاکم، به بهانه بیعت گرفتن از این افراد برای خلیفه اول، راهی منزل حضرت شدند و در این بین حرمت خاندان وحی و دختر نبی و اهل بیت ایشان را حفظ نکردند و بیحرمتیهای بسیاری در آنجا صورت گرفت. تا جایی که از آتش زدن درِ خانه هم کوتاهی نکردند. علمای اهل تسنن نیز این موارد را در کتابهای خود ذکر کردهاند که نام کتاب و آدرس آنها را ذکر مینمائیم.
1ـ ابن أبى شیبه (متوفى 235 ه.ق) در كتاب خود به نام «المصِّنف» جلد هفتم، ص 432 روایت شماره 37045(چاپ بیروت) .
2ـ ابن قتیبه (متوفى 276 ه.ق) در كتاب خود به نام «الامامة و السیاسة» ج 1، ص 12، چاپ مصر.
3- بلاذرى (متوفى 279 ه. ق) در كتاب خود به نام «انساب الأشراف» چاپ مصر، ج 1، ص 586، تحت عنوان «امر السقیفه» در حدیث شماره 1184.
4- طبرى (متوفى 310 ه.ق) در كتاب خود به نام «تاریخ الاُمم و الملوك» ج 2، ص 443، چاپ بیروت.
5- مسعودى(متوفى 346 ه.ق) در كتاب خود به نام «اثبات الوصیه» ص 142، تحت عنوان «حكایة السّقیفه» .
6- ابن عبد ربّه (متوفى 328 ه.ق) در كتاب خود به نام «عقد الفرید» ج 3، ص 64، چاپ مصر.
7- شهرستانى (متوفى 548 ه.ق) در كتاب معروف خود «الملل و النّحل»، ج 1، ص 57، چاپ بیروت.
8 ـ ابن ابى الحدید (متوفاى 655 ه. ق) در «شرح نهج البلاغه»، ج 2، ص 56(چاپ بیروت).
9- اسماعیل عمادالدین (متوفى 732 ه.ق) در كتاب خود به نام «المختصر فى أخبار البشر»، چاپ مصر، ج 1، ص 156.
10- عمر رضا كحاله در كتاب خود به نام «أعلام النساء» چاپ بیروت، در قسمت حرف «فاء» ذیل نام فاطمه بنت محمد (صلى الله علیه و آله).

گفتیم که مردم بیوفای آن عصر به دنبال تحریک برخی به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصی پیامبر اکرم، امیرالمومنین علی (علیه السلام) بیحرمتی کردند و این هجوم به خانه وحی، ضایعاتی را در پی داشت و حضرت زهرا علیهاالسلام، عزیز رسول خدا، همو که پیامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسی که دخترم، فاطمه را آزار دهد، مرا آزار داده و کسی که مرا آزار دهد باعث ناخشنودی خدا میشود"؛ را صدمه زدند. از جمله این که باعث شدند حضرت، فرزند شش ماههاش را که رسول خدا نامش را "محسن" نهاده بود را سقط نماید. در بسیاری از منابع عامه نیز به سقط حضرت محسن بن علی (علیهماالسلام) اشاره شده است که نام آن منابع را ذکر مینماییم.
1ـ ابن شهر آشوب در كتاب «المناقب» خود ج 3، ص 132، از كتاب «المعارف» ابن قتیبه دینورى این واقعه را نقل کرده است.
2ـ مسعودى در«اثبات الوصیه» ص 142.
3ـ شهرستانى در كتاب «الملل و النحل» چاپ بیروت، ج 1، ص 57.
4ـ ذهبى در كتاب «المیزان الاعتدال»، ج 1، ص 139، رقم 552.
5ـ صفدى در كتاب خود به نام «الوافى بالوفیات»، ج 6، ص 17.
6ـ الاسفرائینى التمیمى در كتاب «الفرق بین الفرق»، ص 107.
7ـ الحموئى الجوینى الشافعى در كتاب «الفرائد السمطین»، ج 2، ص 35.
8ـ ابن ابى الحدید معتزلى در «شرح نهج البلاغه»، چاپ بیروت، ج 14، ص 192.
از جمله مسائل قابل طرح و بحث كه مربوط به روزهای آخر زندگی حضرت زهرا (علیهاالسلام) میشود مسئله ناراضى بودن حضرت زهرا(علیهاالسلام) از برخی صحابه رسول خدا است (كه این نارضایتى حضرت فاطمه علیهاالسلام، موجب نارضایتى رسول خدا و در نتیجه نارضایتى خداوند بارى تعالى را در پی داشت و دارد) ما در این جا با ذكر اسناد و مداركى از علمای اهل تسنن كه از معتمدین و بزرگان ایشان هستند، این مسئله و دلائل آن را مورد بررسى قرار میدهیم.

از دلایلى كه نارضایتى حضرت زهرا (علیهاالسلام) را مىرساند و علماى اهل تسنّن در منابع خویش ذكر كردهاند، تدفین مخفیانه و شبانه است. به راستى چرا باید دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم (صلى الله علیه وآله) وصیت نمایند تا ایشان را بدینگونه و شبانه تدفین نمایند؟! و کسی بر پیکر مطهر ایشان نماز نخواند؟!
پاسخ این سؤال در لابلاى كتب اهل تسنن موجود میباشد.
1- محمدبن اسماعیل بخارى در الصحیح، ج 5، ص 177، چاپ احیاء الثرات ـ بیروت.
2- احمد البیهقى در السنن الكبرى، ج6، ص 300، چاپ بیروت.
3- مسلم بن الحجّاج القشیرى در الصحیح، ج3، ص 1380، چاپ مصر.
4ـ ابن اثیر در كتاب «الكامل فى التاریخ»، ج 2، ص 126 .
5- حافظ عبدالدّین محمد بن أبى شبیه، ج 4، كتاب المصّنف، ص 141. «انّ علیّاً دفن فاطمه لیلاً.»
6- اُبى فلاح الحنبلى در كتاب شذرات الذهب، ج 1، ص 15،چاپ قاهره آورده است:
«و غسَّل فاطمةُ، اسماء بنت عمیس و على (علیه السلام) و دفنها لیلاً.»
به راستى چرا باید دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم صلى الله علیه وآله وصیت نمایند تا ایشان را بدینگونه و شبانه تدفین نمایند؟! و کسی بر پیکر مطهر ایشان نماز نخواند؟!
7- سیوطى در كتاب الثغور الباسمه، ص 15، چاپ بمبئى آورده است.
«و غَسلها زوجها على، و صَلّى علیها و دفنها لیلاً»؛ همسرش علی او را شبانه غسل داد، بر او نماز خواند و دفنش کرد.
8- عبدالرحمن بن عمرو الدمشقى در كتاب تاریخ أبى ذرعة ج1، ص 290 چاپ دمشق گوید: «توفّیت فاطمة، بعد رسول الله (صلى الله علیه وآله) بستّه اشهر، فدفنها على بن ابى طالب لیلاً»؛ فاطمه شش ماه پس از پیامبر رحلت کرد و علی (علیه السلام) شبانه دفنش کرد.
9ـ ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه ج 6، ص 50 .
لازم به یادآورى است كه در منابع ذكر شده در این قسمت از اهل تسنن، علاوه بر تدفین شبانه به مورد دیگرى نیز توجّه شده بود و آن اعراض حضرت زهرا (علیهاالسلام) از خلیفه اول و عدم تكلّم ایشان با او تا زمان وفات است و این خود نیز دلیلى دیگر بر غضب حضرت فاطمه (علیهاالسلام) بر ایشان است.
در منابع اهل تسنن به مطلب (ناراضى بودن حضرت فاطمه علیهاالسلام از شیخین- خلیفه اول و خلیفه دوم-) تصریح شده است:
1- ابن قتیبه در كتاب الامامة و السیاسة، ص14، و نیز محمد بن یوسف گنجى شافعى در باب 99 كفایة الطالب.
از دیگر مصادرى كه گواه بر خشم و غضب حضرت زهرا(علیهاالسلام) بر برخی از صحابه است خطبه ایشان در مسجد است. كه در مصادر اهل تسنّن خطبه مذكور ضبط شده است:
(در قدیمیترین نسخه در كتاب بلاغات النساء، نوشته ابوالفضل احمد بن ابى طاهر مروزى، که متولد 204 و متوفاى 280 هجرى است حاوى خطبههاى بلیغ زنان عرب است.
آیا الفاظ سنگین و سرشار از استدلال خطبه فدکیه، دلیل بر مصائب و رنجهاى وارده بر حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نیست؟!
2- بلاغات النساء، صص 23 و 24، چ بیروت .
3- ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 4، ص78 .
4- المناقب، احمد بن موسى كه سند آن منتهى به عایشه است .
5- السقیفه، ابوبكر احمد بن عبدالعزیز جوهرى كه از بزرگان اهل تسنن است و در كتابش به سندهاى مختلف این خطبه را نقل كرده است.
آیا الفاظ سنگین و سرشار از استدلال خطبه فدکیه، دلیل بر مصائب و رنجهاى وارده بر حضرت زهرا (علیهاالسلام) بعد از وفات پدر بزرگوارشان نیست؟!
پس از چند روز حضرت در اثر مصائب و لطمات وارده در بستر بیمارى قرار گرفتند و هنگامى كه خبر به زنان مهاجر و انصار رسید شاید براى جبران و كاهش اشتباهات مردانشان به عیادت آمدند و از احوال حضرت پرسیدند؟ حضرت در پاسخ به این سؤال فرمودند:

«قالت: اصبحتُ و الله عائفة لدنیا كنّ، قالیةً لرجالكنّ»؛ «به خدا سوگند صبح كردم در حالى كه از دنیاى شما بیزارم و بغض مردان شما در دلم جاى گرفت.»
آیا این سخنان كسى نبود كه پیامبر (صلى الله علیه و آله) دربارهاش فرمود: من به شادىاش شادمان هستم و در ناراحتى او ناراحت... ؟!!
و از طرفى در كتب اهل تسنن آمده است كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مورد حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) فرمودند: «فاطمةُ بضعة منى، فمن أغضبها، أغضبنى»؛ فاطمه پاره تن من است، غضب او ، غضب و ناراحتی من است.
لازم به ذکر است که علامه امینى در جلد 7 كتاب الغدیر، صفحه 232 نام شصت تن از علماى اهل تسنن را ذكر كردهاند كه حدیث فوق را در كتب خویش آوردهاند.
و یا این كه «ان اللهَ تبارك و تعالى یغضبُ لِغضب فاطمة و یرضى لرضاها.»و نیز «من غضبت علیه ابنتى فاطمة غضبتُ علیه و من غضبتُ علیه غضب الله.»
چه شده است كه حال، آن بانوى بزرگوار اینگونه سخن مىگویند و این چنین نارضایتى خویش را اعلام مىكنند! آیا بهانهاى و ابهامى براى كسى در طول تاریخ باقى مىماند؟!
پس بنابر آنچه خود اهل تسنن به آن اقرار دارند غضبناك بودن حضرت زهرا(علیهاالسلام) از آنان در مورد صدمه زدن ایشان از جانب برخی از صحابه و تابعین آنان مسلم است و بنابر احادیث صحیح السند كه متفق بین علماى اهل تسنن است صدمه به حضرت زهرا (علیهاالسلام)، اذیت رسول خدا، و آزار خدا را به دنبال دارد و هر كس كه اطلاع اندكى از آیات قرآن داشته باشد، نتیجه خواهد گرفت:به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله علیه و آله) با فاصلهاى اندك، شبانه، با دلى پر درد به دیدار حق مىرود و تا كنون نیز مزارش مخفى مانده است؟! آیا این سند زندهاى از مصائب و مظلومیتهاى ایشان نمىباشد؟!
اولاً صدمه به حضرت زهرا(علیهاالسلام) كه همان اذیت و آازار پیامبر (صلى الله علیه و آله) است، باعث غضب الهى و دور شدن از رحمت خداوند در دنیا و آخرت مىگردد.
«ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا و الآخرة و اعدّلهم عذاباً مهینا» (احزاب :57)؛ آنان كه خدا و رسول او را به عصیان و مخالفت اذیت مىكنند خدا آنها را در دنیا و آخرت لعن كرده (و از رحمت خود دور فرموده) بر آنان عذابى خوار كننده مهیا است .
«والذین یؤذون رسول الله لهم عذابٌ الیم»(التوبه:61)؛ و براى آنان كه رسول خدا را اذیت كنند، عذاب دردناكى است .
و ثانیاً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود گمراه است. چرا كه «و من یحلل علیه غضبى فقد هوى» (طه /81 )؛ و هر كس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاك خواهد شد.
و ثالثاً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود را نمىتوان دوست و یاور قرار داد چون كه خداوند مىفرماید:
«یا ایهاالذین آمنوا لا تتولّوا قوماً غضب الله علیهم»(ممتحنه :13)؛ اى اهل ایمان هرگز قومى را كه خدا بر آنان غضب كرده یار و دوستدار خود نگیرید .
پس به فرمان خداوند نباید آنان را كه خدا و رسولش را مورد غضب قرار دادهاند دوست داشت چرا كه خدا و رسولش، به غضب فاطمه (علیهاالسلام) غضبناك و به اذیت او خشمناك مىشوند.
دوباره این سوال را از تمام کسانی که انصاف و وجدانی بیدار دارند می پرسیم:
به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله علیه و آله)، که پیامبر بارها فرموده بود هرگاه دل تنگ بهشت می شوم سینه فاطمه را می بویم. و به اعتراف تاریخ که پیامبر دستهای این بانوی دو سرا را می بوسیدند؛ با فاصلهاى اندك پس از رحلت پیامبر اکرم، شبانه، غسل می شود، کفن و دفن می شود و با دلى پر درد به دیدار حق مىرود و تا كنون نیز مزارش مخفى مانده است؟! آیا این سند زندهاى از مصائب و مظلومیتهاى ایشان نمىباشد؟!
میرحسین موسوی با حضور در قاب تلویزیون، سرانجام به غیبت خود پایان داد و رو در رو با مردم از انگیزههایش برای حضور در انتخابات سخن گفت و با اشاره به نقدهایش به دولت نهم، گفت: میتوان کشوری آباد، شاد، قوی با سیاست خارجی نیرومند داشت و از همه آرمانهای شهدا در سطح بینالمللی و داخلی دفاع کرد.
به گزارش «تابناک»، مهندس موسوی در این برنامه که از شبکه یک سیما پخش میشد، با ابراز خوشحالی از این گفتوگو بیان کرد: خوشحالم که دوباره در بین شما هستم و میتوانم با شما صحبت کنم.
او با گلایهای ظریف از صدا و سیما افزود: هر چند مدتهاست پس از پایان یافتن وظایفم در دولت، از سال 68 امکان نداشته از طریق رسانه ملی گرد هم باشیم و با هم صحبت کنیم که البته این موضوع به دلیل محدودیتی است که برای تصویر بنده وجود داشته است، با وجود این، در این مدت، بنده به هیچ وجه از شما دور نبوده و با شما در مغازهها، کوچه، خیابان، روستاها، شهرها، مساجد، کارخانهها، کوهپیماییها و راهپیماییهای عظیم و در فراز و نشیبها بوده و حضور داشتم.
موسوی با ابراز امیدواری نسبت به اینکه رسانه ملی در اختیار همه ملت باشد، از جمله آرمانها و آرزوهای خود را این دانست که مردم از راه رسانه ملی و نظایر آن، بتوانند دوستیها را تقسیم کرده، صحبت کنند و دور هم باشند، تبادل نظر داشته باشند و همچنین مشکلات را بهتر حل کنند.
میرحسین موسوی با اشاره به اینکه از امکاناتی همچون پول نفت در آستینم برخوردار نبودم که آن را بین شما پخش کنم، با تشکر از مردم برای استقبال از حضورش در شهرهای گوناگون گفت: در یکی دو ماه اخیر بنده به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری و خدمتگزار مردم در شهرهای گوناگون حضور پیدا کردم که جا دارد از پیشوازی مردم تشکر کنم و البته میدانم که حضور شما در صحنه به دلیل این امکانات و وسایل نیست بلکه به دلیل احساس مسئولیتی است که در برابر انقلاب اسلامی دارید.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با تشکر از سید محمد خاتمی گفت: بنده همواره ایشان را به عنوان فردی که اهتمامی خاص به صیانت از آزادیهای تصویب شده در قانون اساسی دارند، در نظر دارم که نشاندهنده روح صلحطلبی و آرامشطلبی و وسعت بخشیدن ارتباطات با خارج هستند و سرمایه بزرگی برای کشور ما به شمار میروند.
وی همچنین با تشکر از خانواده معظم شاهد و ایثارگر، گفت: آنها میراث گران بهایی هستند که در راه انقلاب رنجهای بسیاری کشیدهاند. بنده همواره در جلوی این خانوادهها سر تعظیم فرود آورده و خود را مدیون آنها میدانم.
همچنین به گزارش قلمنیوز، میرحسین موسوی با بیان اینکه با کمال احترام به بقیه رقبای انتخاباتی، نقد و صحبت در آستانه انتخابات، طبیعت یک انتخابات آزاد و خوب در کشور ماست، گفت: انتخابات زمینهای را فراهم میکنند تا بتوانیم به نقد وضعیت موجود بپردازیم و نگاهی به آینده داشته باشیم. در آستانه انتخابات یک نوع حساسیت فراگیر و گستردهای در کشور ما نسبت به مسائل مهم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایجاد میشود و مردم به گذشته خود نگاه میکنند. فرصتی پیش میآید که در آن مردم به این موضوع بیندیشند که آیا با شرکت در انتخابات، وضع را تثبیت میکنند یا امکان دگرگونی را فراهم میکنند؟ این نعمت بزرگی برای انقلاب اسلامی به شمار میآید.
این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری افزود: مردم ضمن بیان مسائل منطقهای، مسائل ملی خود را نیز مطرح میکنند. مثلا در سفر به شمال کشور بحث بر این بود که در حالی که برنجهای کشاورزان گیلانی در انبارها باقی مانده، برنج پاکستانی با قیمتی ارزانتر در بازارهای رشت به فروش میرسد. یا مثلا در حالی که پرتقالهای کشور روی درخت باقی مانده، پرتقالهای خارجی در کشور وجود دارد که این موضوع باعث ورشکستگی باغداران ما میشود.
وی ادامه داد: بیان اینگونه مسائل به این دلیل است که این مشکلات میتواند عمومیت پیدا کند؛ یعنی نباید تنها مسائل را در مشکلات کشاورزی دید. این مشکلات مربوط به کل صنعت و اقتصاد ملی ماست که از این دشواریها رنج میبرد.
وی به سفر استانیاش به استان اراک اشاره کرد و گفت: استان اراک استان صنعتی ماست، اما بنده در سفر خود دیدم که با مشکلاتی در رابطه با صنایع دولتی همچون آلومینیومسازی، ماشینسازی و آذراب اراک که از جمله افتخارات دولت در دوران دفاع مقدس به شمار میآید، روبهرو شده است. در آن زمان، با وجود درآمدهای جنگی، ما با صد هزار دلار توانستیم این کارخانه را با همت مدیران قوی در کشور ایجاد کنیم، اما امروز این کارخانهها در معرض خطر قرار گرفته، کارگرها کار را رها کرده، کارخانهها دچار مشکل شدند، کارگران حقوق معوقه خود را دریافت نکرده و بالاترین نرخ بیکاری در کشور حاصل شده است؛ این موضوع تنها مربوط به کارخانههای دولتی نیست.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتقاد از نحوه اجرای اصل 44، این شیوه اجرا را موجب این دانست که به این منظومه دقیق، همهجانبه نگریسته نشود. اکنون بیکاری گستردهای در استانهای صنعتی هست که با تحقیق میتوان آمار آن را به خوبی درآورد. بنده هنگامی که در مسجد ساوه قصد صحبت داشتم، دیدم که بیشتر قشری که در آن مسجد بزرگ با وجود فشردگی دور هم جمع شده بودند، قشر کارگری بودند که از حقوق معوقه و اخراج ناراحت بودند و برخی از سرمایهگذارها گلایه داشته و طبیعی است که در این شرایط عصبانی باشند. بنده خطاب به آنها گفتم که خود سرمایهگذارها نیز به دلیل روشن نبودن فضای کسب و کار در کشور متضرر شده و امکان کسب و کار ندارند؛ یعنی هم کارفرمایان و هم کارگران دچار مشکل شدهاند. این مسائل، مسأله اصلی ملت ماست و مسأله کوچکی به شمار نمیآید، چرا که دود آن، تنها به چشم یک کارگر نمیرود. اگر تنها این موضوع رخ میداد، باز هم یک مشکل بزرگ بود.
میرحسین موسوی در ادامه اظهار کرد: همیشه ما از مسائل فرهنگی بد در جامعه و بداخلاقیها و اعتیاد مینالیم، اما این در حالی است که میتوان از دید اقتصاددانان مستقل، رابطه معناداری را بین اعتیاد و مشکلات بیکاری پیدا کرد. در این شرایط میبینیم که دلایل بسیاری از مشکلات اجتماعی ما در کجاست که مهمترین آن بحث اقتصادی است که به آن خوب پرداخته نمیشود. اگر دولتها نتوانند به اینگونه مسائل عمده پرداخته و آن را حل کنند طبیعی است که در بقیه مسائل مشکل داشته باشیم. نمیشود در این کشور مشکلات فرهنگی را حل کرد، اما مشکلات بیکاری را حل نکرد. نمیتوان بداخلاقیها را حل کرد و از جوانان خواست که در زمینه خلق خلاقیتها فعالیت کنند اما برایشان تصویر درست و دورنمای روشنی از آینده ترسیم نکرد. این مسائل به یکدیگر ارتباط دارند.
وی ادامه داد: یکی از مهمترین مسائل، احساس ناامنی است. این احساس تنها در این صورت که دزد جنایتکاری اسلحهای را روی سینه ما بگذارد به آدم دست نمیدهد، بلکه همین جوانهای درس خوانده اعم از دختر و پسر هنگامی که دورنمای روشنی از زندگیشان نمیبینند یا شرایط بازار کار را نقد میکنند و فارغالتحصیلان را میبینند و از سوی دیگر زمینههای شغلی کم و تبعیض و رانتخواری و سفرهپروری و مقررات گزینشی و تبعیضی برای استخدام به جای شایستهسالاری میبینند، دیگر احساس امنیت نمیکنند. به همین دلیل یکی از شعارهای بنده، رهایی از ترس و آزادی از ترس است؛ ترس تنها به معنای جسمی نیست بلکه باید آرامش روانی در جامعه ایجاد شود. این امر حاصل نمیشود مگر آنکه مهمترین اهتمام دولت به حل مسائل اقتصادی باشد.
میرحسین موسوی به زندگی امیرکبیر اشاره و اظهار کرد: بنده همیشه امیرکبیر را جزو شهدای انقلاب میدانم و همیشه برای او فاتحه میخوانم و او را یاد میکنم. یکی از مهمترین کارهای امیرکبیر ایجاد اشتغال، کارآفرینی و فرصت دادن به ابداعات داخلی بود.
بنا بر این گزارش، موسوی در ادامه اظهار داشت: بدون حل این مسائل نمیتوانیم مدیریت جهانی داشته باشیم. ما مجبوریم با مدیریت داخلی مشکلات خود را حل کنیم تا بتوانیم به سمت اهداف بلندتری برویم. ما موقعی میتوانیم از برادران لبنانیمان حمایت کنیم که خودمان در داخل قوی باشیم. هنگامی میتوانیم از آرمانهای فلسطین دفاع کنیم که خودمان قوی باشیم و موقعی میتوانیم دست دراز کنیم تا در آمریکای لاتین فعال باشیم که در رابطه با همسایههای عزیز خود که جای پای محکمی داریم و مذهب و بازارهای مشترکی با ما دارند، فعال شده باشیم و عمق استراتژیکی را برای کشور تأمین کرده باشیم.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه تأکید کرد: در صورتی میتوانیم با اهداف و طمعها در خلیج فارس مقابله کنیم که از عمق استراتژیک خود در شمال و شرق کشور یعنی قفقاز، افغانستان و پاکستان بهترین بهره را بگیریم، نه اینکه دست خالی برویم و خیالپردازی کنیم.
میرحسین موسوی ادامه داد: در این شرایط، اکنون شاهد تورم 25 درصدی در کشور هستیم. در مقابل گفته میشود که تورم را کنترل کرده و تورم رشد نمیکند. این در حالی است که 25 درصد تورم یعنی 25 درصد قدرت خرید مردم در سال پایین آمده است. برای فردی که دارای مال و املاک است، این امر مهم نیست، اما برای مردمی که برای همان سفره کوچکشان نمیتوانند کاری کنند و زیر خط فقرند، مشکلات فراوانی را ایجاد میکند. بنده ظن این موضوع را دارم که وزارت رفاه به دلیل این موضوع تعداد قشرهای زیر خط فقر را اعلام نمیکند تا این مسائل را بپوشاند. این در حالی است که بنا بر قانون باید این آمارها مطرح شود تا همه مسئولان به دنبال رفع این مشکل باشند.
وی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، مسأله بیکاری از مشکلاتی است که در ذهنیت و احساس مردم اثر میگذارد. این امر جزو خواستههایی است که از همه دولتها میشود. بنده در مقطع مسئولیتم این موضوع را به خوبی لمس میکردم. در آن زمان، هنگامی که مسئولان کشورهای گوناگون دور یکدیگر جمع میشدند، نخستین رجزخوانیشان مربوط به نرخ تورم در کشورشان بود. از این روی، باید مسأله کنترل تورم جزو اولویتهای نظام ما باشد و در کنار آن مسأله بیکاری اولویت دیگری است که باید به آن توجه شود.
موسوی گفت: مسأله بیکاری امری است که باعث ایجاد چنین وضعیتی در جنوب شهر و شهرهای فقیر و روستاهای فقیر میشود و به دنبال آن، مهاجرت و حاشیهنشینی رخ میدهد. بنده به دلیل وجود این مسائل اصلی وارد صحنه شدم.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: این مشکلات حل نمیشود مگر آنکه دولت قویا قانون را رعایت کند و گریز از قانون نداشته باشد. باید دولت، دولت برنامهریز باشد، نه آنکه سازمان مدیریت و برنامهریزی را تعطیل کند. باید به مردم قول دهد که کارها جز از راه نظام برنامهریزی دقیق که بر هزینههای دولت نظارت دارد و جلوی تصمیمگیریهای فردی و صدقهای را میگیرد امکانپذیر نیست. این امر هنگامی رخ میدهد که بانکهای مستقل و بانک مرکزی مستقل داشته باشیم یا در حد پایینتر بانکها در چهارچوب قانونی به وظایف خود رفتار کنند. این در حالی است که اکنون شورای عالی پول و اعتبار با هجده شورای بسیار حساس از سوی دولت تعطیل شدهاند که نتیجه آن این است که بانکها حیات خلوت دولت شدهاند. در این شرایط، نمیتوان انتظار داشت که بانک مرکزی از قدرت خرید مردم و ارزش پول ملی ما که جنبه حیثیتی دارد حمایت کند.
این کاندیدای ریاست جمهوری خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم انقلاب اسلامی را حفظ کنیم و به راه شهدا برگردیم، در سطح جهانی آبرو داشته و کشوری نیرومند همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند که کشور با اقتصاد پیشرفته، ایران پیشرفته و همراه با عدالت داشته باشیم، مجبوریم اولویتها را عوض کنیم. به جای آنکه بیشتر به چیزهای گوناگون، پراکنده و بدون برنامه بپردازیم، به مسائل اصلی بپردازیم. پرسش من این است که چرا پروژههای اساسی کشور که میتواند اقتصاد را زیر و رو کند و اشتغال دایم ایجاد کند و باعث عزت ما شود ،متوقف شده و در این حالت برای پروژههای کوچک، پولهای بسیاری توزیع میشود که تنها یکی از نتایج آن ایجاد تورم در سطح کشور است.
میرحسین موسوی اضافه کرد: امیدوارم در آینده با ثروت ملی و نیروی کار عظیم، مشکلات کشور حل شود. کشور ما دارای امکانات وسیعی است که به قول آقای عالی نسب، یکی از مشاوران دوران جنگ، سرنوشت ایران فقر نبود و فقر نیست. اگر مشکلی هست، از مدیریت ماست. ما باید اصلاحات را در سیاست خود و در تمام مجموعههای سیاست اعمال کنیم، چرا که با پرداختن درست به مسائل میتوانیم از این امکانات در راستای بهروزی و پیشرفت مردم استفاده کنیم و به مشکلات خود غلبه کنیم. انشاءالله با کمک همه مردم و همه قشرها به ویژه قشرهای زحمتکش کشور این مسائل حل شود.
وی در ادامه به بیان یکی از شعارهای خود پرداخت و گفت: یکی از شعارهای من این است که چه اغنیا، چه دولت، چه کارآفرینان، چه کارخانهداران و چه کسانی که دستشان به ثروتها و امکاناتی است، همه باید مدافع منافع مستضعفان باشند. منفعت همه دولتها، کارخانهداران و همه اغنیا در این است که به هم کمک کنیم. اگر فردی که داراست و دستش به دهنش میرسد همنشین فقرا نباشد، به کشور خدمت نمیکند، اما آن کارخانهدار و کارآفرینی که ثروت خود را به کار میگیرد تا به اقتصاد ملی کمک کند، دوست قشرهای مستضعف ماست. البته اکثریت کارآفرینان ما در این جهت حرکت میکنند.
موسوی در پایان خاطرنشان کرد: انشاءالله همه دولتها و قشرهای موجود در جامعه به این فکر باشند که میتوان کشوری آباد، شاد، قوی با سیاست خارجی نیرومند داشت و از همه آرمانهای شهدا در سطح بینالمللی و داخلی دفاع کرد.